اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

و سپس هیچکس نبود

نویسنده: آگاتا کریستی

مترجم: ثریا قیصری

ناشر: اکباتان

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۴۰۰

تعداد صفحات: ۲۴۸


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

هشت نفر، به ایندیان آیلند دعوت می‌شوند؛ جزیره‌ای دورافتاده که شایعات در مورد آن، روزنامه‌ها را پر کرده است. میهمانان پس از رسیدن به جزیره متوجه غیبت میزبانان، خانم و آقای اوون می‌شوند. خانم و آقای راجرز، مستخدمان تازه‌کار خانه نیز، تا به حال صاحب‌خانه‌ها را ندیده‌اند. هنگام شام، میهمانان مشغول صحبت می‌شوند و ده مجسمه کوچک روی میز، توجه میهمانان را به شعری که در اتاق‌های‌شان قرار داده شده جلب می‌کند؛ شعری کودکانه که ماجرای از بین رفتن ده سرخپوست را روایت می‌کند. پس از صرف شام، صدایی ضبط شده، سکوت را می‌شکند و تک‌تک میهمانان را به قتل افرادی متهم می‌کند. همه آشفته می‌شوند و متوجه می‌شوند که هیچ‌یک خانواده اوون را نمی‌شناسند. همان شب یکی از میهمانان، پس از نوشیدن، خفه می‌شود. فردا صبح، جسد خانم راجرز در تخت‌خوابش پیدا می‌شود. میهمانان، یکی پس از دیگری کشته می‌شوند و با هر مرگ، یکی از مجسمه‌ها، غیب می‌شود…

 

و سپس هیچکس نبود

 

 

و سپس هیچکس نبود (که با نام ده بچه زنگی هم شناخته می‌شود)، از مرموزترین آثار آگاتا کریستی‌ است. میهمانانی در انتظار سفری مفرح، به واسطه جنایات خود، در کابوسی گرفتار و مجازات می‌شوند. فضای رازآلود جزیره و رفتار پرتنش شخصیت‌ها، داستانی گیرا ایجاد می‌کند وتا پایان، خواننده را سردرگم و متحیر نگه می‌دارد.
بر اساس این داستان، رنه کلر در 1945 فیلم and then there were none را کارگردانی کرد؛ این اثر با نام ten little Indians نیز در سال‌ 1965 با کارگردانی جرج پولاک ساخته شد و همچنین در 1974 باهمکاری چند کشور در هتل شاه‌عباسی اصفهان به کارگردانی پیتر کالینسون جلوی دوربین رفت.

درباره نویسنده

آگاتا کریستی، نویسنده شهیر انگلیسی، در سپتامبر1890 چشم به جهان گشود. از کودکی به شعر و داستان نویسی علاقه‌مند بود. مدتی برای تحصیل به پاریس رفت و پس از بازگشت به خانه، نویسندگی را با جدیت ادامه داد. خدمت او در بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها طی دوران جنگ‌های جهانی، به احاطه‌اش بر خواص سمومی انجامید که اغلب در داستان‌هایش نقش اساسی بازی می‌کنند.
سبک خاص و معماگونه نگارش داستان‌های کارآگاهی کریستی، به سرعت توجه خوانندگان را جلب کرد و با آفریده شدن شخصیت‌هایی ویژه، نوشته‌هایش جذابیتی دوچندان یافت.

 

آگاتا کریستی

 

 

ماجرای اسرارآمیز در استایلز، با حضور مجذوب‌کننده هرکول پوآرو، کارآگاه بلژیکی باهوش، وسواسی، شیک‌پوش و مغرور، در 1920 منتشر می‌شود و چاپ آثاری چون قتل در زمین گلف و قتل راجر آکروید، روزبه‌روز بر دوست‌داران این کارآگاه می‌افزاید.
در همان دوران، دشمن پنهان، با شخصیت‌های اصلی تامی و تاپنس، عرضه می‌گردد. در 1926، کریستی در داستان کوتاه باشگاه شبانه سه‌شنبه، دیگر کارآگاه جذاب داستان‌هایش را معرفی می‌کند: جین مارپل.
خانم مارپل، بعداً در قتل در خانه کشیش، در هتل برترام، و جنایت خفته و چند داستان دیگر، نقش ایفا می‌کند.
پوآرو نیز در داستان‌های بی‌نظیری چون قتل در قطار سریع‌السیر شرق، شبح مرگ بر فراز نیل، مرگ در میان ابرها، شرارتی زیر آفتاب و نهایتاً پرده ظاهر می‌شود.
تعطیلات برای قتل، تله موش، و سپس هیچکس نبود و خانه‌ای در شیراز از دیگر آثار این نویسنده هستند. او در 1955، با نمایشنامه شاهدی برای دادگاه، برنده جایزه ادگار و بهترین نمایشنامه خارجی انجمن منتقدان تئاتر نیویورک شد.
کریستی در 12 ژانویه 1976 درگذشت. او در طول فعالیتش، نزدیک به 70 داستان جنایی نوشت. زندگی و رمان‌ها و نمایشنامه‌های او، به خلق آثار ماندگاری در دنیای سینما و تئاتر منجر شده‌اند؛ از جمله فیلم‌های قتل در قطار سریع‌السیر شرق (1974) به کارگردانی سیدنی لومت و شاهدی برای دادگاه (1957) به کارگردانی بیلی وایلدر؛ همچنین فیلم آگاتا (1979)، که ماجرای مرموز ناپدید شدن 11 روزه کریستی را روایت می‌کند.
لارا تامپسون با یاری گرفتن از نامه‌ها و یادداشت‌ها و مصاحبه با نزدیکان کریستی، در کتابی با نام آگاتا کریستی، (ترجمه نادر قبله‌ای، انتشارات روزنه)، سرگذشت این نویسنده را دنبال می‌کند.

 

زندگی آگاتا کریستی

 

بخشی از کتاب

همه راضی و خرسند به نظر می‌رسیدند. عقربه‌های ساعت بیست دقیقه پس از نه را نشان می‌داد. سکوت دلپذیری بر اتاق پذیرایی حکم‌فرما بود. در همین هنگام سکوت شکسته شد و صدایی نافذ و غیرمنتظره به گوش رسید:
-خانم‌ها و آقایان! خواهش می‌کنم سکوت را رعایت کنید!
همه جا خوردند و به یکدیگر نگریستند و بعد دیوارها را برانداز کردند. چه کسی حرف می‌زد؟
«صدا» ادامه داد:
-شما متهم به ارتکاب جرائم زیر هستید…
«صدا» خاموش شد. سکوت مرگباری بر اتاق حکم‌فرما شد ولی هنوز همه از صدایی شنیده بودند مات و مبهوت برجا خشمشان زده‌بود که ناگاه صدای افتادن چیزی بلند شد!

 

نویسنده معرفی: مدیا نورخمامی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *