vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

خاطرات یک کتابفروش

نویسنده: شان بایتل

مترجم: نازنین فیروزی

ناشر: میلکان

تعداد صفحات: ۳۵۳

شابک: ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۰۲۱۰

  این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

تهیه این کتاب

خاطرات یک کتابفروش

 

کتاب خاطرات یک کتابفروش اثر شان بایتل، با عنوان اصلیThe Diary of a Bookseller فقط یک دفترچه خاطرات روزانه نیست؛ بلکه نوعی گزارش مردم‌نگارانه از زیست فرهنگی در حاشیه صنعت نشر بریتانیاست. از دل شهری کوچک که هویتش را با کتاب تعریف کرده است.


ویگ‌تاون؛ شهری که با کتاب نفس می‌کشد

ویگ‌تاون شهری کوچک در جنوب‌غرب اسکاتلند است با جمعیتی کمتر از هزار نفر. در دهه ۱۹۹۰، پس از رکود اقتصادی و افول صنایع محلی، ویگ‌تاون برای احیای خود پروژه‌ای فرهنگی را آغاز کرد و عنوان «شهر کتاب اسکاتلند» را برگزید. مدلی الهام‌گرفته از شهر کتاب مشهور Hay-on-Wye در ولز.


امروز ویگ‌تاون میزبان چندین کتابفروشی مستقل، کتاب‌فروشی‌های تخصصی دست‌دوم و رویدادهای ادبی است. مهم‌ترین رویداد آن، جشنواره کتاب ویگ‌تاون است که هر سال پاییز برگزار می‌شود و نویسندگان، ناشران و مخاطبان ادبیات را از سراسر بریتانیا به این شهر کوچک می‌کشاند. در روزهای جشنواره، شهری آرام و خلوت ناگهان به نقطه تمرکز گفت‌وگوهای ادبی تبدیل می‌شود.

در این بافت فرهنگی است که کتابفروشی بایتل قرار دارد، The Bookshop یکی از بزرگ‌ترین کتابفروشی‌های دست‌دوم اسکاتلند، با هزاران جلد کتاب در اتاق‌هایی تو در تو، قفسه‌هایی فشرده و حال‌وهوایی که بیش از آن‌که تجاری باشد، آرشیوی و شخصی است.


ساختار و روایت کتاب

بایتل، کتاب را بر اساس یادداشت‌های روزانه سال ۲۰۱۴ نوشته است. هر روز شامل:
• گزارشی کوتاه از میزان فروش
• شرح دیدار با مشتریان
• خرید مجموعه‌های کتاب از خانه‌های قدیمی
• مکالمه‌ها و برخوردهای انسانی، گاه مضحک، گاه فرساینده

این فرم روزنگارانه باعث می‌شود خواننده با ریتم واقعی زندگی کتابفروشی آشنا شود: روزهای خلوت زمستان، اضطراب پرداخت قبوض، هیجان یافتن یک چاپ کمیاب و آشفتگی روزهای جشنواره.


بایتل با لحنی خشک و بی‌تعارف، مشتریانی را توصیف می‌کند که ساعت‌ها در مغازه پرسه می‌زنند اما خریدی نمی‌کنند، یا کسانی که انتظار دارند کتاب‌های کمیاب را با قیمتی ناچیز بخرند. طنز او نه اغراق‌آمیز است و نه نمایشی؛ بلکه از تضاد میان «عشق به کتاب» و «منطق بازار» شکل می‌گیرد.


رقابت نابرابر کتابفروشی‌های مستقل با پلتفرم‌هایی مانند آمازون، یکی از مضامین تکرارشونده است. بایتل نشان می‌دهد چگونه الگوریتم قیمت‌گذاری و تخفیف‌های سنگین فروشگاه‌های آنلاین، حاشیه سود کتابفروشی‌های کوچک را از بین می‌برد. چیزی که امروزه در وضعیت کتابفروشی‌های ما هم در مقایسه با پلتفرم‌های آنلاین فروش کتاب دیده می‌شود.

 

خاطرات یک کتابفروش
خاطرات یک کتابفروش


در این اثر، کتابفروشی صرفاً محل فروش کالا نیست؛ بلکه فضایی است برای مواجهه انسان‌ها، خاطره‌ها و روایت‌ها. هر کتاب دست‌دوم تاریخچه‌ای دارد، از کتابخانه‌های شخصیِ ورثه‌رسیده تا مجموعه‌هایی که از خانه‌های در حال تخریب نجات داده می‌شوند.

شهر در این کتاب فقط پس‌زمینه نیست؛ خودش نوعی شخصیت است. آب‌وهوای سرد، خیابان‌های خلوت، جامعه‌ای کوچک که همه یکدیگر را می‌شناسند، و جشنواره‌ای که سالی یک‌بار شهر را متحول می‌کند؛ همه به فضای خاص روایت شکل می‌دهند.


خاطرات یک کتابفروش را می‌توان در سه سطح خواند:
1. به‌عنوان خاطرات طنزآمیز روزمره
2. به‌عنوان گزارشی از اقتصاد خُرد صنعت کتاب
3. به‌عنوان سندی فرهنگی از تلاش یک شهر کوچک برای بازآفرینی هویت خود از طریق ادبیات


اگر به پشت‌صحنه کتابفروشی‌ها، مناسبات صنعت نشر یا اتمسفر شهرهای کتاب علاقه‌مند باشید، این اثر فراتر از یک خاطره‌نگاری ساده عمل می‌کند و تصویری زنده از اکوسیستم فرهنگی ویگ‌تاون ارائه می‌دهد، شهری که بقایش را به کتاب گره زده است.


بعلاوه آنچه درباره فروشندگی کتاب، ترتیب دادن مراسم فرهنگی و رقابت با آمازون و حتی برخورد با مشتری در لابلای سطور کتاب نقل می‌شود، حاوی نکات الهام‌بخش و کاربردی برای کسانی است که به کسب‌وکار در زمینۀ کتاب علاقمندند یا در آن قرار دارند.


بخشی از کتاب

کالم برای بازسازی پیشخوان آمد. می‌خواهیم چهارچوبی از جنس بلوط به پیشخوان اضافه کنیم. آن را حدود ده سال پیش از حراجی مزرعه‌ای در شهرک باکلین خریدم و قرار است برای محافظت از من در مقابل مشتر‌ی‌ها، مانعی اساسی‌تر ایجاد کند.
وقتی سعی می‌کردم پوستری را برای باشگاه کتاب تصادفی بالای سردر مغازه بزنم، متوجه شدم دستگاه منگنه به نظر کار نمی‌کند. من هم روی دستم امتحانش کردم. همان موقع دلش خواست کار کند!


وقتی بی‌حوصله بودم، حساب کردم امسال بیش از یک تُن کتاب پست کرده‌ایم. با این حساب، اول باید بشینم و بعد صورت‌حساب رویال‌میل را باز کنم؛ احتمالاً مبلغ این قدر بالاست که با دیدن آن ممکن است حالم بد شود و بیفتم.
آخرین مشتری‌های روز، زوج جوانی بودند که چند کتاب علمی-تخیلی خریدند. آن‌ها به من گفتند برای تعطیلات از کتاب دست دوم‌فروشی‌های کل بریتانیا دیدن می‌کنند. هنوز روزنه امیدی برای ما سوسو می‌زند. ‌

مموآر چیست؟

 

نویسنده معرفی: افلیا فصیحی

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *