vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

زنان شاهنامه، آمیزه‌ی مهر و خرد و شجاعت

نشانگان پهلوان‌های مهری “خرد، راستی و مردمی” مشخصه‌ای مربوط به جنسیت نیست و در میان زنان بسیاری قابل مشاهده است. کلمه “یار” خود گواه حضور فرهنگ مهری-پهلوانی در میان زنان است. “یار” از یک سو به معنی هم رزم و از سوی دیگر به معنی محبوب است که اتفاقا در فرهنگ عامه به زنان بسیار اطلاق می شود؛ شاید همین بازگو کننده عمومیت‌یافتگی این نشانگان میان هر دو جنس باشد. تنها چیزی که این نشانگان را از پهلوان دور می کند غرور است؛ همچون جمشید، پهلوان-شاه اسطوره‌ای که غرور فره‌اش را از  او دور کرد.

 

 

این مقاله را ۸ نفر پسندیده اند

 


زنان شاهنامه، آمیزه‌ی مهر و خرد و شجاعت

 

در شاهنامه فردوسی بیش از چهل زن نقش آفرینی می‌کنند که البته بیش‌تر آنها در دوره پهلوانی می‌زیند. در این بخش از شاهنامه بیشتر شاهد پهلوانان مهری هستیم؛ که شاید معروفترین آنها رستم است اما نباید غافل ماند که آیین مهر در زنان نیز متجلی است و از آنها الگوهایی از زنان مهربان، با تدبیر و شجاع ارائه می‌دهد. به درستی می‌توان گفت که در هیچ کتاب دیگری در ادب کهن پارسی تا بدین پایه زنان خردمند و ستوده وجود ندارند و هیچ سخن گویی این گونه زنان را نستوده است.

 

 آیین فتوت که امروز به ما رسیده است ریشه‌هایی بسیار قدیمی و پیشازرتشتی و شاید حتی پیشاآریایی دارد که بر سه پایه “خرد، راستی و مردمی” استوار است. جنگجویان که زورمندان قوم بودند با آراستگی به سه پایه “خرد، راستی و مردمی” زورمندی را با عدالت و مهر می‌آمیختند و این گونه به نام پهلوان مزین می‌شدند.

 

این نشانگان پهلوان‌های مهری “خرد، راستی و مردمی” مشخصه‌ای مربوط به جنسیت نیست و در میان زنان بسیاری قابل مشاهده است. کلمه “یار” خود گواه حضور فرهنگ مهری-پهلوانی در میان زنان است. “یار” از یک سو به معنی هم رزم و از سوی دیگر به معنی محبوب است که اتفاقا در فرهنگ عامه به زنان بسیار اطلاق می شود؛ شاید همین بازگو کننده عمومیت‌یافتگی این نشانگان میان هر دو جنس باشد.

تنها چیزی که این نشانگان را از پهلوان دور می کند غرور است؛ همچون جمشید، پهلوان-شاه اسطوره‌ای که غرور فره‌اش را از  او دور کرد.

 

تعدادی از زنان مشهوری که در شاهنامه از آنان نام برده شده است عبارت اند از: سیندخت، رودابه، سودابه، تهمینه، گردآفرید، منیژه، فرنگیس، جریره، آذرگشسپ، کتایون، همای، به آفرید، روشنک، قیدافه، گردیه، همای چهره آزاد، ناهید، مریم، سپینود، شیرین، بانوگشسب، پوران دخت و آزرمیدخت.

 

از این جمله رودابه، تهمینه، جریره و کتایون مادر بزرگترین و نام‌آورترین پهلوانان شاهنامه چون رستم، سهراب، فرود و اسفندیار هستند. فرنگیس مادر کی‌خسرو بزرگترین شاه کیانی و ناهید مادر اسکندر مقدونی است. آذرگشسپ، گردآفرید و گردیه سه زن قهرمانی که شمشیر می‌گیرند و در میدان‌های جنگ حضور می‌یابند و داد پهلوانی می‌دهند حتی رخت سرداری می‌پوشند. همای چهرآذر و قیدافه و پوراندخت و آذرمی‌دخت زنانی‌اند که تاج شاهی برسرنهاده‌اند و حکومت می‌رانند و درباره رودابه و منیژه و شیرین، داستان‌های شیرین عاشقانه در شاهنامه ثبت است.

 

درواقع زنان در شاهنامه فراتر از تفکر سنتی امروز، به عنوان شخصیت‌هایی با احساسات، دانش و شجاعت تصویر شده‌اند. کسانی که در معادلات قدرت به عنوان گرانیگاه‌های مهمی نقش ایفا می‌کنند. در عشق نقش فاعل برمی‌گزینند، در راس سپاه به لشگرکشی می‌پردازند، در جایگاه قدرت دادگری می‌کنند و در جایگاه همسر و مادر مشاورانی خردمند مستقل و دلاورند. و در شادی‌ها و پیروزی‌ها بزم‌ها می‌آرایند و وجود برکت در زندگی را پاس می‌دارند.

 

شاهنامه روایتی اساطیری از تاریخ ایران است. این کتاب قطور پر از حماسه، رزم، بزم، عشق و … است و به همین دلیل، می‌توان آن را کتاب زندگی دانست که فراز و فرودهای حیات مردم ایران‌زمین را به نمایش می‌گذارد و با اینکه حدود ۱۰۰۰ سال قبل نوشته شده توانایی بالایی در انعکاس حیات پیچیده زنان این سرزمین دارد. این را مقایسه کنید با رمان‌های کلاسیک که تنها پس از خانم دالووی به بیان خواست‌های نهان و عاشقانه زنان پرداختند و حضور زن خارج از چارچوب سنتی را بسیار با تاخیر برتابیدند.

 

در شاهنامه آیین پهلوانی مهری و زرتشتی گاهی با هم می‌ستیزند، گاهی متحد می‌شوند و گاهی کنار هم فقط همزیستی می‌کنند. همانگونه که رستم (پهلوان مهری) دوستی نزدیک با اسفندیار (پهلوان زرتشتی) دارد ولی به علت دسیسه‌های لایه‌های دستگاه قدرت در دام قتل دوست خود می‌افتد و خود نیز که دچار همین دام است متعاقب آن کشته می‌شود. چرا حکیم طوس لازم می‌دانسته این پهلوانان را بشناسیم و قرار است چه چیز در مورد مهر و قدرت از آنها بیاموزیم؟

 

اما تحلیل و پژوهش برای نمادهای قدرت و پهلوانی زنان شاهنامه در طول تاریخ ایران کمتر صورت پذیرفته لذا آوردن مثال‌های چنین معروف در میان زنان شاید کار ساده‌ای نباشد. اما نگارنده گمان می‌کند شیرین نماد خوبی از زنان در آیین مهر است؛ آزاد، زنده، قدرتمند و پایبند پیمان.

 

حکمتی که در دل تاریخ ایران گردآوری و سینه به سینه نقل شده است، زاییده نظمی درون ساخت است که به وسیله انتخاب طبیعی داوطلبان گردآوری و به نسل‌ها بعد منتقل شده است. حکیمانی که رسالت خود می‌دانستد تا بر انباشت این حکمت بکوشند و آنرا منتقل کنند. این منحصر به زن یا مرد و یا قوم و اقلیم خاصی نبوده و همین به شگفتی و سترگی آن می‌افزاید. اگر این سامانه‌ی درهم‌تنیده و بسیار کهن انتقال معانی نبود فردوسی بزرگ نمی‌توانست آنرا به نظم آورد و ما نیز اکنون از خواندن آن محروم می‌بودیم.

 

سامانه‌ی قصه‌گویان و حکیمان گمنامی که شاید تا 100 یا 150 سال پیش هم رد آنها را در شهرها، روستاها و خانه‌ها می‌شد جست که در شب‌های بلند زمستان زیر کرسی گرم خانه‌ها برای حاضران با صدای بلند کتاب می‌خواندند و بقیه در حین انجام کارهای دستی خود (بافندگی، دوزندگی و …) به صدای قصه‌گو گوش می‌سپردند. چرا گفتم تا 100 یا 150 سال پیش؟ شاید اگر به روزگار خودمان هم با دقت بنگریم در میان ازدهام صداها و تصویرها آنها را بیابیم.

 

 

پیشنهاد مطالعه: زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه 

 

 

 

 

آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

3 دیدگاه در “زنان شاهنامه، آمیزه‌ی مهر و خرد و شجاعت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *