دربارهی «ابر انسان» چیزی شنیدهاید؟ دربارهی «ارادهی معطوف به قدرت» چه؟ «حکمت شادان» چه؟ اینها اصطلاحاتی هستند که این روزها هر روشنفکری ــ قدیمی یا جدید، جوان یا پیر ــ با آنها آشناست و نیچه، واضِع و مروج این مفاهیم و عبارات، روزبهروز حضورش در عرصهی اندیشه و فلسفه پررنگتر و پررنگتر میشود. او متهم است که ضدزن است. «وقتی سراغ زنان میروی تازیانه را فراموش نکن!» در چنین گفت زرتشت آشکارا بر کاغذ نوشته شده است (هرچند از زبان پیرزنی). او منتقد اخلاقیات مسیحی است، اخلاق مسیحیت را اخلاق ضعفا مینامد و در برابر آن به اخلاقی قائل است «فراتر از نیک و بد». حالا دقیقاً معنی این سخن چیست، باید خودش توضیح دهد و در کتابهایش توضیح داده است. و مردم معمولی را «رمه» میداند؛ موضعی کاملاً مقابل موضع ایدهی پایهی دموکراسی و انواع پوپولیسم و سوسیالیسم. در هر کتاب تاریخ فلسفهای فصلی به او اختصاص یافته، اما نوشتههایش بیش از آنکه به رسالههای فلسفی شباهت داشته باشند به شعر و کلمات قصار (گزینهگویی) شبیهاند.
بر هر روشنفکر و تحصیلکردهای واجب است دست کم آشنایی مختصری با این آدم عجیب و غریب داشته باشد. آدمی که در اواسط سدهی نوزدهم در آلمان به دنیا آمد، در بیستوچهارسالگی استاد دانشگاه بود و در چهلوچهارسالگی دچار جنون شد و دیگر تا پایان عمر نه نوشت و نه حتی به درستی سخن گفت. اما چرا در این عمر بیستوچندسالهی فعال توانست به زعم بسیاری نظام فلسفی عقلباور غرب را به هم بریزد. در سخنانش چه بود که مورد توجه حاکمان نازی در آلمان نیمه اول قرن بیستم قرار گرفت؟
مقالهی رحیم نعمانی راهنمایی است برای شناخت نیچه. معرفی پنج کتاب که اگر به ترتیب خوانده شوند ما را به دنیای نیچه رهنمون میشوند و این امکان را فراهم میکنند که موضع خود را دربارهی عقاید او مشخص کنیم و اهمیت او را دریابیم.
۵ کتاب برای شناخت نیچه