سمفونی مردگان

نویسنده کتاب: عباس معروفی

اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

نظر من

سمفونی مردگان روایت زندگی خانواده جابر اورخانی تاجر آجیل است. این خانواده دارای چهار فرزند است . پسر بزرگ خانواده یوسف از بالای پشت بام پرت می شود و تا انتهای عمر به موجودی بین انسان و حیوان بدل می‌شود ؛ یک تکه گوشت بی‌حرکت که تا پایان داستان وجود دارد . فرزندان بعدی دوقلوهای ماجراساز داستان آیدین و آیدا هستند. آیدین شخصیت اول کتاب است پسری با روح و قریحه ادبی آرام متین و صبور. آیدا قل دیگر او همین ویژگی ها را به شکل دیگری داراست. فرزند آخر اورهان است: شیرین زبان حرف گوش کن و پایبند به اصول پدر.

سمفونی مردگان نقش آیدین و اورهان را پررنگ تر از بقیه شخصیت ها جلوه می‌دهد. آیدین متفکر دوست داشتنی و فارغ از دغدغه‌های مادی است. اورهان اما در قید و بند مادیات. به شکلی که بخش عمده‌ی حوادث داستان حول طمع و زیاده خواهی مادی او می‌چرخد‌.

آیدین دوستدار شعر و ادبیات و تحصیل در دانشگاه است. پدر خانواده با همه این موارد شدیدا مخالف است. او قصد دارد که آیدین را به کسب و کار ترغیب کند. روشی که پیش می گیرد اشتباه است. او به توصیه دوستی که ایاز نام دارد در صدد پشیمان کردن آیدین از انجام فعالیت های شعری و ادبی است . جابر کتاب ها و اشعار آیدین را به آتش می‌کشد. همین مسئله باعث می شود آیدین از خانه برود و چندین سال دور از خانه در زیرزمین کلیسائی اقامت کند. او قصد دارد با نجاری کردن در همین زیرزمین پس‌انداز قابل توجهی جمع کند تا بتواند به تهران رفته و وارد دانشگاه شود . همه آرزوهای آیدین در رفتن به دانشگاه خلاصه می‌شود.

در این بین با دختری ارمنی به نام سورملینا آشنا می شود که مسیر زندگی‌اش را تغییر می دهد. آیدا قل دیگر آیدین با شخصی به نام آبادانی ازدواج میکند و از خانواده دور می شود. در کمال ناباوری آیدا خود را می‌سوزاند و می میرد . مرگ آیدا آیدین را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

آیدین در نهایت با سورملینا ازدواج میکند و صاحب فرزند دختری می‌شود . سورملینا فوت میکند. آیدین با خاطره او سال‌ها زندگی می کند . اورهان برادر کوچکتر به خاطر به دست آوردن مغازه آجیل فروشی دست به هر کاری میزند. او با ترفند به آیدین مغز چلچله می‌خوراند . آیدین مشاعرش را از دست می‌دهد و دیوانه می‌شود . این همان چیزی است که اورهان می خواهد . با این وجود اورهان هیچ وقت رنگ خوشی در زندگی نمی‌بیند. در نهایت اورهان برای از سر راه برداشتن آیدین که مدتی است در شهر مردگان زندگی می کند به دنبالش می رود، اما موفق نمی شود او را پیدا کند. اورهان گرفتار در برف و سرما شده و سرانجام می‌میرد .

درباره نویسنده:

عباس معروفی نویسنده شناخته‌شده و پرکاری است که در عرصه‌های مختلفی مانند روزنامه‌نگاری، نمایشنامه‌نویسی و شعر فعالیت دارد. او متولد سال ۲۷ اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در تهران است و دیپلم ریاضی و فیزیک دارد اما تحصیلات خود را در رشته ادبیات دراماتیک در دانشکده هنرهای زیبا به اتمام رسانده است. قبل از آنکه زندگی کاری و هنری او دچار فراز و نشیب‌های فراوان شود به مدت ۱۱ سال معلم ادبیات دبیرستان خوارزمی و هدف بود.

اگرچه عباس معروفی در یک خانواده مرفه به دنیا آمده است اما در دوران نوجوانی خود شغل‌های مختلفی را امتحان کرد و به کارهای یدی زیادی جمله طلاسازی روی آورد. ولی همیشه در رویای نوشتن به سر می‌برد. او زمانی که تنها ۱۸ سال داشت به‌سختی تلاش می‌کرد با بزرگان ادبیات ایران ارتباط برقرار کند تا اینکه در سال ۱۳۵۸ توانست به یکی از آرزوهای خود برسد و هوشنگ گلشیری را ملاقات کند. اقبال با او همراه بود چراکه توانست با محمد سپانلو نیز ملاقات داشته باشد و از آن‌ها بیاموزد. او تنها یک سال  پس‌ازاین ملاقات توانست اولین داستان کوتاه خود را بانام روبه‌روی آفتاب منتشر کند.

عباس معروفی بنیان‌گذار ماهنامه‌ای فرهنگی ادبی و اجتماعی  به نام گردون در سال ۱۳۶۹ بود. این نشریه فعالیت خود را تا سال ۱۳۷۴ ادامه داد؛ اما به دلیل شکایات زیادی که علیه محتوای آن انجام‌گرفته بود این نشریه توقیف و عباس معروفی از هرگونه فعالیت فرهنگی منع شد. تعطیلی این ماهنامه، مهاجرت ناخواسته را برای عباس معروفی رقم زد. او که به آلمان مهاجرت کرده بود نشریه گردون را مجدداً در آن کشور افتتاح کرد.

 

قسمتی‌هایی از کتاب:

-مهار آیدین لحظه‌به‌لحظه از کف پدر بیرون می‌شد. سرکش و رام نشدنی. در زیرزمین حبسش می‌کردند، او در آنجا چنان سرگردم می‌شد که تا به سراغش نمی‌رفتند و اصرار نمی‌کردند بیرون نمی‌آمد. کتاب را از بر می‌خواند و املا می‌نوشت. مدتی پول‌توجیبی‌اش را قطع کردند. در ماست‌بندی میدان سرچشمه مشغول شد. پاتیل شیر را هم می‌زد و روزی یک قران مزد می‌گرفت. پولش را کاغذ و کتاب می‌خرید و پدر را بیشتر می‌چزاند. براش لباس نمی‌خریدند، با همان کهنه‌ها روزگارش را می‌گذراند. دربند هیچ‌چیز نبود و تنها به این فکر می‌کرد که از تخمه‌فروشی بیزار است، از تکرار زندگی پدر بدش می‌آید. از خیلی چیزها که بچه‌ها در چنین سال‌هایی از عمر دوست دارند، بدش می‌آمد.

-رفتار آیدین با دیگران تفاوت داشت. دنیا را جدی‌تر از آن می‌دانست که دیگران خیال می‌کنند. آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده، اما بعدها به‌اشتباه خود پی بردم و دانستم که درک او آسان‌تر از بوییدن یک گل است، کافی بود کسی او را ببیند؛ و من نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به‌اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به  چه ابدیتی نزدیک می‌کند. آدم پر می‌شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ‌گاه دچار تردید نشود.

 

نظرات دیگران:

سیمین بهبهانی: سمفونی مردگان داستانی است از جهل، حسد، تعصب، ریا، حرص، حق کشی و تجاوز به حقوق دیگران. داستان خانواده کوچکی ست که در مقیاسی وسیع‌تر، جامعه‌ای بیمار و منحط را تصویر می‌کند که سرانجامی جز زوال ندارد. برخی از منتقدان معتقدند که الگوی زوال را باید در رمان خشم هیاهو، اثر ویلیام فالکنر، جستجو کرد زیرا آنجا نیز صحبت از خانواده‌ای است که سرانجام متلاشی می‌شود. به‌صرف این‌که موضوع هر دو داستان زوال خانواده است نمی‌توان یکی را رونوشت دیگری به شمار آورد. «موضوع» ممکن است در بسیاری از آثار نویسندگان یکی باشد؛ مهم مواردی هستند که به اشکال گوناگون موضوع را مطرح می‌کنند. مثلاً عشق یا فقر غالباً موضوع اصلی بسیاری از آثار است. درحالی‌که بیشتر این آثار شباهتی به یکدیگر ندارند. در رمان خشم و هیاهو دگرگونی سنت‌ها و بی‌توجهی به آن‌ها خانواده را به‌نوعی دگردیسی وادار می‌کند. درواقع هر یک از افراد به گوشه‌ای می‌روند و به‌نوعی زندگی نوآیین ادامه می‌دهند، اما در سمفونی مردگان سماجت در حفظ سنت‌ها موجب زوال مطلق خانواده می‌شود.

یکتا الهام: آغاز سمفونی مردگان از کاروان سرای آجیل‌فروش‌ها است. راوی مانند دوربینی، به نرمی خواننده را از میان باربران رد می‌کند و کنار اورهان و ایاز می کشاند و بعد در سه بند، مشخصه‌های شخصیت اخیر را عرضه می‌کند. روساخت و ژرف‌ساخت به‌عنوان مشخصه مدرنیسم، از همین آغاز سمفونی مردگان قابل‌مشاهده است. سمفونی مردگان، عباس معروفی را نویسنده مدرنیستی می‌دانستم که باقدرت تمام مشخصه‌های این نحله با دوره ادبی (اجتماعی/اقتصادی/سیاسی) را در داستان‌هایش می‌نمایاند.

منابع: