روز: 19 اسفند 1399

امروز، چهره به چهره دیروز

بازنویسی و بازآفرینی متون کهن در همه‌ی جهان بخش مهمی از ادبیات کودک و نوجوان است. بازنویسی گاه به منظور ساده کردن متن‌های دشوار انجام می‌شود تا پیوند نسل جدید با گذشته‌ و میراث فرهنگی‌شان برقرار بماند و گاه فراتر و با نگاهی انتقادی سراغ متونی می‌رود که با ارزش‌های دنیای امروز سازگار نیستند و با بازآفرینی خلاق خوانشی نو از این قصه‌ها می‌دهد. گاه هم میان این دو می‌ایستد. در این پرونده که به بهانه‌ی مطلب یکی از خوانندگان نوجوان وینش شکل گرفت به سراغ این خط رفتیم تا ببینیم با نسل امروز چگونه باید از دیروز سخن گفت؟

بازآفرینی

علی‌اصغر سیدآبادی در میزگردی با نوجوان‌ها: باید با گذشته وارد گفتگوی انتقادی شویم

به راستی با مناسبات دنیای قدیم (که بعضاً دیگرستیز، خشن، ضدزن یا نژادپرستانه بوده‌اند) باید چه کنیم؟ بچه‌ها چطور باید با این میراث و فرهنگ آشنا شوند؟ اصلاً آشنا شوند؟ برای پاسخ به این سوالات میزگردی [البته آنلاین] تشکیل دادیم با حضور آقای علی‌اصغر سیدآبادی نویسنده و پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان و سه نوجوان علاقمند دست به قلم حامد دوازده امامی، مها شعبانی و محمدحسین شیرویه.

مثنوی

پنج بازنویسی باکیفیت برای کودکان از مثنوی مولوی

مثنوی معنوی در گذر زمان نشان داده بارها می‌تواند بازنویسی و به شکل‌های گوناگون برای کودکان و نوجوانان عرضه شود. نمونه‌های بازنویسی حکایت‌های مثنوی در بازار کتاب کم نیست، اما برای معرفی ادبیات کهن ایران به کودکان و نوجوانان نباید مخاطبان را دست کم گرفت. آثاری که نویسندگانِ آن صرفا با بازنویسی حکایت به شکل ساده تصور کرده‌اند که مخاطب هم با ادبیات کهن آشنا می‌شود و هم مشتاق می‌شود تا اثر اصلی را بخواند کم نیستند. در این یادداشت برای انتخاب کتاب‌هایی که بر اساس مثنوی نوشته شده‌اند، تلاش کردم تا بازنویسی‌های موفق را به معرفی کنم، هرچند فرصت نیست تا به ضعف‌های این کتاب‌ها اشاره کنم.

شازده کوچولو

پیروزی غریب شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری، «شازده کوچولو» را سال 1943 منتشر کرد. چه کسی در ماندگاری این کتاب شک دارد؟ «شازده کوچولو» به بیش از 300 زبان ترجمه شده و بیش از 200 میلیون نسخه در دنیا به فروش رفته است. اما تا امروز از خودتان پرسیده‌اید که شازده کوچولو واقعاً درباره‌ی چیست و چه رازی در پشت سطر سطر این کتاب پنهان شده است؟  Adam Gopnik، یکی از نویسندگان و منتقدان ادبی نیویورکر با نوشتن این مقاله‌، تلاش کرده است به چنین سوالاتی پاسخ دهد؛ و پرده از راز پنهان شازده کوچولو بردارد!

کافکا

مسخ‌شدگی در زبان مادری: یادبود «زبان ییدیش» در آثار فرانتس کافکا

کافکا جایی در یادداشت‌های روزانه‌اش در توجیه عشق ناقصش به مادرش آن را ناشی از زبان می‌داند. او مادر یهودی‌اش را به آلمانی مادر صدا می‌کند و چیزی این میان غلط است. کازانووا هم در کتاب جمهوری جهانی ادبیات تصویری متفاوت از همه تصاویر قبلی او به دست می‌دهد و کافکا را بیشتر یک منتقد رادیکال اجتماعی می‌داند تا نویسنده‌ی افسرده یا نیهیلیست. به اعتقاد کازانووا، درک سیاسی و اجتماعی از آثار کافکا را باید در میانه‌ی بافتِ فرهنگی شهر پراگ جستجو کرد. به راستی رابطه بین کافکا و زبان ییدیش چه بود؟