روز: 21 دی 1400

شاهرخ مسکوب

سیمرغ بود، مسکوب

در اساطیر ایران بر فراز درخت هزار تخمه، سیمرغ آشیان دارد، پرنده‌ای شفادهنده و راهنما. هر بار كه این بزرگِ پرندگان از روی شاخه‌های درختِ «دور دارنده غم» برمی‌خیزد هزار شاخه از آن درخت می‌روید و هر بار که می‌نشیند هزار شاخه از درخت می‌شکند. از این نشست و برخاست است که دانه گیاهان در جهان پراکنده و زمین خداوند سرسبز می‌شود. شاهرخ مسکوب در جان من بازتابی از رمز سیمرغ است، آن درخت که بر آن می‌نشیند، فرهنگ ایران، آن دانه‌ها که در زمین می‌پراکند آثارش و هر خواننده کلمات او زمینی است بارور شده به اندیشه شاهرخ، شاهرخی که سیمرغ بود.

سه کتاب درباره داستایفسکی

امسال دویستمین سالگرد تولد داستایفسکی بود. درباره او هنوز کتاب‌های متعددی منتشر می‌شوند. تحلیلی بر آثار او از زوایای جدید، نکته‌های مغفول‌مانده‌ای از زندگی او، و اسناد و مدارک. در این پرونده سه کتاب درباره داستایفسکی را که اخیراً منتشر شده‌اند بررسی کرده‌ایم. «داستایفسکی، جدال شک و ایمان» که بیوگرافی کلاسیک ای‌اچ کار درباره اوست، «پوست دربرابر پوست» که تحلیلی درباره رمان «جنایت و مکافات» است و «استنطاق» که مجموعه بازجویی‌های داستایفسکی در زندان تزار را دربردارد.

استنطاق

مُشتی روشنفکر حراف روس یا اولین انقلابیون روسیه؟

فیودور داستایفسکی با چشم‌هایی که با چشم‌بند پوشانده شده‌اند به تیر چوبی بسته شده و منتظر است جوخه سربازان ماشه‌ها را بچکانند و عمر او در 28 سالگی خاتمه یابد. اما در آخرین لحظه پیک از راه می‌رسد و خبر می‌دهد تزار محکومین را بخشیده است. حالا او باید چهارسال به زندان سیبری برود و مدتی را  هم در تبعید بگذراند. همه می‌دانند که این واقعه در شخصیت داستایفسکی و افکارش تاثیر عمیقی گذاشت. اما داستایفسکی جوان چطور از خودش دفاع کرده بود؟ کتاب کوچک و کم‌حجم «استنطاق» مجموعه نامه‌های دفاع و برگه‌های بازجویی است و چیزهایی درمورد داستایفسکی به ما می‌تواند بگوید.