
روز: 25 مهر 1400


پاسخ حمیدرضا صدر به «بودن»
حمیدرضا صدر لحظهها را به غنیمت میبُرد و آنها را بسط میداد و فکر میکنم راجع به همه چیز همینطور میاندیشید. نگرشش به هستی و بودن هم همینگونه بود. امروز هستی و فردا نه!… شاید برای همین اینهمه ساده بود و همانگونه که در واپسین اثرش اشاره کردیم، مینویسد که به خود بیاعتناست. راوی دَم بود و با دیگران در خوشی این دمهای گذرنده سهیم میشد. کتاب از قیطریه تا اورنجکانتی هم مملو از چنین آناتی است.


پاسخ حمیدرضا صدر به «بودن»
حمیدرضا صدر لحظهها را به غنیمت میبُرد و آنها را بسط میداد و فکر میکنم راجع به همه چیز همینطور میاندیشید. نگرشش به هستی و بودن هم همینگونه بود. امروز هستی و فردا نه!… شاید برای همین اینهمه ساده بود و همانگونه که در واپسین اثرش اشاره کردیم، مینویسد که به خود بیاعتناست. راوی دَم بود و با دیگران در خوشی این دمهای گذرنده سهیم میشد. کتاب از قیطریه تا اورنجکانتی هم مملو از چنین آناتی است.