سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: ریموند کارور

«مبتدی‌ها»: کارور پیش از ویراستاری

ویراستارها در بازار نشر کشورهای غربی نقش بسیار مهمی دارند. کار آن‌ها تنها هموار کردن نثر و تنظیم کردن علائم سجاوندی نیست. اما یک ویراستار، به مفهوم غربی کلمه، چقدر مجاز است در کار نویسنده دست ببرد؟ رابطه‌ی بین گوردون لیش ویراستار کارهای کارور با ریموند کارور نویسنده از این حیث نمونه‌ای از دست بردن حداکثری است. پس از مرگ کارور، با پیگیری تس گالاکر همسر او دست‌نوشته‌های داستانش (که نام آن «مبتدی‌ها» بود و ویراستار بیش از نصف حجم داستان‌ها را حذف کرد و عنوانش را به «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» تغییر داد) را منتشر کرد و نتیجه خیلی‌ها را حیرت‌زده کرد. بعضی مثل استفن کینگ این میزان دست بردن را حتی کین‌توزانه و سنگدلانه دانستند و بعضی دیگر عنوان کردند داستان‌ها بهتر شده‌اند. روبرت صافاریان از دسته دوم است و حتی نسخه ویراستار را «کاروری»تر می‌داند.

ریموند کارور

ریموند کارور را با داستان کوتاه به یاد می‌آوریم. با امساک در دادن اطلاعات و گفت‌وگو و با مینی‌مالیسم رایج در داستان‌هایش و نثر خوددار و جملات کوتاهی که به کار می‌بُرد. کارور در ایران هم بسیار محبوب شد. زندگی‌اش کوتاه بود و ناسالم. در این پرونده به جنبه‌های مختلفی از پدیده‌ی کارور پرداخته‌ایم. مصاحبه معروف او با پاریس ریویو، نقدی درباره «کلیسای جامع…» مشهورترین اثرش، متنی درباره زندگی متلاطمش و سرانجام به دلایل محبوبیت او در ایران می‌پردازیم.

کارور ، کلیسای جامع

زن‌ها و شوهرهای قصه‌های کارور

داستان‌های مجموعه «کلیسای جامع و چند داستان دیگر» تصویری از زندگی زن‌ها و مردها به دست می‌دهند و این‌که زندگی مشترک آن‌ها با هم به چه معناست و خود این آدم‌ها چه احساسی درباره‌ی این زندگی دارند. اغلب با یک زندگی یک‌نواخت و بی‌معنی سروکار داریم. طلاق و اعتیاد به الکل دو موضوعی هستند که در تعدادی از این داستان‌ها مطرح می‌شوند. این داستان‌ها خودزندگی‌نامه‌ای‌اند اما نه به این معنا که همه‌ی این اتفاقات برای خود کارور افتاده باشد. بعضی از اتفاقات را احتمالاً کارور خود تجربه کرده و برخی دیگر را به خاطر نوع زندگی خودش، به خوبی می‌توانسته درک کند. کارور راجع به چیزهایی نوشته که خوب می‌شناخته‌شان و این هم حُسن کار اوست و هم محدودیت آن.

ریموند کارورِ ما ایرانی‌ها

ریموند کارور در عصری در آمریکا زیست که جامعه دستخوش انواع بحران‌ها بود و در صدر آن‌ها جنگ ویتنام. اما آدم‌های کارور درباره ویتنام حرف نمی‌زنند. درباره آمریکا هم حرف نمی‌زنند. سوالی که پیدا می‌شود این است که چرا نویسنده‌ای تا به این حد ناآشنا و گریزان از سیاست، اقبالی گسترده در جامعه‌ای سیاست‌زده، مثل ایران پیدا کرده است؟ و دست آخر کارور چه میراثی برای نویسندگان ما داشت؟ مهدی ملکشاه می‌نویسد: «درسی که داستان‌نویسی ما باید از کارور می‌گرفت و نگرفت این بود که به آسیب‌های اجتماعی به‌عنوان آسیب‌های‌ اجتماعی نگاه کنند، نه اشیایی تزیینی برای داستان نوشتن: کارور عمیقاً نسبت به یک معضل اجتماعی در آمریکا واکنش نشان داد: الکلیسم.»

ریموند کارور

نگاهی به هنر داستان‌سرایی در گفتگو با ریموند کارور

این مصاحبه‌ی پاریس ریویوو با ریموند کارور در تابستان سال 1983 میلادی انجام شده. یعنی حدوداً 5 سال پیش از مرگش. در آن زمان، کارور در نیویورک و با تس گالاگر زندگی می‌کرد. گالاگر نیز زنی شاعر و نویسنده بود و همزمان، یکی از سرسخت‌ترین منتقدان جنگ در ایالات متحده به شمار می‌آمد. ریموند کارور یکی از پرچمداران پروسه‌ی تجدیدحیات داستان کوتاه در دهه‌ی 1980 نیز هست! ریموند کارور در میان اهالی ادبیات به «معتادِ داستان کوتاه نوشتن» معروف است. بسیاری از آثارش نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. اما از میان آن‌ها، دوچرخه، عضله، سیگار و مدرسه‌ی شبانه بیشتر از بقیه به محبوبیت رسیدند.

ریموند کارور

داستان‌های زندگی ریموند کارور

«نویسندگانی که آثارشان همچون ستاره‌ای در ویترین کتابفروشی‌ها می‌درخشد، اغلب هیولاهای ترسناک خانه‌هایشان هستند.» این عبارت قدیمی را شاید به یاد داشتید، اما درمورد هرکس مصداق نداشته باشد در مورد ریموند کارور صادق است. ریموند کارور روش منحصربه‌فردی را برای به تصویر کشیدن زندگی رومزه‌ی مردم عادی ابداع کرد. سخنان صریح و جملات کوتاهش در به شهرت رساندنش نقشی اساسی داشتند. بسیاری از آثار او به زبان فارسی هم ترجمه شده اند. از آن میان، وقتی از عشق حرف می‌زنیم، دوچرخه، عضله، سیگار و داستان‌های برق‌آسا از بقیه محبوب‌ترند.در این مقاله نگاهی انداخته‌ایم به زندگیِ ریموند کارور و نه داستان‌های او.

«مبتدی‌ها»: کارور پیش از ویراستاری

ویراستارها در بازار نشر کشورهای غربی نقش بسیار مهمی دارند. کار آن‌ها تنها هموار کردن نثر و تنظیم کردن علائم سجاوندی نیست. اما یک ویراستار، به مفهوم غربی کلمه، چقدر مجاز است در کار نویسنده دست ببرد؟ رابطه‌ی بین گوردون لیش ویراستار کارهای کارور با ریموند کارور نویسنده از این حیث نمونه‌ای از دست بردن حداکثری است. پس از مرگ کارور، با پیگیری تس گالاکر همسر او دست‌نوشته‌های داستانش (که نام آن «مبتدی‌ها» بود و ویراستار بیش از نصف حجم داستان‌ها را حذف کرد و عنوانش را به «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» تغییر داد) را منتشر کرد و نتیجه خیلی‌ها را حیرت‌زده کرد. بعضی مثل استفن کینگ این میزان دست بردن را حتی کین‌توزانه و سنگدلانه دانستند و بعضی دیگر عنوان کردند داستان‌ها بهتر شده‌اند. روبرت صافاریان از دسته دوم است و حتی نسخه ویراستار را «کاروری»تر می‌داند.

ریموند کارور

ریموند کارور را با داستان کوتاه به یاد می‌آوریم. با امساک در دادن اطلاعات و گفت‌وگو و با مینی‌مالیسم رایج در داستان‌هایش و نثر خوددار و جملات کوتاهی که به کار می‌بُرد. کارور در ایران هم بسیار محبوب شد. زندگی‌اش کوتاه بود و ناسالم. در این پرونده به جنبه‌های مختلفی از پدیده‌ی کارور پرداخته‌ایم. مصاحبه معروف او با پاریس ریویو، نقدی درباره «کلیسای جامع…» مشهورترین اثرش، متنی درباره زندگی متلاطمش و سرانجام به دلایل محبوبیت او در ایران می‌پردازیم.

کارور ، کلیسای جامع

زن‌ها و شوهرهای قصه‌های کارور

داستان‌های مجموعه «کلیسای جامع و چند داستان دیگر» تصویری از زندگی زن‌ها و مردها به دست می‌دهند و این‌که زندگی مشترک آن‌ها با هم به چه معناست و خود این آدم‌ها چه احساسی درباره‌ی این زندگی دارند. اغلب با یک زندگی یک‌نواخت و بی‌معنی سروکار داریم. طلاق و اعتیاد به الکل دو موضوعی هستند که در تعدادی از این داستان‌ها مطرح می‌شوند. این داستان‌ها خودزندگی‌نامه‌ای‌اند اما نه به این معنا که همه‌ی این اتفاقات برای خود کارور افتاده باشد. بعضی از اتفاقات را احتمالاً کارور خود تجربه کرده و برخی دیگر را به خاطر نوع زندگی خودش، به خوبی می‌توانسته درک کند. کارور راجع به چیزهایی نوشته که خوب می‌شناخته‌شان و این هم حُسن کار اوست و هم محدودیت آن.

ریموند کارورِ ما ایرانی‌ها

ریموند کارور در عصری در آمریکا زیست که جامعه دستخوش انواع بحران‌ها بود و در صدر آن‌ها جنگ ویتنام. اما آدم‌های کارور درباره ویتنام حرف نمی‌زنند. درباره آمریکا هم حرف نمی‌زنند. سوالی که پیدا می‌شود این است که چرا نویسنده‌ای تا به این حد ناآشنا و گریزان از سیاست، اقبالی گسترده در جامعه‌ای سیاست‌زده، مثل ایران پیدا کرده است؟ و دست آخر کارور چه میراثی برای نویسندگان ما داشت؟ مهدی ملکشاه می‌نویسد: «درسی که داستان‌نویسی ما باید از کارور می‌گرفت و نگرفت این بود که به آسیب‌های اجتماعی به‌عنوان آسیب‌های‌ اجتماعی نگاه کنند، نه اشیایی تزیینی برای داستان نوشتن: کارور عمیقاً نسبت به یک معضل اجتماعی در آمریکا واکنش نشان داد: الکلیسم.»

ریموند کارور

نگاهی به هنر داستان‌سرایی در گفتگو با ریموند کارور

این مصاحبه‌ی پاریس ریویوو با ریموند کارور در تابستان سال 1983 میلادی انجام شده. یعنی حدوداً 5 سال پیش از مرگش. در آن زمان، کارور در نیویورک و با تس گالاگر زندگی می‌کرد. گالاگر نیز زنی شاعر و نویسنده بود و همزمان، یکی از سرسخت‌ترین منتقدان جنگ در ایالات متحده به شمار می‌آمد. ریموند کارور یکی از پرچمداران پروسه‌ی تجدیدحیات داستان کوتاه در دهه‌ی 1980 نیز هست! ریموند کارور در میان اهالی ادبیات به «معتادِ داستان کوتاه نوشتن» معروف است. بسیاری از آثارش نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. اما از میان آن‌ها، دوچرخه، عضله، سیگار و مدرسه‌ی شبانه بیشتر از بقیه به محبوبیت رسیدند.

ریموند کارور

داستان‌های زندگی ریموند کارور

«نویسندگانی که آثارشان همچون ستاره‌ای در ویترین کتابفروشی‌ها می‌درخشد، اغلب هیولاهای ترسناک خانه‌هایشان هستند.» این عبارت قدیمی را شاید به یاد داشتید، اما درمورد هرکس مصداق نداشته باشد در مورد ریموند کارور صادق است. ریموند کارور روش منحصربه‌فردی را برای به تصویر کشیدن زندگی رومزه‌ی مردم عادی ابداع کرد. سخنان صریح و جملات کوتاهش در به شهرت رساندنش نقشی اساسی داشتند. بسیاری از آثار او به زبان فارسی هم ترجمه شده اند. از آن میان، وقتی از عشق حرف می‌زنیم، دوچرخه، عضله، سیگار و داستان‌های برق‌آسا از بقیه محبوب‌ترند.در این مقاله نگاهی انداخته‌ایم به زندگیِ ریموند کارور و نه داستان‌های او.