سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

سایت معرفی و نقد کتاب وینش

گفت‌وگو با زیبا جلالی نائینی مدیر نشر شیرازه

جلالی

گفت‌وگو با زیبا جلالی نائینی مدیر نشر شیرازه

دکتر زیبا جلالی نائینی از سال ۱۳۷۴ صاحب امتیازی و مدیر مسئولی نشر «شیرازه» را به عهده دارد و در نشر کتاب در زمینه علوم انسانی، علوم اجتماعی، مطالعات زنان و تاریخ معاصر ایران و نیز در فلسفه و اندیشه، جامعه مدرن و مطالعات آسیایی فعالیت می‌کند. جلالی از حدود هفت سال پیش نیز در نشر دیگری به نام «نشر و پژوهش شیرازه کتاب» با دخترش سارا پزشک نیز همکاری دارد و بیشتر در زمینه معماری و هنر فعالیت داشته‌اند. وی در سال ۱۳۹۷ به عنوان ناشر برتر از طرف انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و به عنوان ناشر برگزیده در زمینه مطالعات زنان انتخاب شده است.

گیسو فغفوری

گیسو فغفوری

گیسو فغفوری

گیسو فغفوری

دکتر زیبا جلالی نائینی از سال ۱۳۷۴ صاحب امتیازی و مدیر مسئولی نشر «شیرازه» را به عهده دارد و در نشر کتاب در زمینه علوم انسانی، علوم اجتماعی، مطالعات زنان و تاریخ معاصر ایران و نیز در فلسفه و اندیشه، جامعه مدرن و مطالعات آسیایی فعالیت می‌کند. جلالی از حدود هفت سال پیش نیز در نشر دیگری به نام «نشر و پژوهش شیرازه کتاب» با دخترش سارا پزشک نیز همکاری دارد و بیشتر در زمینه معماری و هنر فعالیت داشته‌اند. وی در سال ۱۳۹۷ به عنوان ناشر برتر از طرف انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و به عنوان ناشر برگزیده در زمینه مطالعات زنان انتخاب شده است.

شما یکی از زنان  ناشر با تجربه  در عرصه نشر هستید. در طول این سال‌ها آیا لحظاتی  شده که فعالیت‌تان به خاطر جنسیت دچار مشکل شود؟ دچار تبعیض شده یا حذف شوید؟

دچار مشکل و تبعیض از سوی چه کسی یا چه نهادی؟ اگر بخواهیم از منظر وزارت  فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد دولت  در نظر بگیریم باید بگویم که به جز اوایل فعالیتم – یعنی ۲۶سال پیش که درخواست پروانه نشر   کردم –  در  مواردی  گذرا با برخوردی تبعیض‌آمیز روبه‌رو شدم،   آن هم از سوی کارمندان جزء  اداری در وزارتخانه  ارشاد و یا خواهران حراست در  ورودی و نظارتی که بر پوشش انجام می‌دادند . جز در این موارد  برخوردی تبعیض‌آمیز به یاد ندارم، تا جایی که تجربه من نشان می‌دهد،کلاً سیاست نشر به جنسیت دارنده‌ی پروانه نشر، نگاه ویژه‌ای نداشته است.

 اما بارها از سوی همکاران و رقبا در حوزه نشر و پدیدآورندگان با مشکل روبه‌رو شده و می‌شوم .  موارد هم متعدد است ، وقتی مسئله شراکت و ذینفع بودن به میان آید، جنسیت‌تان اهمیت پیدا می‌کند. حتی رویکرد پدیدآورندگان با شما بنابر جنسیت‌تان  متفاوت می‌شود . میزان انتظارات در عرصه نشر از یک زن ناشر فرق دارد .  متأسفانه تبعیض  به معنای واقعی را بیشتر از سوی آنان مشاهده کردم.

 می‌توانم بگویم که ساختار قدرت، چه سیاسی باشد، چه فرهنگی و اقتصادی هنوز مختصات مردانه دارد برای همین حتی از سوی پدیدآورندگان زن این نگاه را بارها احساس کردم.

اگر به صورت کلی تر بخواهیم بررسی کنیم در این مدت فعالیت در عرصه کتاب و  نشر ؛ غیر از مسئله ممیزی،   فعالیت شما  با چه مشکلاتی  روبرو بوده است؟

اکنون در عرصه نشر، مهمتر و خانمان‌سوزتر از سانسور، فساد و تقلب و درکل پدیده به اصطلاح  قاچاق کتاب مطرح است. معضلی که آفت حرفه و صنف ما به‌شمار می‌آید. این روزها با گسترش شبکه‌های اجتماعی با  ارائه نسخه‌های پی‌دی‌اف و فایل‌های صوتی کتاب‌ها بدون در نظر گرفتن قوانین حقوق مؤلف و بدون هماهنگی با ناشر و مؤلف یا مترجمی که برای کتاب سال‌ها زحمت کشیده‌اند، روبرو هستیم. در کنار آن با  چاپ کتاب‌ها به صورت قاچاق  مواجهیم  که به آسانی و با تخفیف‌های ۵۰ تا۶۰ درصد در دسترس قرار داده می‌شود. همان‌طور که می‌دانید پیگیری قانونی آن هم نتیجه مؤثری نداشته است.

