آه، خدایا، این فلسطین عجب دردسری است!

شارون و مادرشوهرم خاطرات رام الله

آه، خدایا، این فلسطین عجب دردسری است!


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

کتاب شارون و مادر شوهرم نخستین کتاب سعاد عامری معمار و نویسنده فلسطینی و مجموعه‌­ای از خاطرات گزینش شده‌­اش در مقام زنی فلسطینی است که در دمشق به دنیا آمده، در امّان بزرگ شده، در بیروت تحصیل کرده و ناگهان درمی‌­یابد آشنایی‌­اش با فلسطین تنها از طریق یادآوری‌­های والدینش و خاطرات پراکنده کودکی است. این است که تصمیم می­‌گیرد برگردد و مقیم رام­‌الله شود. خب مگر می‌­شود فرزند خانواده‌­ای رانده شده از یافا باشی، می­‌شود رویای حفاظت از معماری فلسطین تسخیر شده را در سر بپرورانی، می­‌شود به آن برگردی، در آن ساکن شوی، عاشق شوی، باقی بمانی و نفس بکشی و درباره اشغال چیزی ننویسی؟

شارون و مادر شوهرم

نویسنده: سعاد عامری

ناشر: مکتوب

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۳۹۵

تعداد صفحات: ۲۲۴

کتاب شارون و مادر شوهرم نخستین کتاب سعاد عامری معمار و نویسنده فلسطینی و مجموعه‌­ای از خاطرات گزینش شده‌­اش در مقام زنی فلسطینی است که در دمشق به دنیا آمده، در امّان بزرگ شده، در بیروت تحصیل کرده و ناگهان درمی‌­یابد آشنایی‌­اش با فلسطین تنها از طریق یادآوری‌­های والدینش و خاطرات پراکنده کودکی است. این است که تصمیم می­‌گیرد برگردد و مقیم رام­‌الله شود. خب مگر می‌­شود فرزند خانواده‌­ای رانده شده از یافا باشی، می­‌شود رویای حفاظت از معماری فلسطین تسخیر شده را در سر بپرورانی، می­‌شود به آن برگردی، در آن ساکن شوی، عاشق شوی، باقی بمانی و نفس بکشی و درباره اشغال چیزی ننویسی؟

شارون و مادر شوهرم

نویسنده: سعاد عامری

ناشر: مکتوب

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۳۹۵

تعداد صفحات: ۲۲۴


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

از آن‌جا که طبق تجربه من کمتر پیش می‌­آید معمارها مدادهای طراحی­‌شان را صرف نوشتن کلمات و در معنای واضح‌­تری صرف نوشتن یک روایت منسجم کنند، وقتی شنیدم یک معمار قلم به دست شده و کتابی درباره فلسطین نوشته، با خودم گفتم این یکی را باید بخوانم. سعاد عامری، معمار فلسطینی، استاد دانشگاه بیرزیت رام‌­الله و موسس دفتر حفاظت و مرمت رواق است که با احیای مرکز محله و خانه‌­هایی در رام‌­الله برنده چند جایزه معماری نیز شده است. کتاب شارون و مادر شوهرم نخستین کتاب او و مجموعه‌­ای از خاطرات گزینش شده‌­اش در مقام زنی فلسطینی است که در دمشق به دنیا آمده، در امّان بزرگ شده، در بیروت تحصیل کرده و ناگهان درمی‌­یابد آشنایی‌­اش با فلسطین تنها از طریق یادآوری‌­های والدینش و خاطرات پراکنده کودکی است. این است که تصمیم می­‌گیرد برگردد و مقیم رام­‌الله شود. کتاب مشخصاً مجموعه­ خاطراتی را در بر می‌­گیرد که مستقیم و غیر مستقیم به فلسطین مربوطند، خب مگر می‌­شود فرزند خانواده‌­ای رانده شده از یافا باشی، می­‌شود رویای حفاظت از معماری فلسطین تسخیر شده را در سر بپرورانی، می­‌شود به آن برگردی، در آن ساکن شوی، عاشق شوی، باقی بمانی و نفس بکشی و درباره اشغال چیزی ننویسی؟

ایده اصلی شکل‌­گیری کتاب به روزهای حکومت نظامی و محاصره مقر عرفات در رام‌­الله در سال ۲۰۰۱  و در دوره‌ای که آریل شارون نخست‌وزیر اسراییل بود برمی‌­گردد. روزهایی که سعاد باید در غیاب همسرش، مادر شوهر ۹۰ ساله‌­اش را که خانه‌­اش از قضا روبه‌روی مقر محاصره‌شده‌ی عرفات است نجات بدهد و به خانه خودش بیاورد. شارون و مادرشوهرش هر دو در روزهای کشدار و طولانی حکومت نظامی، زندگی را به سعاد سخت می‌­کنند. در واکنش به این اوضاع او تصمیم می‌­گیرد نوشتن را به عنوان نوعی معالجه شروع کند و یادداشت‌­های روزا‌نه‌­اش را به چند دوست در نقاط دیگر دنیا ایمیل می‌کند. یادداشت‌­هایی که مدتی بعد به دست ناشر می‌­رسد و عامری که دیگر به خاطر اشغال محله‌­شان مجبور شده است خانه­‌اش را رها کند و چیزی شبیه به آن‌چه نسل والدینش در ۱۹۴۸ از سر گذراندند را تجربه کند، در تکمیل آن‌ها مصمم می‌­شود.

 بالاخره با آن مداد طراحی به جای خط کشیدن به جان کلمات می‌­افتد و کلمات شیرین‌­تر هم از آب درمی‌­آیند. در مصاحبه‌­ای خودش اقرار می‌­کند که من تزم را روی معماری روستایی فلسطین نوشتم و انگار نه انگار، محله را احیا کردم و جایزه بردم اما باز هم انگار نه انگار، و در نهایت مادرشوهر عزیزم باعث شد چیزی خلق کنم که بالاخره بتواند توجه‌­ها را به فلسطین جلب کند!

هرچند شارون و مادر شوهرم به وضوح کتابی است درباره فلسطین، اما بنا نیست تاریخ اشغال فلسطین را به خواننده‌­اش عرضه کند، بلکه در جهتی برعکس یک کتاب تاریخی و تحلیلی، سرخوشانه به دنبال خرده روایت‌­های روزمره زندگی در محدوده رام‌­الله می‌­رود و صد البته که آن‌هایی را تعریف می‌­کند که سرشار از لحظات دراماتیک ناشی از حضور و مواجهه مداوم با اسراییلی­‌هاست. انگار که زندگی تحت اشغال برچسبی است روی پیشانی نویسنده؛ هر وقت به آینه نگاه می‌­کند نمی‌­تواند از آن چشم بردارد. روی نقشه‌­های سیاسی و قلمرو کشورها ظلم رفته بر فلسطینی­‌ها مشخص است و می­‎توان رد تقلیل زمین­‌های فلسطین را از ۱۹۴۸ تا به امروز دنبال کرد. اما سعاد عامری با روایت جزء جزء این زندگی بی­‌وقفه تحت سلطه اسراییل در حومه‌­ها و محله‌­ها و خانه‌­های فلسطینی­‌ها این رنج را از سطح ژئوپلتیک به سطح قابل درک­ زندگی روزمره آدم‌­ها می‌­رساند و ملموس می‌­کند.

در روایت روزهای زندگی در رام‌­الله خواسته یا ناخواسته حواس عامری به زن­‌هاست. زندگی خودش، مادرشوهرش، مادرش، ام­زاهی و زن­‌های محله. کتاب تظاهرات روز هشت مارس را که زنان فلسطینی خودشان ترتیب می‌­دهند و به قول عامری تنها روزی است که مردان فلسطینی با ارتش اسراییل هم­ذات‌پنداری می‌­کنند روایت می­‌کند، گاهی سر به زندگی‌­های عاشقانه و پنهانی­ زنان همسایه می‌­کشد (هرچند که به نظر می‌­رسد بخش‌­هایی از این دست دچار تیغ سانسور شده باشند) و از شبی می‌­گوید که زنان محله که از حکومت نظامی طولانی مدت شارون به تنگ آمده‌­اند، به کوچه می‌­ریزند و با قاشق بر قابلمه‌­ها می‌­کوبند، بلکه صدای اعتراض‌­شان به گوش کسی برسد و یا شاید در کنار هم تجربه‌­ای از درمان گروهی را کشف کنند. زنان محله از شخصیت­‌های جذاب کتاب هستند که پرداختن بیشتر به آن‌ها و تقابل زن استاد دانشگاه و تحصیل‌کرده در برابر زن عامی همسایه می­‌توانست جنبه­‌های جدیدی به کتاب اضافه کند، اما به نظر می‌­رسد تنها درون­مایه اصلی که سعاد را برای روایت کردن مجاب می‌­کند مساله اشغال و اسراییلی‌­هاست و هر تِم دیگری سریع در خاطر او رنگ می‌­بازد. هر شخصیتی جایی روایت می­‌شود که در داستان اشغال عامری کنشی داشته باشد یا نکته نغزی به ماجرا اضافه کند.

طنز تلخ و زبان طعنه‌­آمیز چاشنی اصلی کتاب شارون و مادر شوهرم است. موقعیت­‌های تراژیک، تحقیرآمیز و خفقان‌­آور زندگی به عنوان یک فلسطینی­‌الاصل، به عنوان زنی که هفت سال بدون کارت اقامت و هویت در رام­‌الله زندگی می‌­کند، برای به دست آوردن آن به خفت امضا کردن بیانیه‌­ای علیه سازمان آزادی­بخش فلسطین تن می‌­دهد و به ناچار در ضیافت‌­های شهرداران اسراییلی شرکت می‌­کند همگی در بستری از طنز تلخ روایت می‌­شوند.

سعاد جایی از سگ کوچکی که در کوچه پیدا کرده حرف می­‌زند. دامپزشکی بیت­‌المقدس به سادگی با اهدای واکسن و یک کارت اقامت از سگ استقبال می‌­کند، در حالی که خود سعاد برای عبور و مرور به دو کارت جداگانه، یکی مجوز خودش و دیگری مجوز ماشینش احتیاج دارد. سعاد، حیرت‌­زده دفعه بعد که در یکی از پست­‌های بازرسی سرباز اسراییلی از او مجوز عبور و مرور می‌­خواهد می‌­گوید: «من راننده این سگم، او شهروند اسراییل است و می‌­خواهد به شهرش برگردد اما همان‌­طور که واقفید نمی‌­تواند رانندگی کند!». در کنار زبان طنز، وفاداری عامری به زبان عربی نیز در کتاب بسیار گوش‌­نواز از آب درآمده و خواندن بعضی جملات کوتاه و اصطلاحات روزمره به عربی نثر را پویاتر کرده است.

شارون و مادر شوهرم را از سویی می­‌توان کتابی در حوزه ناداستان روایی (Non-fiction) و مموآر نویسی قلمداد کرد. چرا که بر پایه اتفاقات مستند و واقعی پیش می‌­رود و نویسنده به روایت آن‌چه دیده و حس کرده می‌­پردازد. فصل‌­بندی­‌های کتاب بیشتر بر مبنای اتفاقات شبیه به هم طراحی شده‌­اند اما تاریخ مستند روایت‌­ها را در پیشانی دارند و روایت‌­های پراکنده­‌ای از ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۴ را در برمی‌­گیرند. گاه به هم ریختگی این تاریخ‌­ها در سیر کتاب، کار خواننده‌­ای شبیه به من را (که نهایتاً داستان اشغال را با چند تاریخ کلی مثل ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷ به یاد می‌­آورد) سخت می­‌کند. روایت‌­ها چنان مستقل از یکدیگرند که اگر خواننده به طور شلخته­ هم بخش کوچکی از کتاب را برای خواندن انتخاب کند با صحنه­‌های تکا‌ن‌­دهنده و نقاط عطف داستان سعاد مواجه می‌­شود. مساله‌­ای که به نظر می‌­رسد بیشتر از زندگی تکان‌دهنده و پرماجرای نویسنده نشات گرفته باشد تا هر ظرافت ادبی عمدی دیگری.

 اما عمدی هست، که نویسنده بیش از آن‌که از خودش بگوید بر فلسطین متمرکز می‌­شود و سوال بزرگی را نادیده می‌­گیرد. سوالی که پرداختن به آن می­‌توانست کتاب را از محدوده مرزهای فلسطین خارج کند و به ترس‌­ها و تردیدها و رنج‌­های تمام کسانی پیوند بزند که در شرایط سخت سیاسی و اقتصادی کشورشان علیرغم امکان مهاجرت باقی مانده‌­اند. سعاد می­‌توانست شهروند آمریکا باشد، می‌­توانست به جای اینکه یکی از صد و بیست هزار زن فلسطینی باشد که در صف دریافت کارت اقامت سال­‌ها صبر کرده‌­اند، در همان گلاسکو که دکترایش را گرفت باقی بماند.

سعاد یک هسته مرکزی را برای روایت کردن انتخاب کرده و به تشریح آن می­‌پردازد اما آن‌چه من، خواننده‌­ای از جغرافیای خاورمیانه دلم می‌­خواست در کتاب پیدا کنم را مسکوت باقی می­‌گذارد. شاید اگر لنز دوربین لحظه‌­ای به سمت راوی برمی­‌گشت و از ترس­ انتخاب «دیگر فلسطینی نبودن» می­‌گفت روایت با جنس دیگری به جز رنج، فداکاری، شهامت و خشم روبه­‌رو می‌­شد. اما در نهایت سعاد انتخاب می­‌کند که لنز دوربینش را برگرداند روی هسته بزرگ‌تر ماجرا و آن‌جا که می­‌گوید «آه خدایا این فلسطین عجب دردسری است»،­­­­ نسبتش با این دردسر شیرین را نگفته باقی بگذارد.

 

  این مقاله را ۱۵ نفر پسندیده اند


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *