دنیای کتاب و کتاب فروشی ها
کتاب فروشی خانه داستانهاست. این جملهای است که روزی دختربچهای به نویسنده کتاب دنیای کتاب و کتاب فروشی ها گفته؛ نویسندهای که با این کتاب خواسته نشان بدهد که کتابفروشیها داستانهای زیادی در خودشان دارند: داستان کتابها، داستان نویسندگان، داستان فروشندگان و صاحبان کتابفروشیها و داستان علاقمندان به این مکانها.
کتاب با مقدمهای درباره تاریخچه کتاب و کتابفروشیها شروع میشود. پس از آن به پنج فصل اروپا، آفریقا، آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و جنوبی و آسیا تقسیم میشود و در هر فصل با ذکر نام یک شهر به معرفی کتابفروشیها میپردازد.
انتخاب کتابفروشیها با معیارهای مختلفی است؛ گاهی قدیمیترین هستند و گاهی جالبترین، کتابفروشیهایی که ماجراهای جالب یا جشنوارههای خاص دارند تا کتابفروشیهایی که در مکانهای متفاوت هستند مثل داخل یک خانه یا گاراژ. از کتابفروشی معروف شکسپیر و شرکا تا کتابفروشی گمنامی در مغولستان را میتوانید در کتاب پیدا کنید. درباره هر کتابفروشی توضیحی داده میشود و گاهی نقل قولهای جالبی از صاحبان یا فروشندگان آنجا هم آورده شده. نویسندگان یا مشتریان آن مکان هم نظراتشان آورده شده.
نوآوریهایی که کتابفروشیها برای پابرجا ماندن یا همگام کردن ماجرای کتاب با تغییرات و تحولات روزگار انجام دادهاند از بخشهای جذاب کتاب است. آنها گاهی خوراکیهایی با نام نویسندگان عرضه میکنند و زمانی جشنواره چیدن کتابها میگذارند. حتی گذاشتن صندلی ماساژ در وسط مغازه یا فروش گاو (درمنطقهای که زندگی مردم براساس دامداری است) از نکات جالبی است که کتابفروشها به آن توجه کردهاند. ایدههای مطرح شده میتوانند برای کسانی که کارشان با کتاب سروکار دارد الهامبخش باشد.
بخشی از ماجرا به معماری کتابفروشیها اختصاص دارد و فضاهای جذابی که در آنها ساخته شده اما در کنارش کتابفروشیهای کوچک و محلی هم هستند که با امکانات و نوآوریهای خودشان فضای جذابی خلق کردهاند.
کار در کتابفروشی یا دلایلی که فردی کتابفروشیاش را راه انداخته از دیگر خواندنیهای کتاب است. از علاقه و الهام گرفته تا آرزوهای عمیق یا پایبندی به سنتهای خانوادگی. داستانهای کتابفروشها جذاب است، چه وقتی عقیده دارند روح شخصیتهای داستانی در کتابفروشیشان پرسه میزند، چه وقتی از خاطرات سالهای دور میگویند.
در میان بخشهای کتاب نوشتههایی هم هست که اطلاعات جالب و خواندنی درباره کتابها میدهد. درمجموع کتاب برای عاشقان کتاب خواندنی است و میتواند مثل یک راهنمای سفر هم باشد، بخصوص اگر عادت دارید در سفرهایتان سراغ کتابفروشیها بروید.

جن کمپبل، نویسنده کتاب، خودش خوره کتاب است. برای بزرگسالان و بچهها کتاب مینویسد، کارگاه نویسندگی دارد و پادکست و برنامههای تصویری درباره کتاب تولید میکند. او در انگلستان متولد شده و در رشته ادبیات انگلیسی درس خوانده. کمپبل سابقه کار در کتابفروشی هم دارد. از او کتاب لونا و اژدهایش به ماه میروند به فارسی ترجمه شده است.
بخشی از کتاب
در سال 1997 کتابفروشی پندلبریز با مشکلی به نام دزد کتاب مواجه شد. آنها هیچ ایدهای نداشتند که چه کسی کتابها را از روی قفسهها میدزدد، اما دوستی که در حال سپری کردن تعطیلاتش در اسپانیا بود، با خوشحالی به آنها کمک کرد.
او یک کپی از یک طلسم باستانی را که پیدا کرده بود، برای جان فرستاد. بر این عقیده بودند که اصل این طلسم در صومعه سن پدرو در بارسلونا و مخصوص دزدان کتاب نوشته شده است:
«برای او که کتابی از این کتابخانه به سرقت میبرد، باشد که آن کتاب در دستانش به ماری تبدیل شده و او را بدرد. باشد که خودش افلیج شده و اعضای خانوادهاش هلاک شوند. باشد که درد او را ناتوان کند و برای بخشش فریاد کند و پایانی بر رنجهایش نباشد، مگر فقط زمانی که بندبندش از هم بپاشد. باشد تا کرمهای کتاب، امعا و احشایش را بجوند و سرانجام زمانی که هنگامه آخرین مجازاتش فرامیرسد، تا ابد در آتش جهنم بسوزد.»
جان بیشتر از هر دلیل دیگری از روی سرگرمی این نفرین را روی یک پلاکارد نوشت و در کتابفروشی قرار داد… و این کار جواب داد! دیگر کتابی از قفسهها ناپدید و کم نشد. حتی جلدهایی هم که کم شده بودند، به همراه یک نامه معذرتخواهی که عجولانه نوشته شده بود، برگشتند. بعضی از کتابهایی که به دست جان رسید، اصلا از اول متعلق به او نبودند.
نوشتهها و کتابهای مرتبط







