سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

سایت معرفی و نقد کتاب وینش

کابوس‌های بیداری

یک قطعه قدیمی زنگ زده دردناک

کابوس‌های بیداری


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

کتاب شامل بیست‌ویک داستان کوتاه دو تا شش‌هفت صفحه‌ای با نثری ساده، پاکیزه و دور از استعاره و مغلق‌گویی در خدمت توصیف خطوط اصلی موقعیت و مکان است‌. تم‌ بیشتر داستان‌ها وجوه گوناگون زندگی آپارتمانی طبقه‌ی متوسط شهری (یحتمل زندگی خود نویسنده و آدم‌های پیرامون) است: زندگی زناشویی، نیاز به عشقی که در این زندگی برآورده نمی‌شود، فضا و دلمشغولی‌های کارمندی، رفتار با کودکان، و مهم‌تر از همه اضطراب و ترس از یک رویداد فراواقعی که می‌تواند سیر عادی زندگی روزمره را به‌کلی به هم بریزد. واهمه‌های بی‌نام‌ونشان.

یک قطعه‌ی قدیمی زنگ‌زده‌ی دردناک

نویسنده کتاب: آرزو فضل‌الله

ناشر: روزگار

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۱۲۱

روبرت صافاریان

روبرت صافاریان

روبرت صافاریان

روبرت صافاریان

کتاب شامل بیست‌ویک داستان کوتاه دو تا شش‌هفت صفحه‌ای با نثری ساده، پاکیزه و دور از استعاره و مغلق‌گویی در خدمت توصیف خطوط اصلی موقعیت و مکان است‌. تم‌ بیشتر داستان‌ها وجوه گوناگون زندگی آپارتمانی طبقه‌ی متوسط شهری (یحتمل زندگی خود نویسنده و آدم‌های پیرامون) است: زندگی زناشویی، نیاز به عشقی که در این زندگی برآورده نمی‌شود، فضا و دلمشغولی‌های کارمندی، رفتار با کودکان، و مهم‌تر از همه اضطراب و ترس از یک رویداد فراواقعی که می‌تواند سیر عادی زندگی روزمره را به‌کلی به هم بریزد. واهمه‌های بی‌نام‌ونشان.

یک قطعه‌ی قدیمی زنگ‌زده‌ی دردناک

نویسنده کتاب: آرزو فضل‌الله

ناشر: روزگار

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۱۲۱


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

بیست‌ویک داستان کوتاه دو تا شش‌هفت صفحه‌ای با نثری ساده، پاکیزه و دور از استعاره و مغلق‌گویی در خدمت توصیف خطوط اصلی موقعیت و مکان، در نهایت ایجاز و دور از هرگونه پرگویی است‌. داستان‌هایی در وهله‌ی اول موقعیت‌محور و بعد شخصیت‌محور، با پایان‌های کاملاً طراحی‌شده. و البته‌ با اندازه‌های گوناگون موفقیت در تحقق بخشیدن به نیت نویسنده و طرح‌های اندیشیده‌ی او.

تم‌ بیشتر داستان‌ها وجوه گوناگون زندگی آپارتمانی طبقه‌ی متوسط شهری (یحتمل زندگی خود نویسنده و آدم‌های پیرامون) است: زندگی زناشویی، نیاز به عشقی که در این زندگی برآورده نمی‌شود، فضا و دلمشغولی‌های کارمندی، رفتار با کودکان، و مهم‌تر از همه اضطراب و ترس از یک رویداد فراواقعی که می‌تواند سیر عادی زندگی روزمره را به‌کلی به هم بریزد. واهمه‌های بی‌نام‌ونشان.

داستان‌هایی داریم که از یک موقعیت رئالیستی شروع می‌شوند و در جهانی با همین مختصات، جهانی تابع قوانین طبیعی، به پایان می‌رسند. اما چه بسا رویدادی نامعقول، مثل حضور یک جن در آپارتمان یا پر شدن شهر از موجوداتی که هر گوشه‌وکناری کمین کرده‌اند تا به زن‌ها حمله کنند، نظم زندگی راوی را به هم می‌ریزد و اصلاً کل شهر را در موقعیتی غیرقابل‌فهم و آخرالزمانی قرار می‌دهد. این موقعیت‌های آخرالزمانی، مثل موقعیت‌های روزمره‌ی معمولی، به سادگی و بدون اغراق توصیف شده‌اند، انگار نه انگار که مثلاً شهر را آب گرفته و خطر نابودی قریب‌الوقوع همه را تهدید می‌کند. و حتی گاهی با اندکی طنز:

… تلفن همراه را از بالای سرش برداشت و خفه کرد و بعد پایش را در نهایت لختی و کرختی از تخت پایین گذاشت تا مثل هر روز با چشم‌های نیمه‌باز دنبال دمپایی‌های روفرشی‌اش بگردد که یکهو: «شلپ …». سرمای آب بود که تا مچ پاهایش رسید و خواب را از سر خودش و هفت جدش پراند. …. (ص ۱۱۴)

اما برای این‌که بیش از این کلی‌گویی نکنم، اجازه بدهید با نمونه‌هایی از چند داستان ــ ولو به قیمت لو دادن پایان‌های آن‌ها ــ منظورم را دقیق‌تر بیان کنم.

در داستان «مردی در سایه»، زنی تنها متوجه وجود یک جن در خانه‌اش می‌شود و به ماشینش پناه می‌برد. جن آنجا هم هست، اما برخلاف انتظار گرم و مهربان است و می‌گوید از سه سال پیش، دوروبر زن می‌پلکد. زن حال عجیبی پیدا می‌کند. داستان این‌گونه به پایان می‌رسد:

قطرات درشت باران به سقف و شیشه‌ی ماشین می‌خورد و طولی نمی‌کشد که صدای یکنواخت باران از هر سو احاطه‌ام می‌کند. میل سیری‌ناپذیر و عجیبی به شنیدن، همه‌ی وجودم را پر کرده است. دوباره می‌گویم: «چرا؟» و دوباره او جوابی نمی‌دهد. چیزی در درونم هست که جوابم را داده است. می‌دانم. حس می‌کنم. ولی نیازی هست که دوست دارم از دهان کس دیگری آن را بشنوم. از دهان کس دیگری ولو این‌که یک جن باشد.

در واقع داستان نه درباره‌ی جن و پری بلکه درباره‌ی زندگی تهی از عشق ما آدم‌های شهری با زندگی‌های خالی‌مان است. در این‌جا رویداد ماوراءالطبیعی، در خدمت بیان حسی از زندگی‌ روزمره طبیعی‌مان قرار گرفته است.

داستان «یک قطعه‌ی قدیمی زنگ‌زده‌ی دردناک»، درباره‌ی شوهری به شدت نامعقول و بهانه‌گیر است (اکثر مردها‌ی کتاب که معمولاً در هیئت شوهر ظاهر می‌شوند همین طوری‌اند، اگر نه این اندازه بهانه‌گیر، اما عموماً بی‌اعتنا و سرد). شروع داستان با خبری است درباره‌ی زنی که شوهرش را کشته و تکه‌تکه کرده است. بعد زن این مرد بهانه‌گیر در واکنش به رفتار ظالمانه‌ی شوهر، یک آن تصمیم می‌گیرد او را بکشد. یعنی موقعیتی پیش می‌آید که می‌تواند این کار را بکند و همه چیز تصادف به نظر برسد؛ کافی‌ است به مرد بگوید در کابینت را باز کند تا چکشی که جلوی در است روی سر او بیافتد. این را هم می‌گوید. اما پیش از این‌که شوهرش اقدامی بکند، پشیمان می‌شود و حرف دیگری می‌زند. داستان در این‌جا به پایان می‌رسد، اما در اصل شروع می‌شود. می‌دانیم این زندگی ادامه پیدا می‌کند، شاید سالیان دراز، مرد نمی‌داند زن به اندازه‌ای از او تنفر داشته که یک آن دوست داشته زندگی‌اش را بگیرد. زن اما این را می‌داند. شاید نمونه‌ای از زندگی‌های زناشویی بسیار.

داستان «دوربین» دیگر درباره‌ی زندگی زناشویی نیست. درباره‌ی کارمندان یک بانک و دلمشغولی‌های‌شان است. دارند دوربینی بیرون بانک نصب می‌کنند و همه نگران‌اند که از فردا ماشین‌های‌شان را چطور باید داخل طرح بیاورند و کجا پارک کنند. وقتی متوجه می‌شوند دوربین «امنیتی» است و ربطی به طرح ترافیک ندارد، خوشحال می‌شوند. تنها داستانی که اشاره دارد به رویکرد کارمند جماعت به مسائل اجتماعی و سیاسی پیرامون‌شان.

در این داستان اتفاق خارق عادتی نمی‌افتد. می‌توان گفت کاملاً رئالیستی است. برخی داستان‌های دیگر نیز همین گونه‌اند و موفق. مثل «تماس» (درباره‌ی پسری که زندگی در دنیای مجازی توانایی برقراری ارتباط با آدم‌های واقعی را از او سلب کرده است) و یا داستان «به طور تصادفی یا شبیه یک پیچک مصنوعی» که در فضای یک کافه می‌گذرد و هفت‌هشت کاراکتر در آن حضور دارند و موضوع عشق، موضوع گفت‌وگوها و اتفاقاتی است که روی می‌دهند. «من، مدیسا، عادل و جعبه‌ی مداد رنگی» هم در زمره‌ی داستان‌های واقع‌گرایانه است درباره‌ی احساس حسادت زنی نسبت به رابطه‌ی صمیمانه شوهر و فرزندش.

اما برخی داستان‌ها زیاد موفق نیستند، مثل «شیرینی» که کم‌مایه است. برخی دیگر در نیامده‌اند. ابهام مخل دارند؛ به قدر کافی پرورش پیدا نکرده‌اند، یک جور کم دارند. «ساده‌تر از هیچ»،  «من رضایت نمی‌دهم» و «دسته‌گل گلایل سفید» از این دسته‌اند. «لنگه دستکش‌های گمشده» هم که جزو داستان‌های نسبتاً بلندتر مجموعه است همین طور است.

در مجموع یک قطعه‌ی قدیمی زنگ‌زده دردناک کتابی‌ است خواندنی و جذاب.

 

  این مقاله را ۷ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *