نیلوفر و مرداب، هنر دگرگون کردن رنجها
نویسنده: تیچ نات هان
مترجم: علی امیرآبادی
ناشر: بیدگل
نوبت چاپ: ۱۳۹۹
سال چاپ: ۱۳۹
این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند
برای یاری در حمایت از کتابفروشیهای محلی این گزینه را انتخاب کنید. برای تهیه سریع کتاب از کتابفروشیهای آنلاین این گزینه را انتخاب کنید.



نیلوفر و مرداب، هنر دگرگون کردن رنجها
آیا در زمانه بد میتوان خوب زیست؟ این پرسشی است که کتاب نیلوفر و مرداب به نوعی قصد پاسخ به آن را دارد.
تیچ نات هان، نویسنده کتاب، یک راهب بودایی است. همین اشاره چه بسا ما را به این فکر بیاندازد که با آموزههایی روبهرو خواهیم شد که ما را به سمت یک درونگرایی فردی سوق بدهد، روشهایی که در آن بتوانیم بگوییم ما جدا از جامعه و اتفاقهای پیرامونمان میتوانیم شاد و آرام باشیم. اما نگاه نات هان اینگونه نیست.
نات هان به رنج و شادی جمعی باور دارد، همانطور که باور دارد رنج و شادی هر دو هم هستند و هم ناپایدارند. به بیان دیگر (همانگونه که از نام کتاب پیداست) نیلوفر آبی در میان گلولای بدبو میروید؛ اگر گلولای نباشد، نیلوفر خوشبو شکوفا نمیشود.
با همین نگاه است که فصلهای مختلف کتاب شروع میشود. شش فصل کتاب به شکل بیان هنر دگرگون کردن رنجها هستند، نه با انکار آنها بلکه با عمیق نگریستن به رنج و حرکت برای ایجاد شادی. این آموزهها هم شامل تمرینات فیزیکی میشوند و هم رفتاری. تمرینات فیزیکی برپایه تنفس هستند و اساس آنها برای مراقبت از بدن و التیام دردهاست. اگرچه تأثیر آنها بر ذهن نیز موثرند. به عبارتی حرکاتی هستند که از قلمرو بدن به قلمرو احساسات منتقل میشوند.
بخش دیگری از آموزهها به روشها و تمرینهایی اختصاص دارد که میتوان گفت نگاه و جهانبینی ما را تحت تأثیر قرار میدهد؛ با در نظر گرفتن ناپایدار بودن همه چیز و اینکه همه چیز پیوسته و متکی بههم است.
بخشهایی از کتاب به جملاتی در قالب مانترا اختصاص دارد. این جملات بیشتر برای عمیق نگریستن و تجربه عشق، درک و شفقت است. نوعی تجربه کردن رهایی از دلبستگی و نفرت.
نات هان رنج و شادی را مسئلهای جمعی میداند، نه فردی. برای همین با اینکه بر تمرینات و نگاه فردی تمرکز دارد اما بر گردهم آمدن افراد و بروز آگاهی جمعی تکیه میکند. او معتقد است که جدا کردن خودمان از دیگران رنج ما را بیشتر میکند و درکنار هم بودن آگاهانه، مسیری تازه باز میکند. در آخرین فصل کتاب با عنوان «شادی مسئلهای شخصی نیست» بر همین موضوع تأکید دارد که برای درمان و تسکین رنجهایمان و خلق شادیها به اجتماعهای ذهن آگاه نیاز داریم.
امیدبخشی او از جنس انکار رنج و سیاهی نیست، بلکه بر این قانون طبیعی تکیه دارد که هیچ سیاهی بیپایان نیست.
کتاب نیلوفر و مرداب، کتابی کم حجم و کوچک است. میتوان آن را در جیب کت گذاشت و در طی روز بخشهای مختلفش را خواند و به آموزههای مردی فکر کرد که دوران جنگ ویتنام را تجربه و در تمام عمرش برای صلح تلاش کرده.
بخشی از کتاب
در طول جنگ، هنگامی که در ویتنام زندگی میکردم، پیدا کردن راهمان در آن گِلولای تیره و طاقتفرسا بسیار دشوار بود. به نظر میرسید این ویرانی تا ابد ادامه داشته باشد. هر روز افراد از من میپرسیدند که به نظرت جنگ کی تمام میشود. پاسخ به این سوال بسیار دشوار بود، چرا که پایان آن تیرهروزیها معلوم نبود. اما به درستی میدانستم که اگر میگفتم «نمیدانم»، تنها بذر ناامیدی را در وجود آنها آبیاری میکردم. بنابراین هنگامی که افراد از من میپرسیدند، میگفتم: «هیچ چیز پایدار نیست، حتی جنگ. پس روزی به پایان میرسد.»
با آگاهی از همین اصل بود که توانستیم همچنان برای صلح کاری کنیم و آن جنگ به پایان رسید. اکنون آن دشمنان دیرین همچنان فعالانه در کارند و مردم در سرتاسر جهان با عمل به آموزههای سنت ما در باب ذهن آگاهی و صلح از زندگی لذت میبرند.
نویسنده معرفی: گیتی صفرزادهنوشتهها و کتابهای مرتبط



