vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

رضا براهنی

نقد ماندگار فرصتی است برای معرفی نقدنویسان ایرانی. در این بخش هربار یکی از چهره‌های نقد ادبیات فارسی را با نمونه‌هایی از نقدهای ماندگارش معرفی می‌کنیم. آشنایی با افرادی که در این مسیر گام برداشتند و خواندن نقدهای ایرانی، می‌تواند ارائه‌دهنده تجربیاتی باشد که مسیر نقدنویسی را روشن نگه دارد؛ زیرا نقد یکی از راه‌های شناخت، روشنگری و تغییر است. دومین پرونده نقد ماندگار به معرفی رضا براهنی اختصاص دارد.

 

 

  این مقاله را ۵ نفر پسندیده اند

 


رضا براهنی

چهره‌ی نقد فارسی

 

 

رضا براهنی سال 1314 شمسی در تبریز به‌دنیا آمد. در همان شهر لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت و بعد به ترکیه رفت. در ترکیه تحصیلش را تا مقطع دکترا ادامه داد. بعد به ایران برگشت و در سال 1343 استاد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. این دوران تا سال 1347 طول کشید و بعداز آن با همراهی چند نویسنده دیگر کانون نویسندگان ایران را پایه‌گذاری کرد.

 

او شاعر، نویسنده و منتقد ادبی بود. اولین اشعارش را در دهه چهل منتشر کرد و هفت رمان نوشت که در میان آنها روزگار دوزخی آقای ایاز و رازهای سرزمین من بیش از همه معروف است.

 

حضور جدی او به‌عنوان منتقد با انتشار کتاب طلا در مس بود. اثری در سه جلد که در آن تاریخ شعر فارسی را بررسی و اشعار شعرای معاصر ایرانی را نقد کرد. تلاش او در این کتاب را می‌توان جزو اولین نمونه‌های نقد ادبی در ایران برپایه اصول و قواعد مدرن دانست.

 

براهنی بعدها کتاب کیمیا و خاک را منتشر کرد، یکی دیگر از آثار معروفش در زمینه نقد ادبی. در این کتاب او نظریاتش را درباره ادبیات، داستان فارسی و ترجمه همراه با بررسی نمونه‌هایی از آثار نویسندگان ایرانی مطرح می‌کند.

 

در این میان او بخشی از نظراتش درباره ادبیات را به صورت مقالاتی هم نوشت که بعدها تعدادی از آنها در کتاب تاریخ مذکر به چاپ رسید. او همچنین کتابی با نام قصه نویسی دارد که در آن نیز بخشی به بررسی قصه نویسی معاصر ایران و بخشی مجزا به نقد آثار صادق چوبک اختصاص دارد.

 

رضا براهنی در دهه هفتاد به کانادا مهاجرت کرد، در آنجا کارگاه‌های نقد و شعر و قصه داشت و در دانشگاه هم تدریس می‌کرد. سرانجام در فروردین 1401 درگذشت.

 

براهنی از چهره‌های تأثیرگذار در ادبیات ایران بود. روحیه نقادانه و تندوتیزش باعث شد که از فضای سیاست تا ادبیات حضور و فعالیت داشته باشد. نظرات و اشعار او در بسیاری موارد بحث‌برانگیز بود. درهرحال او با نگاهی منتقدانه و موشکافانه پیوسته ادبیات ایران را بررسی می‌کرد و به همین دلیل در سال 1384 جایزه ادبی یلدا را برای یک عمر فعالیت فرهنگی در زمینه نقد ادبی دریافت کرد.

 

 

مساله زبان برای براهنی، مساله‌ای مهم بود. شاید شاعر بودن او باعث شده بود که به آوا و فرم موسیقیایی کلمات توجه ویژه‌ای بکند. «ادبیت» از موضوعات مورد توجه او در بررسی آثار بود که در مقالات متعددی به توضیح و تفسیر این ماجرا پرداخته است.

 

او که همواره به آثار ادبی در شکل‌ها و قالب‌های مختلف توجه داشت، در مقاله‌ای به بررسی نمایشنامه مرگ یزدگرد پرداخته. مرگ یزدگرد را بهرام بیضایی در سال 1358 نوشت. ابتدا در کتاب جمعه به چاپ رسید و در همان سال به کارگردانی خودش و حضور بازیگرانی چون سوسن تسلیمی، مهدی هاشمی و امین تارخ اجرا شد.

 

بخشی از مقاله براهنی در بررسی این اثر را که در کتاب روشن منتشر شده می‌توانید در اینجا بخوانید.

 

 

 گفتیم که براهنی نگاهی نقادانه و گاه تندوتیز داشت. نظرات و حرف‌هایش گاه باعث دعواهای ادبی می‌شد. مقاله زیر به قلم خود او درباره یکی از همین دعواهای ادبی است که مربوط به ماجرای مخالفتش با برنامه چهار شاعر (سایه، کسرایی، نادرپور و مشیری) در کاخ جوانان قبل از انقلاب است.

 

 

اگر دوست دارید بیشتر با براهنی آشنا شوید، این مقاله که در سوگ او نوشته شده اطلاعات کوتاه اما مفیدی در خود دارد. .

 

 

 

 

 

رضا براهنی

 

حامی ما باشید

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *