سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

سایت معرفی و نقد کتاب وینش

کتاب عمر بری مایلز: «ناهار لخت» نوشته‌ی ویلیام اس باروز

نسل بیت

کتاب عمر بری مایلز: «ناهار لخت» نوشته‌ی ویلیام اس باروز

بری مایلز که درباره فرهنگ زیرزمینی دهه شصت لندن و جنبش پادفرهنگ می‌نویسد در این مقاله در ایندیپندنت، کتاب عمر خود را ناهار لخت نوشته‌ی ویلیام اس باروز معرفی می‌کند. کتابی که در آن زمان در لندن ممنوع بود و جوان‌ها در بازگشت از پاریس یک نسخه از آن را برای دوستان خود می‌آوردند. او می‌نویسد: «پیکان اتهام کتاب به سوی نژادپرستی و مصرف‌گرایی آمریکایی نشانه رفته بود و با زبانی نیش‌دار و طنزی خارق‌العاده به فساد، سواستفاده‌ها و دروغ‌های سیاستمداران آمریکایی تاخته بود. در تمام طول زندگی‌ام به این‌چنین متنی برنخورده بودم.»

بری مایلز

بری مایلز

بری مایلز

بری مایلز

بری مایلز که درباره فرهنگ زیرزمینی دهه شصت لندن و جنبش پادفرهنگ می‌نویسد در این مقاله در ایندیپندنت، کتاب عمر خود را ناهار لخت نوشته‌ی ویلیام اس باروز معرفی می‌کند. کتابی که در آن زمان در لندن ممنوع بود و جوان‌ها در بازگشت از پاریس یک نسخه از آن را برای دوستان خود می‌آوردند. او می‌نویسد: «پیکان اتهام کتاب به سوی نژادپرستی و مصرف‌گرایی آمریکایی نشانه رفته بود و با زبانی نیش‌دار و طنزی خارق‌العاده به فساد، سواستفاده‌ها و دروغ‌های سیاستمداران آمریکایی تاخته بود. در تمام طول زندگی‌ام به این‌چنین متنی برنخورده بودم.»

مترجم: نادیا کریمی

فارغ از هر شک و تردید، کتابی که بیشترین تاثیر را بر زندگی من داشت، ناهار لخت (Naked Lunch) ویلیام اس باروز (William S Burroughs) بود. به شدت تحت تاثیر شوخی‌های دیوانه‌وار کتاب بودم؛ ایده‌های جنون‌آمیزی که از محدودیت‌های طبیعی خود هم فراتر می‌رفتند. پیکان اتهام کتاب به سوی نژادپرستی و مصرف‌گرایی آمریکایی نشانه رفته بود و با زبانی نیش‌دار و طنزی خارق‌العاده به فساد، سواستفاده‌ها و دروغ‌های سیاستمداران آمریکایی تاخته بود. در تمام طول زندگی‌ام به این‌چنین متنی برنخورده بودم.

نخستین بار در اولین شماره‌ی نشریه‌ی حرکت جدید (New Departure) با کتاب آشنا شدم. حرکت جدید مجله‌ی آوانگاردی بود که در سال ۱۹۵۹ منتشر می‌شد و بر انتشار آثار نسل بیت، ساموئل بکت، جان کیج و نویسنده‌های تجربه‌گرا تمرکز کرده بود. بعد از مدتی بین دانشجوهای لندن و آکسفورد شایعات عجیبی در مورد ویلیام باروز دهن به دهن چرخید: همجنسگراست، یک آشغال به تمام معناست، زنش را کشته و … نکته‌ی جالب این‌که تمام این شایعات هم حقیقت داشتند ولی در زمانی مطرح شدند که دیگر باروز در هتل بیت پاریس مستقر شده بود.

ناهار لخت اولین بار توسط انتشارات المپیا در پاریس منتشر شد. جایی که قبلاً آثاری از مارکی دو ساد، ساموئل بکت، هنری میلر و ژان ژنه را به چاپ رسانده بود و از همه‌ی این‌ها مهم‌تر، در سراسر بریتانیا خرید و فروش کتاب‌هایش ممنوع اعلام شده بود. حکمی که دسترسی به کتاب‌های این انتشارات را دلپذیرتر می‌کرد.

گیر آوردن یک کپی از ناهار لخت کار خیلی سختی بود. (کتاب تا سال ۱۹۶۲ در آمریکا و ۱۹۶۴ در بریتانیا منتشر نشد) اول باید به صورت قاچاقی وارد کشور می‌شد و بعد بین لباس‌های کثیف یا زیر پیرهنت قایمش می‌کردی تا بتوانی به مقصد برسانیش. هر کسی که از پاریس برمی‌گشت وظیفه داشت چند جلد از کتاب‌های مختلف انتشارات المپیا را به هر طریقی که شده وارد کشور کند. گالری کتاب پیت راسل هم گاهی نسخه‌هایی از ناهار لخت را داشت. همیشه زیر پیشخوان قایمش کرده بود و به قیمت گزافی می‌فروخت. در اوایل دهه‌ی شصت من در یک آپارتمان اشتراکی زندگی می‌کردم. یکی دیگر از ساکنان آن خانه پیتر وولن (Peter Wollen) بود که بعدها به منتقد سینمایی معروفی تبدیل شد. خوب به یاد دارم که روزی به من گفت: «این خیلی باحاله پسر! همیشه یه کپی از ناهار لخت روی این میز هست.»

نامه‌نگاری با باروز را سال ۱۹۶۴ شروع کردم. یک سال بعد بالاخره توانستیم با هم دیدار کنیم و از آن روز به بعد به دوستان همدیگر بدل شدیم. در طول این سال‌ها من آثارش را در گلچین‌های ادبی و مجلات زیرزمینی منتشر کرده‌ام، با او مصاحبه‌هایی ترتیب داده‌ام، آرشیوش را شرح و بسط داده‌ام، کتاب‌شناسی‌اش را نوشته‌ام، مقدمه‌ای بر کارها و زندگی‌اش منتشر کرده‌ام و یک مجموعه‌ CD سه جلدی از نوارهای شخصیش تهیه کردم.

علاوه بر این‌ها سال ۲۰۰۱  هم با همکاری James Grauerhol (وصی و مجری قانونی آثار ادبی باروز) یک نسخه نوشتاری از کتاب ناهار لخت را ادیت و بازیابی کردیم با این امید که منبع دقیقی برای چاپ‌ها و ترجمه‌های آینده‌ی این کتاب باشد.

ویلیام باروز: یک زندگی (William Burroughs: A Life)؛ کتابی از بری مایلز است که در سال ۱۹۹۴ و توسط Weidenfeld & Nicolson منتشر شد.

 

بری مایلز نویسنده این مقاله هفتاد و هفت ساله است و اصلا به نوشتن درباره فرهنگ زیرزمینی دهه شصت میلادی در لندن و جنبش پادفرهنگ counterculture مشهور است. یک نویسنده دست چپی که ستون‌نویس منظم در روزنامه گاردین است و از دهه شصت میلادی شروع به راه‌اندازی یک گالری و یک روزنامه مستقل در لندن کرد.

 

برای خواندن متن انگلیسی این مقاله در ایندیپندنت می‌توانید این‌جا را کلیک کنید.

 

  این مقاله را ۹ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *