چراغ ظلمِ ظالم تا ابد نمیسوزد
رمان آخرین شب دیکتاتور در واپسین لحظات زندگی معمر قذافی، چهرهی انسانی یک دیکتاتور را به تصویر میکشد؛ انسانی که زمانی در اوج قدرت، چونان خورشیدی سوزان میدرخشید، اما سرانجام در بیابانی خاموش و تنها، در مواجهه با ترس، جنون و درماندگی فروریخت. این روایت، نه تنها حکایت سقوط یک فرد است، بلکه تصویری از سرنوشت محتوم هر ظلمی است که در غرور و خودبزرگبینی ریشه دوانده باشد. آخرین شب دیکتاتور به ما یادآوری میکند که گرچه چراغ ظلم، گاه شبهایی طولانی میسوزد، اما سرانجام خاموشی آن حتمی است؛ و این خاموشی، در دل تاریکی، نوید روشنی فردا را میدهد.
آخرین شب دیکتاتور
نویسنده: یاسمینا خضرا
مترجم: زینب کاظم خواه
ناشر: وزن دنیا
نوبت چاپ: ۱
سال چاپ: ۱۴۰۴
تعداد صفحات: ۱۶۰
شابک: ۹۷۸۶۲۲۹۱۹۵۰۳۱
این مقاله را ۶ نفر پسندیده اند
نویسنده: طه حسین فراهانی در تاریخ بشر، ظالمان بسیاری آمدهاند و رفتهاند؛ آنانی که بر تخت قدرت تکیه زدند و گمان بردند که روزگار، همیشه به کام آنان خواهد چرخید. اما تاریخ نشان داده است که ظلم، پایدار نمیماند. چنان که در بیت حکیمانهای آمده است: «چراغ ظلمِ ظالم تا ابد هرگز نمیسوزد / اگر سوزد شبی، سوزد شبی دیگر نمیسوزد». رمان آخرین شب دیکتاتور نوشتهی یاسمینه خضراء (محمد مولسهول)، بازتابی روشن از همین حقیقت تلخ و گاه عبرتآموز است. نویسنده در واپسین لحظات زندگی معمر قذافی، چهرهی انسانی یک دیکتاتور را به تصویر میکشد؛ انسانی که زمانی در اوج قدرت، چونان خورشیدی سوزان میدرخشید، اما سرانجام در بیابانی خاموش و تنها، در مواجهه با ترس، جنون و درماندگی فروریخت. این روایت، نه تنها حکایت سقوط یک فرد است، بلکه تصویری از سرنوشت محتوم هر ظلمی است که در غرور و خودبزرگبینی ریشه دوانده باشد. آخرین شب دیکتاتور به ما یادآوری میکند که گرچه چراغ ظلم، گاه شبهایی طولانی میسوزد، اما سرانجام خاموشی آن حتمی است؛ و این خاموشی، در دل تاریکی، نوید روشنی فردا را میدهد. رمان آخرین شب دیکتاتور نوشتهی یاسمینه خضراء، نویسندهی الجزایری، داستانی عمیق دربارهی واپسین ساعتهای زندگی معمر قذافی است که از سال ۱۹۶۹ تا ۲۰۱۱، بیش از چهار دهه بر لیبی حکومت کرد. او با شعارهای انقلابی به قدرت رسید، اما به تدریج به دیکتاتوری خشن و منزوی تبدیل شد. قذافی در دوران حکومتش با سرکوب شدید مخالفان، ایجاد شبکههای گستردهی امنیتی، سانسور شدید رسانهها و بهرهبرداری از منابع نفتی برای تحکیم قدرت شخصی خود، فضایی از رعب و وحشت در کشور حاکم ساخت. او خود را «رهبر انقلاب» و «پادشاه پادشاهان آفریقا» مینامید و نظامی شبهقبیلهای مبتنی بر وفاداری شخصی بنا کرد. در سالهای پایانی، فساد مالی، انزوای بینالمللی، نقض گستردهی حقوق بشر و فقر مردم زمینههای نارضایتی گسترده را فراهم آورد و سرانجام شورشهای مردمی در سال ۲۰۱۱ به سقوط و مرگ او انجامید. مولسهول که در سال ۱۹۵۵ زاده شده و سالها در ارتش الجزایر خدمت کرده بود؛ وی ارتش را به عنوان سرلشکر در سال 2000 ترک کرد. او برای فرار از سانسور نظامی نام همسرش را بهعنوان نام قلمی خود برگزید. هرچند پیشتر آثارش در الجزایر منتشر شده بود، اما تنها پس از خروج از ارتش و مهاجرت به فرانسه در سال ۲۰۰۰، هویت واقعی خود را در سال ۲۰۰۱ آشکار کرد. این رمان در سال ۱۴۰۴ خورشیدی در ۱۶۰ صفحه و قطع رقعی، با جلد شومیز و کاغذ بالکی، در شمارگان ۵۰۰ نسخه توسط نشر وزن دنیا منتشر شد. از دیگر آثار برجستهی خضراء میتوان به پرستوی کابل، حوریان بغداد و جمله اشاره