سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برنده بودن، در دنیای نوآوری‌های بی‌وقفه

نوآوری

برنده بودن، در دنیای نوآوری‌های بی‌وقفه


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

علی‌رغم این‌که باریکه راه‌ها و چالش‌های پیش‌ روی سازمان‌ها بی‌شمار هستند، اما میدان و وسعت عمل رهبران نامحدود نیست. به همین خاطر باید مشخص شود چه مسائل و موضوعاتی در اولویت قرار دارند. نویسنده در این کتاب پنج مسئله را به‌عنوان مسائل زیربنایی و علت هستی و سقوط سازمان‌ها در نظر می‌گیرد موضوعات متنوعی را حول این پنج مسئله طرح می‌کند: آن پنج مسئله خطیر ازنظر نویسنده عبارت‌اند از: ارزش‌ها، نوآوری، سازش‌پذیری، عشق ورزیدن به کار، ایدئولوژی.

اینک اولویت در چیست؟؛ چگونه در دنیایی مملو از تغییرات بی‌امان، رقابت‌های بی‌رحمانه و نوآوری‌های بی‌توقف برنده باشیم؟

نویسنده کتاب: گری همل

مترجم کتاب: مهدی شفقتی

ناشر: آوند دانش

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۲

تعداد صفحات: ۴۵۱

علیرضا جباری دارستانی

علیرضا جباری دارستانی

علیرضا جباری دارستانی

علیرضا جباری دارستانی

علی‌رغم این‌که باریکه راه‌ها و چالش‌های پیش‌ روی سازمان‌ها بی‌شمار هستند، اما میدان و وسعت عمل رهبران نامحدود نیست. به همین خاطر باید مشخص شود چه مسائل و موضوعاتی در اولویت قرار دارند. نویسنده در این کتاب پنج مسئله را به‌عنوان مسائل زیربنایی و علت هستی و سقوط سازمان‌ها در نظر می‌گیرد موضوعات متنوعی را حول این پنج مسئله طرح می‌کند: آن پنج مسئله خطیر ازنظر نویسنده عبارت‌اند از: ارزش‌ها، نوآوری، سازش‌پذیری، عشق ورزیدن به کار، ایدئولوژی.

اینک اولویت در چیست؟؛ چگونه در دنیایی مملو از تغییرات بی‌امان، رقابت‌های بی‌رحمانه و نوآوری‌های بی‌توقف برنده باشیم؟

نویسنده کتاب: گری همل

مترجم کتاب: مهدی شفقتی

ناشر: آوند دانش

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۲

تعداد صفحات: ۴۵۱


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

کتاب اینک اولویت در چیست؟ نوشته گری هَمِل به‌منزله دعوت‌نامه‌ای است که در آن از همه رهبران و مدیران خواسته‌شده است تا به آفرینش جدید مدیریت آن‌گونه که این نویسنده می‌شناسد، دست یابند و همچنین در مفروضات اساسی که از سیستم سرمایه‌داری، نهادها و دنیای حرفه‌ای انسان سراغ دارند، بینش جدیدی ایجاد کنند.

گری هَمِل عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم بازرگانی لندن و استاد مدیریت راهبردی و بین‌المللی است. در معتبرترین همایش‌های رشته مدیریت در دنیا سخنرانی می‌کند، به روسای برخی دولت‌ها نیز در زمینه‌هایی از قبیل سیاست‌گذاری دولت در حوزه نوآوری، کارآفرینی و رقابتی بودن صنایع مشورت می‌دهد. وی نخستین پایانه همگانی و باز دنیا را که اختصاصاً ذیل موضوع نوآوری است، سرپرستی می‌کند. این پایانه مجازی، بازآفرینی و نوزایی علم مدیریت را هدف اصلی خود می‌داند. تارنمای علمی دیگری نیز که وی راه‌اندازی کرده و در حال حاضر آن را اداره می‌کند، بورس نوآوری در مدیریت نام دارد. هدف وی از طراحی این مرجع مجازی، سرعت بخشیدن به روند تکاملی دانش و کنش مدیریتی است. وی از اعضای مجمع جهانی اقتصاد و انجمن مدیریت راهبردی آمریکاست و در شمال ایالت کالیفرنیا سکونت دارد.

کتاب اینک اولویت در چیست؟ همل که مشتمل بر ۵ بخش  و ۲۵ فصل است، در مورد یک موضوع یگانه صحبت نمی‌کند، همچنین درباره موضوعاتی چون رهبری، کار گروهی و یا انگیزه‌بخشی نیز به بحث و بررسی نمی‌پردازد، بلکه حکم یک دستورالعمل چندوجهی را برای سازمان‌ها و نهادها دارد تا بتوانند در دنیایی که بخش عظیمی از آن را یأس، تغییرات سریع و روزافزون و رقابت دمادم فراگرفته، به فعالیت خود ادامه دهند و در زمینه فعالیتشان نیز موفق باشند. غالب فصل‌های این کتاب، کوتاه و تابع الگوی مشخصی هستند و لزومی ندارد که خواننده تمام چند صد صفحه آن را از آغاز تا پایان بخواند، بلکه بسته به علایق خویش می‌تواند به‌طور مستقیم به هر فصل یا بخش دلخواهش رجوع کند.

ازنظر گری همل، مسائل پرشماری ازجمله رسانه‌های اجتماعی، ابرداده‌ها، بازارهای نوظهور، همکاری مجازی، مدیریت ریسک، نوآوری باز و پایداری دارای اهمیت هستند، اما قاعدتاً در دنیایی مملو از تردید، بی‌سرانجامی و بی‌اعتمادی، بعضی مسائل از بعضی دیگر مهم‌تر جلوه می‌کنند. به نظر او علی‌رغم این‌که باریکه راه‌ها و چالش‌های پیش‌ روی سازمان‌ها بی‌شمار هستند، اما میدان و وسعت عمل رهبران نامحدود نیست. به همین خاطر باید مشخص شود چه مسائل و موضوعاتی در اولویت قرار دارند. نویسنده در این کتاب پنج مسئله را به‌عنوان مسائل زیربنایی و علت هستی و سقوط سازمان‌ها در نظر می‌گیرد موضوعات متنوعی را حول این پنج مسئله طرح می‌کند: آن پنج مسئله خطیر ازنظر نویسنده عبارت‌اند از: ارزش‌ها، نوآوری، سازش‌پذیری، عشق ورزیدن به کار، ایدئولوژی. او در هر بخش از کتاب «اینک اولویت در چیست» به‌طور مجزا هرکدام از مسائل را موردبحث قرار می‌دهد.

همل درباره ارزش‌ها این‌گونه نظر خود را بیان داشته است که در هر سیستم اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد، افراط (زیاده‌خواهی) در طلب ثروت همیشه وجود دارد، ولی بانکداران زیاده‌خواه و مدیران بی‌اخلاق و ارزش‌گریز شرکت‌های خصوصی بزرگ در به وجود آمدن رفتارهای غیرمسئولانه و خودمحور نقشی بسیار پررنگ داشته‌اند و در این زمینه از رقبای گذشته خود نیز جلو زده‌اند. او خاطرنشان کرده است که اگر دنیای حق‌طلب و عقل‌محوری وجود داشت، این افراد خاطی (بانکداران زیاده‌خواه، مدیران بی‌اخلاق و ارزش‌گریز شرکت‌های خصوصی) را به خاطر بدنام کردن سیستم سرمایه‌داری تحت پیگرد قانونی قرار می‌داد. او شرکت‌های خصوصی بزرگ را در زمره نهادها و سازمان‌هایی می‌داند که جامعه نسبت به آن‌ها بدبین و بسیار بی‌اعتماد شده است و با از بین رفتن اعتماد نسبت به بنگاه‌های اقتصادی، بار مسئولیت در قبال قانون به همان نسبت بیشتر بر دوش این بخش سنگینی می‌کند. به عقیده او برای اینکه بدبینی جامعه نسبت به شرکت‌های خصوصی بزرگ از بین برود و بار مسئولیتی که بر دوش آنان است، کم‌تر شود نیاز به شکل‌گیری رنسانسی اخلاقی در دنیای کسب‌وکار است.

بخش دوم کتاب در باب نوآوری است؛ گری همل بر این باور است که در اقتصاد جهانی امروز، به دلیل ارتباط‌ها و تماس‌های مستقیم کنشگران درون آن، کالاها و رهنمودهای موفق به‌سرعت مورد تقلید رقبا قرار می‌گیرد و در اکثر سازمان‌ها، نوآوری با وجود نظام مدیریتی حاکم بر آن‌ها پدید می‌آید و نه درنتیجه آن. او نوآوری را تنها عامل پیش‌برنده و پایدار در ایجاد ارزش درازمدت برای یک سازمان معرفی می‌کند.

در بخش سوم کتاب که در مورد سازش‌پذیری است، توصیه‌شده که با سرعت گرفتن تغییر، رویکرد به راهبردهای نو نیز باید با سرعت بیشتر صورت پذیرد، اما تغییرات اساسی و ریشه‌ای غالباً در پی یک بحران به وجود می‌آیند که هزینه‌بردار هستند. در این بخش همچنین قیدشده است که در دنیایی که ممکن است رهبران صنعتی یک‌شبه بر نردبان موفقیت از رقیبانشان عقب بمانند، تنها راه حفظ موفقیت بازآفرینی آن است؛ به همین خاطر است که سازش‌پذیری اهمیت ویژه‌ای پیداکرده است.

نویسنده در بخش چهارم کتاب اظهار می‌کند که نوآوری و اراده‌ای که سبب تغییر می‌شود، محصول عشق ورزیدن به کار عنوان است، همل می‌گوید درحالی‌که غالب محیط‌های کاری برای تأمین اهداف و تضمین موفقیت سازمان‌ها تلاش می‌کنند، اما با قوانین دست‌وپا گیر، هدف‌های کوته‌نظرانه و ساختارهای هرمی، به دشمن عشق و انگیزه نیروی انسانی تبدیل می‌شوند. بخش چهارم کتاب سعی دارد به مخاطب یادآور شود در دنیای امروز که بازگشت به کیفیت‌های سطح پایین گذشته در حال از بین رفتن است، مسئله عشق ورزیدن به کار بیش از هر زمان دیگری به‌ویژه برای اقتصاد آفرینش‌محور حائز اهمیت است.

همل در بخش ایدئولوژی که بخش پایانی کتاب است، این سؤال‌ها را مطرح می‌کند: چرا سازمان‌ها کمتر ازآنچه کارکنان‌شان گمان می‌کنند، سازش‌پذیر، نوآور، شاداب و شرافتمند هستند؟ چه عاملی است که استعداد منابع انسانی را در سازمان‌ها تلف می‌کند؟ نویسنده کتاب پاسخ این سؤال‌ها را چیزی جز حاکمیت یک ایدئولوژی مدیریتی نمی‌داند. این بخش از کتاب می‌گوید در چنین نظام‌های مدیریتی که تسلط محض مدیر، بر سازمان محوریت مطلق دارد و خلاقیت‌های منحصربه‌فرد را به محاق می‌برد، دو گزینه پیش رو است: یا باید خود را با این تصور قانع کنید که سازمان‌های شما هرگز نخواهند توانست بیشتر از وضعیت امروزی‌شان سازش‌پذیر، نوآور و الهام‌بخش باشند، یا آنکه برای جایگزین ساختن مکتب مدیرمحور با مکتبی بهتر و راه‌گشاتر تلاش بی‌وقفه داشته باشید. طبیعتاً همل مدافع گزینه دوم است و درباره آن پیشنهاد‌هایی می‌دهد.

 

  این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *