اوگرشیچ، جستارنویسی از کرواسی که به یوگسلاوی فکر میکرد
این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند
از اوگرشیچ در فارسی ابتدا کتاب «البته که عصبانی هستم» با ترجمه خاطره کردکریمی چاپ شد که گلچینی از پنج جستار کتابی است که در زبان اصلی «فرهنگ کارائوکه» نام دارد. «بابا یاگا تخم گذاشت» (ترجمه طهورا آیتی) و «وزارت درد» (با ترجمه نسرین طباطبایی» کتابهای دیگر او بودند که به فارسی ترجمه شدند. دوبراوکا اوگرشیچ، داستاننویس و مقالهنویس کروات ماه مارس امسال از دنیا رفت. هرچند به راحتی نوشتیم «کروات»، اما کل زندگی او زیر سایه این تعلق قومی/ملی قرار داشت. زیرسایه این که او کروات است، یوگسلاو است، جهانوطن است، پست یوگوسلاو است یا چنان که خودش یک بار گفت به جمهوری ادبیات تعلق دارد. برای آشنایی بیشتر با او و آثارش این یادداشت را میتوانید بخوانید. دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده و جستارنویس کروات ماه مارس امسال در آمستردام از دنیا رفت. او بعد از فروپاشی یوگسلاوی در مقابل ناسیونالیسم رو به افزایش در زادگاهش که به کشور جدید کرواسی تبدیل شده بود موضع منفی گرفت و از کشورش خارج شد و به هلند رفت. اما در طول تمام زندگیاش درباره همین وطن نوشت. درباره نوستالژی به فرهنگ یوگسلاو و درباره چیستی و چرایی کروات بودن و یوگسلاو بودن. از این نویسنده کتابهای «البته که عصبانی هستم»، «وزارت درد» و «بابا یاگا تخم گذاشت» به فارسی ترجمه شد و مورد توجه مخاطبان فارسیزبان قرار گرفت. مجموعه جستار «البته که عصبانی هستم» او گلچینی است از جستارهای او در کتاب «فرهنگ کارائوکه». کتاب فارسی حاوی پنج مقاله یا جُستار است. دو تای این مقالهها مستقیماً دربارهی تجربهی نویسنده در کرواسیِ بعد از تجزیهی جمهوری فدرال یوگسلاوی است؛ تجربه در افتادن با اوجگیری احساسات ناسیونالیستی تند در جمهوریهای تازه تاسیس بعد از فروپاشی که در نهایت اوگرشیچ را وادار به ترک وطن کرد. برای درک نوشتههایی که اوگرشیچ در آنها از این تجربهی تلخ میگوید، آشنایی اندکی با وضعیت بالکان در آن دوره ضروری است. روبرت صافاریان در نقدی مفصل به مقالات این کتاب و مساله فشار ناسیونالیسم و ابهام هویتی در کشورهای تازه شکلگرفته بعد از فروپاشی اردوگاه شرق کمونیستی پرداخته است. این مقاله را در زیر میتوانید بخوانید: تجربهی زن نویسندهای در کرواسیِ بعد از تجزیهی جمهوری فدرال یوگسلاوی؛ تجربه در افتادن با اوجگیری احساسات ناسیونالیستی تند در جمهوریهای تازه تاسیس بعد از فروپاشی که در نهایت دوبراوکا اوگرشیچ را وادار به ترک وطن کرد. مقالاتی که در این کتاب گرد آمدهاند درک ملموستری از جمهوریهای پسایوگسلاوی به دست میدهند. همچنین مصاحبهای از او ترجمه و خلاصه کردهایم که در آن درباره دغدغه مهمش در آن روزها و در عمده زندگیاش، یعنی ابهام هویتی کروات بودن صحبت میکند. او در بخشی از این مصاحبه درباره هویت ملی/قومی خود و اینکه خود را متعلق به چه فرهنگی میداند چنین اظهار نظر کرده است: «من الان نزدیک بیست سال است در هلند زندگی میکنم و پاسپورت هلندی دارم و سخت به این جامعه وفادارم، جامعهای که به من اجازه داده در آرامش کاری را بکنم که بلدم، یعنی بنویسم. هویت فرهنگی من تقریباً هیچ ربطی به کرواسی ندارد (تحصیلاتم در رشتهی ادبیات تطبیقی بوده و اندوختهی ادبیام خیلی گستردهتر از ادبیات کرواسی است). هویت قومی من، اگر این آن چیزی است که کنجکاوید بدانید، تعریفش کمی سخت است: مادرم بلغار است و من از کودکی یاد گرفتهام بلغاری صحبت کنم، البته همان وقتها هم آن قدر بزرگ بودم که بفهمم در دنیا چیزهای دیگری هم غیر از کرواسی، کرواتها و زبان کروات وجود دارد. این حقیقت دارد که من به زبان کروات مینویسم، چون وقتی کرواسی را ترک کردم دیگر در سنی نبودم که به زبان دیگری سوئیچ کنم. پُستیوگسلاو، پُستملی، فراملیتی ــ همهی اینها را میتوان برای من به کار برد.» کتاب البته که عصبانی هستم: پنج جستار دربارهی وطن و انزوای خودخواسته ترجمهی بخشهایی از کتاب فرهنگ کارائوکه Karaoke Culture نوشتهی دوبراوکا اوگرشیچ نویسندهی کروات مقیم آمستردام هلند است. نویسنده در این مقالات شرح داده است که چگونه در افتادن با احساسات ناسیونالیستی تند در جمهوری تازه تاسیس کرواسی در نهایت او را وادار به ترک وطن کرد. در مصاحبهای که از سایت politicalcritique.org گرفته شده و ترجمهی قسمتهایی از آن را در زیر میخوانید، اوگرشیچ درک خود را از مفهوم هویت شرح میدهد. اوگرشیچ

دوبراوکا اوگرشیچ، جستارنویس کروات/یوگسلاو درگذشت

فشار ناسیونالیسم و ابهام هویتی در جمهوری کرواسی

مصاحبهای با دوبراوکا اوگرشیچ، نویسندهی پُستیوگسلاو




