پستی ها و بلندیهای نقد ادبی زرینکوب
بررسی کتاب «زرینکوب و نقد ادبی» نوشته ایرج پارسینژاد
منتشر شده در نشریه بخارا. مقاله پستی بلندیهای نقد ادبی زرینکوب. نوشته سیروس پرهام. زمستان ۱۳۹۲. شماره ۹۸
بیواهمگی پارسینژاد پشتگرم است به بیغل و غش بودن شیوهی نقد ادبی او، که نقد راستین است که از وابستگی و آزادگی مایه میگیرد. پایبند ذهنیات و تعلقاتخاطر خویشتن نبودن، نقد و تقریظ را دو کفهی همتراز ترازوی سخنسنجی ندانستن، و از خویشتن وارهیدن و در هستی نویسنده و هنرمندی که آماج نقد است زیستن، راه و رسم نقد ادبی و هنری است.
پارسینژاد از همان آغاز نقطهضعف اصلی نقد ادبی زرینکوب را برملا میکند و بهدرستی مینویسد که آن دانشمند پرمایه در کار نقد از ذوقیات خود دل بر نمیدارد و لاجرم از مسیر تحقیق و تحلیل انتقادی به دور میافتد و میرسد به جایی که مقصد او بوده است. راستی که زرینکوب چندان دلشیفتهی ذوقیات خویشتن است که گاه به گاه آنها را چاشنی تحقیق و تحلیل انتقادی میکند و بسا که ناخواسته به نقد ادبی علی دشتی نزدیک میشود.
پارسینژاد بر ما اشکار میکند که زرینکوب از رسم و آیین نقد ادبی زمان خود دور افتاده است. او همهجا در اثبات سستی برخی نظریههای زرینکوب برهانی محکم آورده و در این کار از دیگران برتر آمده است.
بهترین و فشردهترین تحلیل انتقادی کتاب نقد ادبی زرینکوب را در “حاصل گفتار” مولف زرینکوب و نقد ادبی مییابیم.
حقیقت این است که مولف نقد ادبی معیاری علمی و امروزی در ارزیابیهای انتقادی در اختیار نداشته و در کار خود از نظریهی خاصی پیروی نمیکرده است و نمیتوان نقد او را نوع خاصی از انواع نقد ادبی جدید دانست.
آنچه که هست او کمتر به ارزش ذاتی و درونی آثار توجه دارد و به توصیفات کلی بسنده میکند. (ص 388)
زرینکوب وارث سنت ادبی گذشتهی ایران است که در آن علم و ادب و شعر و تاریخ و تذکرهنویسی مجموع واحدی را تشکیل میداد، اما باید دانست آن عصر با گسترش و پدید آمدن رشتههای گوناگون دانش و ادبیات و هنر دیری است سپری شده و اهل ادب و فضل و کمال با همهی قدرت حافظه و حدت ذهن خود نمیتوانند در حوزههای مختلف علم و ادب متخصص باشند، اما به نظر میرسد که دلبستگی زرینکوب به تاریخ، تاریخ کلام اسلامی و تاریخ شعر و عرفان ایرانی و نفوذ ذوقیات شاعرانه مرزهای محدود تحقیق در نقد ادبی را درهم شکسته و به مباحث پراکندهی گوناگون مجال طرح داده است.
درنتیجه کتاب نقد ادبی را بهصورت مجموعهی انبوهی از معلومات تاریخ و تذکره و توصیف آثار گوناگون مولفان ایران و عرب و صدر اسلام تا آثار قرون وسطی و مسیحیت و یونان و روم باستان و ایتالیا و اسپانیاست درآورده است. خاصه اینکه آنچه زرینکوب در تاریخ یونان و روم (آریستوفان، افلاطون، ارسطو) و ادامهی آن در قرون وسطی تا اواخر قرن نوزدهم و همچنین تاریخ عرب و اسلام نوشته ترجمه و اقتباسی است از منابع عربی و اروپایی و برای خوانندهی ایرانی سودمند به نظر نمیرسد. (ص 389-390)
در پایان ناگفته نمیتوان گذاشت که در کتاب پارسینژاد همهچیز شایسته و بایسته و بسزا و به قاعده است، مگر به کار بستن شیوهی منسوخ ارجاع بهعنوان کتابها و نشریهها بهجای نام مولف کتاب یا مقالهی محل ارجاع. جای تعجب است و دریغ که کتابنامه و فهرست ماخذ هم بر همین روال تدوین شده است.
منبع: نشریه بخارا. مقاله پستی بلندیهای نقد ادبی زرینکوب. نوشته سیروس پرهام. زمستان ۱۳۹۲. شماره ۹۸








