
بودن یا نبودن شکسپیر
بود یا نبود شکسپیر و ماجراهای زندگیاش با گذشت چهارقرن همچنان موجب پژوهش و اختلاف است. با اینحال هنوز از عبارات و شخصیتها و نمایشنامههایی که بجا گذاشته، بودنش را بر جهان ادبیات استیلا داده است.

بود یا نبود شکسپیر و ماجراهای زندگیاش با گذشت چهارقرن همچنان موجب پژوهش و اختلاف است. با اینحال هنوز از عبارات و شخصیتها و نمایشنامههایی که بجا گذاشته، بودنش را بر جهان ادبیات استیلا داده است.

تراژدی ریچارد سوم ویلیام شکسپیر، زاده ی سال 1564 و درگذشته ی سال 1616 میلادی، شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی بود. بسیاری او را بزرگترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته اند.شکسپیر در 26 آوریل 1564 در شهر استراتفورد در


چلهی تابستان است، تارک مرداد که به تعبیر اهل جنوب خرماپزان است و به تعبیر اهل شمال انجیرپزان. بسیاری از تابستانِ گرمتر از هرسال مینالند و بسیاری هنوز هم دل به آن میسپارند و میخواهند در ساعات طولانی آن قراری بیابند؛ از گشتوگذار عصرگاهی گرفته تا سفری کوتاه به حوالی طبیعت و خنکای آبی و دریایی، و یا پناهگرفتن در زیر باد کولر و دیدار یک دوست در کافه، رفتن به سینما و حتی ماندن در خانه و چُرتی و خواندن کتابی و داستانی. به هرحال اگر درونتان یک شترمرغ چابک گرمسیری دارید این پرونده برای شماست. به قول مولانا «کلاغان قدر تابستان چه دانند؟».


تاجر ونیزی شاید این مطالب را هم دوست بدارید: هملت هملت، شاهزاده دانمارک از مرگ پدر باخبر و راهی دربار میشود. در بدو ورود، عمو را در مقام پادشاهی و مادر را در آستانه ازدواج با او میبیند. هملت، سخت


چند روز پیش یک تئاتر نام آشنا روی صحنه اجرا شد، نمایش «رومئو و ژولیت» اثر کلاسیک ویلیام شکسپیر! این اجرا با بقیه اجراها یک تفاوت بزرگ داشت و در ابتکار بیسابقه به جای بازیگران، ماشینها در این نمایش عاشقانه ایفای نقش میکردند. در این اجرا، ژولیت یک وانت قرمز فورد و رومئو یک کامیون رالی بود.

گمان میکنم رمان رویای مردان ایرانی در بهترین زمان ممکن منتشر شده تا گویی به ما یادآوری کند که ما، همگی ما، مسافرین یک کشتی هستیم و غرق این کشتی هلاک همهی ماست. از این رو باید رویای مردان ایرانی را به نوعی رمان دوستی نیز نامید. رمانی که در آن با زبان اسطوره و نماد بر پذیرش، درک متقابل و ریشههای مشترک نژادی، فرهنگی و حتی مذهبی اشاره رفته تا آنچه پیش روی ما قرار میگیرد به تمامی اثری در تمجید دوستی نیز باشد.

نمایشنامه مکبث هر بازیگری دوست دارد در عمر حرفهای یکبار نقش مکبث و بهخصوص اگر زن باشد نقش لیدی مکبث را بازی کند. دو نقش بسیار دراماتیک. آدمهایی که در سودای قدرت دست به خون آلوده میکنند و این خون

بود یا نبود شکسپیر و ماجراهای زندگیاش با گذشت چهارقرن همچنان موجب پژوهش و اختلاف است. با اینحال هنوز از عبارات و شخصیتها و نمایشنامههایی که بجا گذاشته، بودنش را بر جهان ادبیات استیلا داده است.

تراژدی ریچارد سوم ویلیام شکسپیر، زاده ی سال 1564 و درگذشته ی سال 1616 میلادی، شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی بود. بسیاری او را بزرگترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته اند.شکسپیر در 26 آوریل 1564 در شهر استراتفورد در


چلهی تابستان است، تارک مرداد که به تعبیر اهل جنوب خرماپزان است و به تعبیر اهل شمال انجیرپزان. بسیاری از تابستانِ گرمتر از هرسال مینالند و بسیاری هنوز هم دل به آن میسپارند و میخواهند در ساعات طولانی آن قراری بیابند؛ از گشتوگذار عصرگاهی گرفته تا سفری کوتاه به حوالی طبیعت و خنکای آبی و دریایی، و یا پناهگرفتن در زیر باد کولر و دیدار یک دوست در کافه، رفتن به سینما و حتی ماندن در خانه و چُرتی و خواندن کتابی و داستانی. به هرحال اگر درونتان یک شترمرغ چابک گرمسیری دارید این پرونده برای شماست. به قول مولانا «کلاغان قدر تابستان چه دانند؟».


تاجر ونیزی شاید این مطالب را هم دوست بدارید: هملت هملت، شاهزاده دانمارک از مرگ پدر باخبر و راهی دربار میشود. در بدو ورود، عمو را در مقام پادشاهی و مادر را در آستانه ازدواج با او میبیند. هملت، سخت


چند روز پیش یک تئاتر نام آشنا روی صحنه اجرا شد، نمایش «رومئو و ژولیت» اثر کلاسیک ویلیام شکسپیر! این اجرا با بقیه اجراها یک تفاوت بزرگ داشت و در ابتکار بیسابقه به جای بازیگران، ماشینها در این نمایش عاشقانه ایفای نقش میکردند. در این اجرا، ژولیت یک وانت قرمز فورد و رومئو یک کامیون رالی بود.

گمان میکنم رمان رویای مردان ایرانی در بهترین زمان ممکن منتشر شده تا گویی به ما یادآوری کند که ما، همگی ما، مسافرین یک کشتی هستیم و غرق این کشتی هلاک همهی ماست. از این رو باید رویای مردان ایرانی را به نوعی رمان دوستی نیز نامید. رمانی که در آن با زبان اسطوره و نماد بر پذیرش، درک متقابل و ریشههای مشترک نژادی، فرهنگی و حتی مذهبی اشاره رفته تا آنچه پیش روی ما قرار میگیرد به تمامی اثری در تمجید دوستی نیز باشد.

نمایشنامه مکبث هر بازیگری دوست دارد در عمر حرفهای یکبار نقش مکبث و بهخصوص اگر زن باشد نقش لیدی مکبث را بازی کند. دو نقش بسیار دراماتیک. آدمهایی که در سودای قدرت دست به خون آلوده میکنند و این خون
Thanks for clicking. That felt good.
Close