نکته اینجاست که این قاچاقچیان فرهنگی،  متوجه نمی‌شوند که چه ضربه‌ای بر پیکر فرهنگی ما می‌زنند.

آنان غافل از این هستند که به مسیر خودتخریبی فرهنگی می‌روند نه در دسترس قراردادن کتاب برای عموم . نمی‌دانند که   این روش و شیوه به ازبین بردن ریشه کسانی منجر می‌شود که با علاقه  به تولید و نشر دانش می‌پردازند و این راه  را رسالت خود دانسته‌اند. آنان حتی  کمی دورتر را نمی‌بینند که اگر این عاشقان فرهنگ خسته شوند و دیگر در این عرصه  نباشند، پس چه چیز را می‌خواهند قاچاق کنند؟ این کوته بینان  با این سودگرایی و منفعت طلبی ، زمینه ایجاد اندیشه را از میان می‌برند.  شاید این بهترین جواب باشد برای این سوال که چرا قرن‌هاست ایران اندیشه‌ای به جهان ارائه نکرده است؟

با این توصیفی که از شرایط کردید چه انگیزه ای برای حضورتان  در این عرصه دارید؟ از سوی دیگر  شما  فعالیت به منزله ناشر را به زنان دیگر پیشنهاد می‌کنید؟

انگیزه من و بسیاری دیگر ناشران که در حوزه علوم انسانی و تاریخ کتاب منتشر می‌کنیم، مسلماً اقتصادی نبوده و نیست. چون در مقام مقایسه با هر فعالیت دیگری، این میزان زحمت و زمان و تلاش،  بازخورد و بهره بسیار بیشتری می‌داشت. درحقیقت علاقه به فرهنگ و دانش و اشاعه آن به سایر افراد جامعه و حس به اشتراک گذاشتن آنچه خودتان مفید و مثبت می‌دانید به مردم، انگیزه قوی تر و پایدارتری بوده است . انگیزه ای که سبب شد کماکان در این راه بمانیم . البته ناشرانی هستند که در زمینه کتاب‌های پرمخاطب و پرفروش فعال‌اند و  انگیزه اقتصادی است که آنان را در این راه نگه می‌دارد.

 در عرصه فرهنگ و نشر ، ناشران خانم موفق بسیاری را در این سال‌ها مشاهده می‌کنم. پیش نیاز حرفه نشر علاقه ، دانش و سرمایه کافی است. اگر این سه باشد هر زن و مردی می‌توانند وارد این عرصه بشوند. ولی به واقع، پیشنهاد من به زنان و مردان نسل جوان که تحصیلات دانشگاهی را می‌گذرانند، ورود به عرصه تولید دانش است. زیرا در این زمینه واقعاً دچار کمبود هستیم.  درحال حاضر تعداد ناشران از تعداد تولید کنندگان کتاب  فزونی پیدا کرده است . این روند، خبر خوبی نیست.

در این مدت و با سلطه  کرونا بر تارو پود زندگی‌مان بارها می‌شنویم که  باید خود را برای دنیای پساکرونایی آماده کنیم ؛ در زمینه نشر این تاثیرات و تغییرات به چه صورت بوده است؟

اوایل دوران قرنطینه و داشتن فراغت بیشتر، این گمان تقویت شد که افراد زمان بیشتری را برای مطالعه دارند در نتیجه اقبال مردم به کتاب بیشتر خواهد بود، اما چنین اتفاقی نیفتاد. دلیلش به نظر من کم‌کاری خانواده‌ها بود. پیش از نظام آموزشی،  این خانواده است که خاستگاه علاقمند کردن و نیازمندشدن انسان به کتاب و مطالعه است. خانواده است که می‌تواند لذت ورق زدن کتاب را جایگزین تبلت و بازی‌های پیش ساخته کامپیوتری کند که از یک انسان مصرف‌گرای یک بعدی، انسانی کامل بسازد.

دانستن کافی نیست، نهادینه شدن دانش است که می‌تواند پایه خلاقیت و ساختن فکر و اندیشه باشد. نسل دوخطی نمی‌داند که آنچه لحظه‌ای می‌خواند و لحظه بعد فراموش می‌کند مانند پاگذاشتن در آب کم عمق است و لذت شنا کردن را هرگز تجربه نمی‌کند. خواندن دو خطی و سه خطی‌ها در برابر مطالعه کتاب دقیقاً همین احساس را القا می‌کند.

مردم ما بی صبر و شکیب شده‌اند و دیگر کتاب نمی‌خوانند فرهنگ سه خطی یا چکیده‌خوانی مسلط شده است شاید این واکنش ناتوانی انسان در برابر شتاب و آهنگ تند رشد تکنولوژی باشد. اما مردم این را نمی‌دانند که نوشته‌های دو یا سه خطی به هر حال گزینش یک فرد دیگر است با سلیقه یا ذهنیت خودش و چیزی را که هر یک از ما نیاز داریم ، به ما نمی‌دهد.  اما کتاب‌ها، دریایی از دانش را در اختیار ما می‌گذارند که با مطالعه آن عطش تفکر و اندیشه  در انسان بیدار  می‌شود.  کرونا،  به عنوان یک مکث تاریخی شاید این حقیقت را در مردم بیدار کند.

  این مقاله را ۶ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *