vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

جومپا لاهیری؛ در وطن خویش غریب

جومپا لاهیری، نویسنده آمریکایی-هندی برای خوانندگان فارسی‌زبان نامی آشناست. استقبال از آثار او شاید بخاطر توجه ویژه‌اش به مسأله مهاجرت و تفاوت فرهنگی باشد. اما از نگاهی دیگر می‌توان او را جستجوگر هویت نامید و مصداق عبارت: «در وطن خویش غریب».

 

 

این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند

 


جومپا لاهیری؛ در وطن خویش غریب

 

 

جومپا لاهیری نویسنده آمریکایی-هندی به لطف ترجمه‌ بسیاری از کتاب‌هایش برای خوانندگان ایرانی نامی آشناست و آثارش هم با استقبال مواجه شده. شاید یکی از دلایل علاقه خوانندگان فارسی‌زبان به آثار او توجه ویژه‌اش به مسأله مهاجرت باشد. البته این لایه رویی ماجراست، آنچه که در لایه‌های زیرین ما را به او علاقمند می‌کند چه بسا مصداق یادآوری این عبارت باشد: «در وطن خویش غریب».

لاهیری گویا در کلمات است که می‌خواهد وطن خویش را پیدا کند. او در کودکی زبان مادری‌اش (بنگالی) را می‌آموزد، برای ارتباط و زندگی کردن زبان کشوری که در آن ساکن است (آمریکا) زبان انگلیسی را یاد می‌گیرد، و در میانه عمر ناگهان به زبان ایتالیایی رومی‌آورد، زبانی که احساس می‌کند در آن بخش‌های ناشناس دیگری از وجود و هویتش را پیدا می‌کند. او مهاجر زبان‌هاست.

لاهیری اهل چالش است و در نوشته‌هایش تجربه‌های شخصی و نگاهش به زندگی را با خوانندگان به اشتراک می‌گذارد. زبان صمیمانه و روان او باعث شده که خوانندگان بسیاری در سراسر جهان پیدا کند.

برای آشنایی بیشتر با لاهیری ابتدا این مطلب را بخوانید.

 

جومپا لاهیری

جومپا لاهیری، نقال داستان‌های مهاجرت

«آدمیزاد هم مثل سیب زمینی است. اگر نسل اندر نسل در همان خاک بی‌قوت بکارندش خوب رشد نمی‌کند» نقل قول ابتدایی مجموعه داستان خاک غریب که خیلی خوب دنیای این آمریکایی-هندی یا بهتر بگوییم فرزند مهاجرینی بنگالی که در لندن به دنیا آمده و در آمریکا بزرگ شده است را توصیف می‌کند. زندگی لاهیری پیوند خورده و پیچ‌وتاب خورده به همین مهاجرت است.

 

اولین کتابی که برای لاهیری جایزه به ارمغان آورد، کتاب مترجم دردها بود که سال 2000 برنده جایزه پولیتزر شد. در بیستمین سالگرد انتشار این کتاب، دومینیکو استارنونه (روزنامه‌نگار و فیلمنامه‌نویس ایتالیایی) در مقاله‌ای از راز ماندگاری این کتاب نوشت و آن را مترجم دردهای آدمیان برای آدمیان دیگر نامید. ترجمه این مقاله را در اینجا بخوانید.

 

مترجم دردها

«مترجم دردها»، پس از بیست سال

دومنیکو استارنونه در بیستمین سالگرد کتاب مجموعه داستان جومپا لاهیری مترجم دردها، درباره رابطه‌اش با داستان‌های این کتاب، نویسنده هندی‌الاصل آمریکایی آن و تصمیم جدید لاهیری برای آموختن زبان ایتالیایی و قصه نوشتن به آن زبان، یادداشتی نوشته است. او معتقد است رمان همدلانه جومپا لاهیری بعد از ۲۰ سال، درسی برای همه است. کتابی که آنقدر ماندگار بوده که ثابت کرده لیاقت برگزاری یک جشن تولد را دارد. و اضافه می‌کند به واقع یک نویسنده چیست، جز مترجم دردهای آدمیان برای آدمیان دیگر؟

 

«به کسی مربوط نیست» مجموعه داستان کوتاه دیگر لاهیری است که آن هم در حال‌وهوای مهاجرانی نوشته شده گرچه دیگر در سرزمین مادری نیستند اما مسائل سرزمین مادری همچنان در زندگی آنهاست. از نگاه آرزو حسینی می‌توانید با این کتاب آشنا شوید.

 

به کسی مربوط نیست!

بر فراز آسمانی که همیشه آبی نیست!

کتاب به کسی مربوط نیست هم به سیاق دیگر آثار جومپا لاهیری از قبیل مجموعه داستان مترجم دردها به بیان تجربه‌های متنوع مهاجران بنگالی در دنیای غرب و کشمکش درونی آن‌ها با شیوه‌ی زیست جدیدشان می‌پردازد. این داستان‌ها در پس زمینه‌ی کشور میزبان روایت می‌شوند نه سرزمین مادری. در میان نسل اول مهاجرین که برای پیشرفت به غرب آمده‌اند و نل دوم و سوم که دیگر بنگالی نیستند و آمریکایی شده‌اند. اما هندی بودن همیشه جایی به زندگی آن‌ها وارد می‌شود.

 

«خاک غریب» یکی دیگر از آثار لاهیری است که وقتی منتشر شد بسیار مورد توجه قرار گرفت. معلوم است که داستان‌های این مجموعه (که در دو بخش قرار گرفته) همچنان به مهاجران پرداخته، البته نسل دوم و سوم مهاجران. افسانه دهکامه این کتاب را بررسی کرده است.

 

خاک غریب

آدم‌هایی که هیچ‌وقت مال هیچ‌کجا نبودند

زنان امروزی داستان خاک غریب، دختران مادران سنتی خود هستند که گاهی هوس می‌کنند برای همسر یا دوستان غربی‌شان غذای هندی بپزند؛ غذاشان به خوبی دست‌پخت مادرشان نمی‌شود اما باز هم هندی است. ملغمه‌ای از یک غذای سنتی هندی که با بعضی مزه‌های آمریکایی آمیخته شده است. و این خلاصه‌ای است از تم اصلی داستان‌های خاک غریب که در تک‌تک آن‌ها می‌توان پیدای‌شان کرد.

 

گفتیم که لاهیری در جایی از زندگی به یادگیری زبان ایتالیایی روآورد؛ زبانی که نسبت به آن نوعی علاقه و کشش احساس می‌کرد. یادگیری یک زبان جدید برای لاهیری فقط مسأله آموزش نبود بلکه دوباره نگاهی به هویت و پیوند آن با زبان و وطن داشت.
مقاله جالبی درباره این تصمیم لاهیری و بعد معرفی کتابی که خودش در این‌باره نوشته است را بخوانید.

 

17moser image superJumbo min

وقتی جومپا لاهیری منطقه‌ی امن خود را ترک می‌کند

جومپا لاهیری گفته من به ایتالیایی می‌نویسم تا احساس آزادی کنم. این نویسنده آمریکایی هندی‌تبار که عموماً داستان‌هایش درمورد مهاجران هندی بنگالی زبان در غرب است، در 45 سالگی تصمیم گرفت منطقه‌ی امن خود را ترک و نوشتن به زبان ایتالیایی را آغاز کند. بنجامین موزر، نویسنده‌ی این مقاله (که در نشریه نیویورک تایمز به چاپ رسیده است)، به بررسی دلایل پشت این تصمیم رازآلود پرداخته است. او معتقد است فقط زمانی که مجبور به احساس کردن و فکر کردن با کلماتی غیر از آن کلمات و ایده‌ها شوید، به ناگاه درخواهید یافت که بسیاری از به اصطلاح افکار شما، چیزی جز کلیشه‌های زبان اول‌تان نیستند.

 

87794

به عبارت دیگر

«به عبارت دیگر» اصطلاحی است که معمولا برای توضیح کلام یا مقصودمان به کار می‌بریم. همان کاری که جومپا لاهیری در کتاب به عبارت دیگر برای توضیح یادگرفتن و نوشتن زبان ایتالیایی انجام داده است. لاهیری در زمانی که نویسنده شناخته شده و مطرحی در زبان انگلیسی بود تصمیم گرفت که سراغ زبان ایتالیایی برود. زبانی که از سال‌ها قبل توجه و علاقه‌اش را جلب کرده بود اما در 45سالگی ماجرا آن‌قدر برایش جدی شد که حتی به ایتالیا مهاجرت کرد.

 

و سرانجام لاهیری اولین کتاب خود را به زبان ایتالیایی نوشت. کتابی که در ایران با دونام ترجمه شده. پردیس جلالی این کتاب را بررسی کرده است.

 

پاتوق ها

از دست رفته‌ها

مجموعه داستان کوتاه «Dove mi trovo» که در ایران با دو عنوان «جایی که هستم» با ترجمه‌ی «غزل قربان‌پور» و «پاتوق‌ها» با ترجمه‌ی «امیرمهدی حقیقت» به چاپ رسیده است، اولین کتابی است که جومپا لاهیریِ انگلیسی زبان، بعد از مهاجرتش به ایتالیا، به زبان ایتالیایی نوشته است. کتاب،‌ مجوعه‌ای است از چهل و چند داستان بسیار کوتاه نهایتاً ۳ صفحه‌ای که اوضاع و احوال زنی را در اوایل میانسالی‌اش توصیف می‌کنند. داستان‌ها به طور خاص به یکدیگر مرتبط نیستند اما کمی که می‌گذرد، نخ تسبیح را پیدا می‌کنید؛ چیزی که من اسمش را می‌شود گذاشت: «نوستالژی زودهنگام خانه».

 

کتاب، کلمه، داستان، ترجمه از دلمشغولی‌های لاهیری هستند. حتی جلد کتاب‌ها برای او جذابند و موضوعی برای نوشتن که به شکل یک جستار در کتابی با عنوان «جامه کتاب‌ها» ترجمه شده. با این کتاب بیشتر آشنا شوید.

 

جامه کتاب ها

لباس پوشاندن به تن کتاب‌ها

کتاب جامه کتاب‌ها در واقع یک مقاله یا جستار است درباره جلد کتاب. در واقع گفتگوی درونی نویسنده است در مورد وجهی از کتاب که کتابخوان‌ها و نویسنده‌ها مدام با آن درگیراند، اما شاید برای بسیاری از آدم‌ها به سرعت از آن بگذرند، هرچند هرکسی حداقل یکبار در زندگی‌اش به احتمال خیلی زیاد به جلد کتابی فکر کرده است، از لمس آن لذت برده یا خوشش نیامده، توجهش را جلب کرده، به شگفتی‌اش انداخته و یا مشمئز کننده و اعصاب خورد کن بوده است، بسیار بی‌ربط به نظر رسیده و گاهی الهام بخش شده، و در اکثر اوقات هم وصفی بسیار ساده داشته است: زشت یا زیبا.

 

اگر دوست دارید بازهم کتاب‌های بیشتری از لاهیری را بشناسید، مطالب زیر درباره دو اثر دیگر او (گودی و بندها) اطلاعات خوبی به شما می‌دهند.

 

بندها

بندها

بندها اثر دومنیکو استارنونه نویسنده‌ی ایتالیایی‌ است که نخست جومپا لاهیری آن را به انگلیسی برگرداند و سپس با ترجمه‌ امیرمهدی حقیقت و همراهی نشر چشمه روانه‌ی بازار شد. این رمان، روایت سه بخشی از یک خانواده است که پیچیدگی‌های روابط انسانی را روان، صریح و غیرمصنوع بیان می‌کند، بی‌ قضاوتِ اخلاقی آدم‌های قصه.

 

جومپا لاهیری کلکته

در کلکته همیشه زمستان است

گودی داستان دو برادر است. در هند و دقیق‌تر در کلکته. دو برادر با دو خلق‌وخو و دو سرنوشت کاملا متفاوت. یکی درگیر بخش خطرناک سیاست می‌شود و خانواده را فراموش می‌کند. دیگری دنبال رویاهای خود به آمریکا می‌رود و زندگی هندی را فراموش می‌کند. حالا او باید به خاطر وقوع یک تراژدی در زندگی خانواده‌اش به کلکته بازگردد. اما خبری از استقبال گرمی که انتظارش را داشت نیست. به هند برگشته تا در ازدحام هند خودش و خواسته‌هایش را فراموش کند. در نبود او خیلی چیزها تغییر کرده. در او، در کلکته و در خانواده.

 

شما کدام اثر لاهیری را خوانده‌ و دوست داشته‌اید؟ برایمان بنویسید.

آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

یک دیدگاه در “جومپا لاهیری؛ در وطن خویش غریب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *