سایت معرفی و نقد کتاب وینش

نیست در جهان

نیست در جهان


تاکنون 2 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

تهیه این کتاب

راوی داستان که حتی تا آخر نام او را هم نمی‌‎دانیم، گویا شاعری است که بین دو جهان در حرکت است، یا خواننده داستان فردی هستیم که بخشی از خیالات خود را جوری زندگی کرده که با زندگی واقعی‌‎اش عجین شده. رمان آمیخته‌‎ای از واقعیت و البته بیشتر تخیل است. نویسنده معتقد است با پناه بردن به سبک سوررئال و یا شگفت‌‎زدگی از شرایط دشوار محدودیت‌‎ها و ممنوعیت‌‎های حاکم می‌گریزد و ناگزیر است از به‌‎کار بردن فرم‌های فرارایج به سوی آفرینش شگفت‌‎زایی.

ایالات نیست در جهان

نویسنده: جواد مجابی

ناشر: ققنوس

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۳۹۹

تعداد صفحات: ۳۷۴

شابک: ۹۷۸۶۲۲۰۴۰۳۱۶۶


راوی داستان که حتی تا آخر نام او را هم نمی‌‎دانیم، گویا شاعری است که بین دو جهان در حرکت است، یا خواننده داستان فردی هستیم که بخشی از خیالات خود را جوری زندگی کرده که با زندگی واقعی‌‎اش عجین شده. رمان آمیخته‌‎ای از واقعیت و البته بیشتر تخیل است. نویسنده معتقد است با پناه بردن به سبک سوررئال و یا شگفت‌‎زدگی از شرایط دشوار محدودیت‌‎ها و ممنوعیت‌‎های حاکم می‌گریزد و ناگزیر است از به‌‎کار بردن فرم‌های فرارایج به سوی آفرینش شگفت‌‎زایی.

ایالات نیست در جهان

نویسنده: جواد مجابی

ناشر: ققنوس

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۳۹۹

تعداد صفحات: ۳۷۴

شابک: ۹۷۸۶۲۲۰۴۰۳۱۶۶

 


تاکنون 2 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

تهیه این کتاب

«بازی دشوار بودن را

نه تحمل

که دلپذیرش کردیم.»

 

ساختار روایی داستان از پیرنگ منظمی با آغاز، میانه و پایان تشکیل شده است. کتاب *پنج فصل با نام‌های پاره یک، پاره دو، پاره سه، پاره پنج و فصل آخر با نام پاره دیگر دارد که نخستین بار در سال 1399 در 660 نسخه منتشر شد. در خلال مطالعه کتاب، بعد از اتمام خواندن پاره سوم به دنبال پاره چهارم بودم، فکر کردم ممکن است اشتباه چاپی ناشر باشد که پاره 4 را پیدا نمی‌‎کنم، لیکن جلوتر متوجه شدم پیدا نشدن و نبودن پاره چهارم جزیی از قصه است. شاید این مهم تاکیدی بر شگفت‌زدگی ناشی از سبک نگارش داستان ‎باشد.

جواد مجابی از روشنفکران و هنرمندان شناخته‌شده معاصر ایران است که در حوزه‌های مختلفی چون شعر، روزنامه‌نگاری، نقاشی و نوشتن متون ادبی، انتقادی، طنز… چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌‎المللی فعال بوده و هستند و از نظر تعداد کار هم در زمره افراد فعال قرار دارند. این جدیدترین رمان مجابی است که متولد مهرماه 1318 در شهر قزوین است.

راوی داستان که حتی تا آخر نام او را هم نمی‌‎دانیم، گویا شاعری است که بین دو جهان در حرکت است، یا خواننده داستان فردی هستیم که بخشی از خیالات خود را جوری زندگی کرده که با زندگی واقعی‌‎اش عجین شده. رمان آمیخته‌‎ای از تخیل و واقعیت است که البته سهم قسمت‌های تخیلی و غیر واقعی بیشتر‎ است، در پاره‌‎ای از قصه گویا بخشی از زندگی واقعی نویسنده روایت می‌‎شود.

همان‌‎طور که نام فصل‌‎ها ترتیب متوالی ندارند، روایت هم توالی زمانی منظمی ندارد. ابتدا با ورود/تبعید به دنیای پلانکتون‌‎ها -موجودات ریز تک سلولی- خیالات نویسنده شروع می‌شود و خواننده، سرگردان در فضای شگفت‌آور داستان می‌ماند. شاید هم ابتدای داستان -صفحه یک-، انتهای داستان بوده و بقیه کتاب فلش‌بک به گذشته و رسیدن به بخش آخر کتاب و جاری شدن سیل باشد. بخش‌های مختلف داستان در زمان‎ و مکان‌‎های درهم و نامشخصی در رفت و آمدند. آیا اتفاق در یک لحظه، یک فصل و یا یک سال رخ داده است و آیا مکان‌‎های روایت معلوم و مشخص هستند؟! خیر.

 

مخاطب کتاب ایالات نیست در جهان، کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای هستند 

در واقع محور اصلی داستان بر مبنای سوررئالیسم اجتماعی است. سبکی که در آن با پروازهای بی‌مهار ‎و ناخودآگاه ذهن نویسنده از واقعیت اجتماعی که انسان در آن مکان و زمان پایبند است، سخن می‌گوید. جواد مجابی در مصاحبه‌ای گفته است نگویید سوررئالیسم بلکه بگویید شگفت‌‎زدگی. زیرا این سبک از دوران بسیار دور در ادبیات کهن ایران وجود داشته و وام گرفته از ادبیات غرب نیست. مثال بارز آن «افسانه هزار و یک شب» است که در آن با انبوهی از شگفتی چون جن و پری و… مواجه‌‎ایم.

نویسنده معتقد است با پناه بردن به سبک سوررئال و یا شگفت‌‎زدگی از شرایط دشوار محدودیت‌‎ها و ممنوعیت‌‎های حاکم می‌گریزد و از به‌‎کار بردن فرم‌های فرارایج به سوی آفرینش شگفت‌‎زایی ناگزیر است. علاوه بر این‌‎ها او معتقد است کنایه‌‎گویی ذات و پذیرفته‌ی جامعه ایرانی‎ است. برخلاف غربی‌‎ها، در جوامع شرقی به روشنی سخن نگفتن و استفاده از استعاره و تمثیل، سنتی رایج است. در راستای ضرب‌‎المثل «زبان سرخ سر سبز می‌‎دهد بر باد.»  راه چاره برای برقراری ارتباط با مخاطب و دیگر نویسندگان و همچنین به جا آوردن وظیفه اصلی هنرمند ادیب، ناچار استفاده از رمز و نماد و کنایه است.

داستان با نگاه انتقادی پررنگ سیاسی بیانگر هیچ جغرافیا، جامعه و فرهنگ ملی خاصی نیست. انتقادها/کنایه‌‎ها به وضع موجود در جامعه استعماری، سلطه دیکتاتوری و سیستم‌های توتالیتر جهان در کنار خفقان بسیار شدید، کشتارهای وحشیانه و جبر و سرمایه‌داری حاکم بر داستان، در فضایی به ظاهر تخیلی صورت می‌گیرد ولی عناصر اصلی قصه واقعی و رئال هستند. گاه در نیست در جهان به یاد کنترل و خفقان شدید حاکم در کتاب 1984 می‌افتادم.

 

بخشی از کتاب «ایالات نیست در جهان»:

«از این که از من به صیغه‌‎ی غایب سخن می‌گفت تعجب نکردم، تجربه نشان داده بود آن‌‎ها به سادگی می‌‎توانند روبه‌روی تو حضورت را منکر شوند، اما برای چه کاری انتخاب شده بودم و چرا؟ موجی از پچ‌پچه درازای میز را پیمود. این به معنای تایید موقتی یک مقام تازه بود که هنوز از چند و چون آن خبر نداشتم … … … من جز سی نفری شده‌‎ام که اختیار زندگی و مرگ کل جمعیت نیست در جهان در ید اقتدار ماست….

“از اول برای همین شغل در نظر گرفته‎ شده‎ بودی، در زندگی پیشین.”

“از آن‎جا مرا تحت نظر گرفته‎ بودید؟

……..

“خوشحالم که نقشه را تا آخر طی کردید.”

“اما تا مرز خودکشی رفتم.”

“هواتان را داشتم.”

“چطور شغل به این مهمی؟”

“نمی‌‎ترسید از انشعاب و خیانت یا دست کم عدم اطاعت؟”

روانپزشکان و آدم‌‎شناسان ما گزارش‌شان را داده‌اند.»

 

جواد مجابی، ایالات نیست در جهان

 

———————————————————

روایتی شاعرانه و گاه موثر از نقاش بودن نویسنده در توصیف صحنه‌هایی از بازی نور و رنگ بارها و بارها در متن قصه تکرار می‌‎شود.

به عنوان مثال، از متن کتاب:

«نور صبحگاهی روی برگ‌های جوان گلبوته‌‎ها نرم و اریب می‌‎تابید، به نحوی که بیشتر خود نور را می‌‎دیدم تا گل و برگ‌‎هایی که در آن نور غرقه بودند، وقتی نور آفتاب تند نیست، خود نور، حرکت آن و رنگ‌‎بخشی‌‎اش به اشیا را می‌‎توانی بهتر ببینی، وقتی نور بیشتر و تند می‌‎شود، اشیای چشم‌انداز نمود دقیق‌تری م‎ی‌یابند و ذات نور از شدت وضوح قابل دیدن نیست، خودش را وسیله‌ی تماشای حجم‌ها و رنگ‌‎ها کرده‎ است. … … … حادثه‌‎ای که در این نور اتفاق افتاده بود فراموش شده بود، اما تاثیر آن لحظه چنان نیرومند و تابان بود که چهل سالی دوام آورده بود و حالا می‌‎خواستم بدانم در آن نور چه‌ها دیده‌ام.» 

———————————

یک نکته‎ جالب کتاب ایالات نیست در جهان، استفاده راوی از بخش‌‎های سفید کتاب نسخه چاپی ناقصی از «اغراض الطبیه» از سید اسماعیل جرجانی است که به عنوان دفترچه یادداشت از اتفاقات نیست در جهان از آن استفاده می‌‎کند که البته دو متن خیلی بی‌ربط هم نیستند. یک طنازی جالبی هم در این بخش‌ها وجود دارد. استفاده از متون کهن از ویژگی‌‎های کار مجابی برای ایجاد رابطه بین ادبیات کهن و امروز است. در کتابی دیگر متاثر از ادبیات کهن از متن تاریخ بیهقی استفاده می‌‎کند. یکی از دغدغه‌های ایشان ایجاد رابطه بین نسل‌‎های مختلف نویسندگان، و همچنین متون‎ مختلف از دوران متفاوت است.

«اندر آن که بحران چیست. بحران اندر لغت یونانیان لفظی‌‎است شکافته از چیره گشتن یک خصم بر خصم دیگر، بهر آن که همچنان که دو خصم مدتی بر یکدیگر فرصت چیرگی یابند آن که چیره شود در حال کار خویش کند و هیچ‌گونه مهلت ندهد و جهد آن کند که به همه حیل‌‎ها که خصم خود مقهور کند…» (ص.۲۲)

————————————–

نکته دیگری که در کتاب به آن اشاره می‌‎شود این است که قدرت مسلط بر جامعه و جهان لایه‌های مختلفی دارد که با یکدیگر در تضاد هستند. بعضی معتقدند که کتاب از منظر ضد آرمان‎شهری بودن با کتاب «سرگذشت ندیمه» مارگارت آتوود همسو است.

چند عنصر مهمی که در کتاب ایالات نیست در جهان به کار رفته‌‎اند عبارتند از: تاریخ، شعر و طنز

بخشی از تاریخ مدام تکرار می‌‎شود، البته نه برای بزرگداشت آن بلکه برای رهایی از محدودیت‌های تاریخی. عنصر شعر در همه جای قصه دیده می‌شود که باعث تلطیف فضای تیره، سهم‎ناک و ناامیدی جامعه می‌شود و عنصر طنز هم بیانگر غلوآمیز بودن بعضی بخش‌های داستان است.

«حس می‌کنم شعله‌‎ای خرد کنج ذهنم زبانه می‌‎کشد وسط ظلمات. کوچک است و لرزان. اما یقین دارم خاموش نخواهد شد، چرا که من تنها نیستم، در هر جای جهان شعله‌‎ای است و من در آن شعله‌ها حضور دارم، چون می‌دانم شعله در من حضور دارد.»

————————————

اگر بخواهیم بعضی از نکات قابل ذکر در رمان ایالات نیست در جهان را فهرست کنیم به موارد زیر باید اشاره کرد:

– رمان همچون شخص نویسنده، چندبعدی است. انتقادهای مختلف روانشناختی، سیاسی، جامعه‌شناسی و فرهنگی در پاره‌‎های مختلف کتاب وجود دارند.

– المان‌های پررنگی مانند نقاشی، شعر و روزنامه‌نگاری در بخش‌بخش قصه به چشم می‌خورند.

– در قسمت‌های مختلف به از بین بردن طبیعت و زمین‌‎خواری و حیوانات/کاکادو توسط انسان اشاره می‌‎شود.

– در اواخر کتاب جشنی توصیف شده که مرا به یاد جشن اول اکتبر انداخت گرچه با آن تفاوت‌هایی دارد. نمی‌دانم آیا نویسنده قصد یادآوری و یا نقدی بر آن دارد؟ (ص 345 الی ص 347)

 

 

*در بعضی سایت‌‎ها بدون مطالعه کتاب و تورق سطحی به اشتباه نوشته شده 6 فصل، در حالی‌که در واقع کتاب 5 فصل دارد.

 

 

 

  این مقاله را ۱۱ نفر پسندیده اند

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

نوشته‌های مرتبط

6 دیدگاه در “نیست در جهان

  1. فرامرز جعفریه مطبعه چی می گوید:

    نقد و معرفی جالبی بود و با توجه به اینکه در خارج از ایران ساکن هستم ولی کنجکاو مطالعه کتاب شده ام

  2. معصومه می گوید:

    بنده ترغیب شدم که این گتاب رو مطالعه کنم.
    این سبک کتابها را دوست دارم. البته می دانم که نیاز به چند بار مطالعه کردن دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.