کرد. در سال ۲۰۱۱ نیز آکادمی فرانسه جایزهی معتبر ادبی گال را به او اهدا کرد. آخرین شب دیکتاتور با تصویری از قذافی در مخفیگاهی در شهر سرت آغاز میشود؛ جایی که پس از ماهها فرار از نیروهای ناتو و شورشیان، به محاصره افتاده است. رمان، روایت ذهنی قذافی از گذشتهی پرفرازونشیبش را به تصویر میکشد: روزهای اقتدار، ثروت، جنایت و خیانت. در گفتوگوهای خیالی با پسران، مشاوران و دشمنانش، قذافی میکوشد فروپاشی خود را توجیه کند. میان گذشته و اکنون سرگردان است و هر لحظه بیشتر به ورطهی جنون فرو میغلتد. خضراء در این اثر، قذافی را نه هیولایی یکبعدی، بلکه انسانی شکستخورده و بیمار روانی ترسیم میکند. ویژگیهای شخصیتی چون خودبزرگبینی، پارانویا، تناقضهای اخلاقی و ترس از مرگ، در سرتاسر روایت او نمایان است. نویسنده نشان میدهد چگونه قدرت مطلق، انسان را از واقعیت جدا کرده و او را به موجودی خودشیفته و خطرناک بدل میکند. رمان به شیوهی جریان سیال ذهن نگاشته شده؛ لحنی پرطمطراق دارد که گاه یادآور خطابههای قذافی است و گاه به نالههای مضطربانه بدل میشود. نمادگرایی در اثر به چشم میخورد: شنهای صحرا نماد فراموشی تاریخ و آینههای کاخ نماد خودفریبی حاکم هستند. کاظمخواه، مترجم کتاب، معتقد است که نویسنده با انتخاب زاویهی دید قذافی، توانسته است تصویری تازه و شخصی از سقوط دیکتاتورها ارائه کند. او تأکید میکند که این رمان بر اساس واقعیتهای تاریخی نوشته شده، هرچند عناصر تخیلی در آن برای غنای روایی به کار رفتهاند. آخرین شب دیکتاتور ارزش خواندن دارد، زیرا تصویری بیواسطه و انسانی از واپسین لحظات حیات یک دیکتاتور ارائه میکند. این کتاب به ما نشان میدهد چگونه کسانی که روزی در اوج قدرت بودند، در لحظات پایانی زندگیشان، در برابر ترس، پشیمانی و درماندگی کاملاً عریان میشوند. به جای قضاوت یکطرفه یا نگاه تاریخی خشک، یاسمینه خضراء روان آدمی را کاوش میکند؛ روانی که قربانی قدرت و توهم شده است. این روایت، همزمان یک هشدار اخلاقی دربارهی خطرات قدرت مطلق و یک مطالعهی روانشناختی درخشان است. از منظر ویرایشی، کتاب بینقص نیست و در آن نمونههایی از خطاهای نگارشی و ناهماهنگیهای متنی به چشم میخورد که میتواند تجربهی خواننده را تحتتأثیر قرار دهد. هر اثر مکتوب، پیش از انتشار نهایی، نیازمند بازخوانی دقیق و ویراستاری اصولی است تا خطاهای احتمالی به حداقل برسد و خواننده با متنی روان، منسجم و بینقص روبهرو شود. خطاهای ویرایشی و املایی، هرچند جزئی، میتوانند بر اعتماد خواننده تأثیر منفی بگذارند و کیفیت کلی اثر را زیر سؤال ببرند. در ادامه به برخی از اشکالات ویرایشی مشاهدهشده در کتاب اشاره میشود: نیمفاصلهی غلط در واژههای «تختخوابم» و «جاندار»: طبق «فرهنگ املایی خط فارسی» (علیاشرف صادقی)، واژههای مرکب تثبیتشده که معنای واحد دارند (مثل تختخواب، جاندار)، بدون نیمفاصله نوشته میشوند. پس شکل درست: تکرار کامل یک جمله در صفحهی ۴۹: این خطا نشان میدهد که در بازخوانی و ویراستاری نهایی کتاب، دقت کافی اعمال نشده است. تکرار جمله، خللی در روانی متن ایجاد میکند و نشانهی کار غیردقیق در مرحلهی ویراستاری است. نوسان در نام شخصیتها («فاتن (صفحه 49)» و «فتان صفحه 51»): این نوع ناهماهنگی معمولاً از عدم تطابق بین دستنوشتهی اولیه و نسخهی ویراسته پدید میآید و در کارهای حرفهای، باید در مرحلهی ویراستاری تطبیق کامل داده شود. خطا در ثبت نام شخصیتها، اعتماد خواننده به روایت را خدشهدار میکند. چراغ ظلمِ ظالم تا ابد نمیسوزد


دیکتاتوری








