وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

خدیجه افضل وزیری

نویسنده: مهرانگیز ملاح

ناشر: شیرازه

نوبت چاپ: ۳

سال چاپ: ۱۳۹۹

تعداد صفحات: ۱۷۶

شابک: ۹۷۸۹۶۴۷۷۶۸۳۸۲


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند
خدیجه افضل وزیری

تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

کتاب خدیجه افضل وزیری درباره زندگی فرزند پنجم بی‌بی خانم استرآبادی از زنان پیشگام ایرانی در دوره مشروطیت و نویسنده مقاله معروف معایب‌الرجال و مؤسس مدرسه دوشیزه‌گان است. این کتاب حاصل خاطرات شخصی خانم افضل وزیری است که توسط پسرش در سال ۱۳۵۱ ضبط و توسط دختر ایشان خانم نرجس مهرانگیز ملاح ، خواهرمه‌لقا ملاح مادر محیط زیست ایران نوشته شده است. این مصاحبه اولین بار توسط خانم افسانه نجم‌آبادی ویراستاری گردیده و در سال ۱۳۷۵ در شیکاگو به چاپ رسید و انتشار دوباره آن توسط نشر شیرازه و به همت خانم مهرانگیز ملاح محقق گردید.

افضل وزیری در کتاب خاطرات شخصی خود از مادربزرگ، مادر و مبارزات او در برابری حقوق زنان و مردان و همچنین شرح زندگانی خود از تولد، علاقه به تحصیل، رفتن به مدرسه پسرانه با لباس مبدل ، تدریس در مدرسه مادرش، فرا گرفتن دروس بدون معلم و گرفتن مدرک تحصیلی از میرزا حسن رشدیه و شرح زندگی پس از ازدواج در مازندران و روستای نوکنده می‌گوید.

بانو افضل جزو نخستین افرادی بود که چادر از سر گرفت و پیراهنی در قالب مانتوهای امروزی پوشید. وی برای روزنامه‌های دوره خود همچون شفق سرخ و عالم نسوان مقاله می‌نوشت. لازم به ذکر است خانم خدیجه افضل خواهر کلنل علینقی خان وزیری موسس اولین مدرسه عالی موسیقی در ایران است.

افضل وزیری در سال ۱۳۵۹ و در سن ۸۹ سالگی بدرود حیات گفت.

 

مهرانگیز ملاح

 

 

نرجس مهرانگیز ملاح دختر خدیجه خانم در سال ۱۳۰۲ در نوکنده از توابع بندر گز به دنیا آمد. او فرزند چهارم خانواده بود و با همت مادر و تلاش خود درس خواند و یک سال پس از ازدواج دیپلم گرفت و از دانشکده ادبیات مدرک فوق دیپلم زبان انگلیسی را کسب کرد و در سال ۵۲ به عنوان محقق و مترجم به استخدام دانشکدة علوم اجتماعی درآمد و در مرکز اسناد این دانشکده مشغول به کار شد.

 

بخشی از کتاب

*در تهران که بودم روزی روزنامه شفق سرخ را که آن زمان منتشر می‌شد به دستم دادند. شخصی با نام مستعار ع حبشی حمله شدیدی به زنان کرده بود. این مقاله مرا وادار به جوابگویی کرد. در سلسله مقالاتی که در همان روزنامه شفق سرخ جواب گفتم که خلاصه آن چنین بود: زن را در چادر در خانه مخفی و محبوس کرده و از هر دانشی دور نگه داشته‌اید. در کار خارج هم شرکت نمی‌دهید. از بردن نامش هم عار دارید. و به نام‌های منزل یا بچه‌های خانه از قبیل مادر حسن از او یاد می‌کنید. از حقوق انسانی هم حقی برای او قائل نیستید. تمام حقوق به نفع مردان تعبیر و به مورد اجرا گذاشته می‌شود. توقع دارید چه باشد و چه کند؟ مردان کشور همه چی می‌کنند؟ 

روزی برادرم کلنل علینقی وزیری به دیدنم آمد و پرسید این افضل وزیری که به ع. حبشی جواب داده تو هستی؟ گفتم بله ایشان هم گفتند این ع.حبشی هم من هستم، می‌خواستم بدانم آیا زنی پیدا می‌شود که نسبت به زورگویی‌ها حرکتی از خود نشان دهد و جوابی بدهد.

 

نویسنده معرفی: مهتاب مردفرد

 

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *