روز: 12 اسفند 1398

یادبود ایوب در جهان کافکا

کافکا؛ ایوبِ بی‌خدا

سیاوش جمادی از معدود منتقدان ایرانی است که مستقلا دست به نقد ادبی آثار کافکا زده است. او قهرمان کافکا را چون ایوبی اما بی‌خدا می‌داند که مانند ایوب رنج می‌کشد، و در نهایت تسلیم می‌شود، اما نمی‌تواند همچو ایوب فریاد اعتراض سر دهد. قهرمان کافکا خاموش و تسلیم است و نمی‌تواند به یهوه ایمان داشته باشد. این نقطه جدایی جهان کافکا از داستان ایوب در عهد عتیق و از آثار فیلسوف مومن دانمارکی کرکه‌گور است.

کافکا

پا به پای کافکا در پراگ

برخلاف آن‌چه امروز تصور می‌شود، کافکا همیشه هم در پراگ نام شناخته‌شده‌ای نبوده است. نوشته‌های او در زمان اشغال پراگ به دست آلمان نازی ممنوع شد (چون کافکا یهودی بود) و بعد از جنگ به خاطر احساسات ضدآلمانی منفور شد (چون به آلمانی می‌نوشت) و در دوران کمونیسم هم دولت به آثارش بدبین بود. اما ناگهان درهای کشور باز شد و چکی‌ها متوجه شدند کافکا تا چه حد در این هفتاد سال در جهان شهرت پیدا کرده. و از آن پس نام و تصویر و سردیس کافکا تبدیل شد به یکی از جاذبه‌های گردشگری این شهر زیبای اروپای مرکزی. دیوید فارلی ستون‌نویس نیویورک تایمز تلاش کرده ردپای کافکا را در پراگ دنبال کند.

مجسمه کافکا

نوشتن به آلمانی در کانون ناسیونالیزم چک

امروز وقتی بازدیدکنندگان و توریست‌ها را به دیدن بناهایی در پراگ می‌برند که به نحوی به کافکا مربوط می‌شوند، در این باره که او به چه زبانی می‌نوشت، کمتر صحبتی به میان می‌آورند. او یک یهودی بود که در پراگ به دنیا آمد اما داستان‌ها و رمان‌ها و حتی نامه‌های خود را (جز موارد استثنایی اندک) نه به زبان چک می‌نوشت و نه به زبان عبری، بلکه به آلمانی می‌نوشت. تا‌ به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا؟

فرانتس کافکا انسان زمان خود و زمان ما

خواندنی و دیدنی، با ترجمه‌‌ی شتاب‌زده

فرانتس کافکا: انسان زمان خود و زمان ما (۲۰۱۷) دریچه‌ای است برای ورود به دنیای این نویسنده‌ی نامدار، کتابی کم‌حجم و مصور که خواننده‌ی نه‌چندان آشنا با کافکا را، بی‌آنکه بترساند یا (به‌قول مترجم) گرفتار «جملات کش‌دار و ثقیل» کند، با شخصیت، خانواده، سبک زندگی، و مهم‌ترین کارهای او آشنا می‌کند. کتاب، همان اندازه که خواندنی است، «دیدنی» هم هست. درواقع، سهم تصویرگر (رناتا فوچیکوا) اگر بیش از سهم نویسنده (رادک مالی) نباشد، کمتر هم نیست؛ اغلب صفحه‌های کتاب مصور است و بسیاری از آنها هم کاملاً به تصویرسازی‌های سیاه‌وسفید فوچیکوا، با حال‌وهوای «کافکایی»، اختصاص یافته.

آمریکا

تمام آمریکای ناتمام

کارل روسمن، اهل آلمان، ۱۶ساله، وقتی زن خدمتکار از راه به درش کرد و از او باردار شد، خانواده‌اش او را سوار کشتی‌ کردند و به نیویورک فرستادند. این مقدمه‌ی داستان آمریکای کافکاست. کتابی هشت‌فصلی و البته ناتمام از دنیای سوررئال کافکا، از روزهای کارل در آمریکا. اگرچه  آمریکا در داستان  آمریکا ناتمام می‌ماند ولی خواننده می‌تواند هر روز و هر روز زندگی سیزیف‌وار کارل را پیش‌بینی کند. کارل تنهاست و این تنهایی می‌چسبد به تنهایی شخصیت‌های محاکمه و قصر تا به قول علی‌اصغر حداد، «تریلوژی تنهایی» کافکا را تشکیل دهند.

کافکا

گریزانیِ ناگزیر: درباره‌ی «قصر» فرانتس کافکا

قصر (۱۹۲۲) یکی از بحث‌برانگیزترین نوشته‌های فرانتس کافکا است. داستان درباره شش روز یا به تعبیر ماکس برود هفت روز اقامت نقشه‌بردار و مساحی به نام آقای کا در یک دهکده عجیب و غریب. اثری است که آنقدر تفسیربردار است که عملا تفسیرناپذیر از آب درآمده و این ویژگی از ذهن تفسیرگریزان نویسنده ناشی شده است. قصر نمونه‌ی کاملی از یک اثر است که هیچ تلاشی برای انتقال فرم خاصی از واقعیت نمی‌کند و در عوض در قالب طبیعت هزارتوی پیرنگ و تکه تکه کردن روایت، تصویری محو و مبهم از نمایشی کردن وقایع به دست می‌دهد.

کافکا

محاکمه درونی آقای یوزف کا

محاکمه، نقدی شگرف بر سیستمِ قضاییِ پیچیده‌ای است که گرچه تا حدی کارآمد است، اما ضعف‌هایی نیز دارد؛ «[…] زیرا بی‌آن‌که از او [یوزف کا.] خطایی سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» آیا سیستمِ پیچیده‌ی قضا ایرادی دارد که چنین خطایی از آن سر زده؟ یا «محاکمه» تمثیلی است برای واکاویِ یک «سیستمِ» پیچیده‌ی دیگر، مثلاً روانِ انسان؟