سایت معرفی و نقد کتاب وینش

عنکبوتی با هزاران داستان

آنانسی

عنکبوتی با هزاران داستان


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

داستان کتاب آنانسی، افسانه‌­ای از مردم آشانتی از سرزمین­ بسیار دوری آمده است، از آفریقا. آنانسی یک عنکبوت است، اما نه یک عنکبوت معمولی. در افسانه­‌های آفریقایی، او یک عنکبوت زیرک است که ماجراهای جالبی دارد و هر بار داستانی برای تعریف کردن دارد. در این داستان خیال‌­انگیز، او برایمان تعریف می‌­کند که چطور یک گوی درخشان سر از آسمان درآورد و حالا بعد از گذشت مدت­‌ها، هنوز هم ما آن گوی درخشان را شب­‌ها در آسمان می­‌بینیم و اسمش را ماه گذاشته­‌ایم.

آنانسی، افسانه­‌ای از مردم آشانتی

نویسنده کتاب: جرالد مک درموت

مترجم کتاب: حشمت­ سادات میرعابدینی

ناشر: کتاب چ (واحد کودک و نوجوان نشر چشمه)

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۷

تعداد صفحات: ۵۱

فرناز میرحسینی

فرناز میرحسینی

فرناز میرحسینی

فرناز میرحسینی

داستان کتاب آنانسی، افسانه‌­ای از مردم آشانتی از سرزمین­ بسیار دوری آمده است، از آفریقا. آنانسی یک عنکبوت است، اما نه یک عنکبوت معمولی. در افسانه­‌های آفریقایی، او یک عنکبوت زیرک است که ماجراهای جالبی دارد و هر بار داستانی برای تعریف کردن دارد. در این داستان خیال‌­انگیز، او برایمان تعریف می‌­کند که چطور یک گوی درخشان سر از آسمان درآورد و حالا بعد از گذشت مدت­‌ها، هنوز هم ما آن گوی درخشان را شب­‌ها در آسمان می­‌بینیم و اسمش را ماه گذاشته­‌ایم.

آنانسی، افسانه­‌ای از مردم آشانتی

نویسنده کتاب: جرالد مک درموت

مترجم کتاب: حشمت­ سادات میرعابدینی

ناشر: کتاب چ (واحد کودک و نوجوان نشر چشمه)

نوبت چاپ: ۱ سال چاپ: ۱۳۹۷

تعداد صفحات: ۵۱


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

 

همه‌ی افسانه‌­ها با چهار کلمه‌ی جادویی آغاز می‌­شوند: یکی بود، یکی نبود.

فکر می‌­کنم وقتی شب‌­ها طولانی بوده، گذشتگان ما کنار هم می‌­نشستند و با قصه گفتن، شب­ها را کوتاه می‌کردند. و این قصه گفتن فقط مخصوص گذشتگان سرزمین ما نبوده. انگار در هر جای دنیا، رمز کوتاه کردن شب‌­ها، همین قصه گفتن بوده است. قصه‌­ها و افسانه‌­هایی که از قهرمانان و ماجراجویی‌­هایشان می‌­گویند یا از آفرینش جهان و انسا‌ن‌­ها صحبت می‌­کنند. بعضی از افسانه­‌ها هم درباره‌ی به‌وجودآمدن پدیده‌­های طبیعی است. در گذشته پدیده‌­های طبیعی مثل برآمدن روز یا شب برای مردم پدیده­‌های عجیبی بوده و سعی می‌­کردند با داستان‌­سرایی، این پدیده­‌ها را نزد خود معقول جلوه دهند.

 افسانه‌ی آنانسی از سرزمین­ بسیار دوری آمده است، از آفریقا. آنانسی یک عنکبوت است، اما نه یک عنکبوت معمولی. در میان افسانه­‌های آفریقایی، او یک عنکبوت زیرک است که ماجراهای جالبی دارد و هر بار داستانی برای تعریف کردن دارد. در بعضی از این افسانه‌­ها، او کسی است که قصه‌­ها را به دنیای انسان‌­ها می‌­آورد. یا در بعضی دیگر از افسانه‌­ها، او یک کوزه را، که همه‌ی خردها و دانش‌­ها در آن است، بر پشتش می­‌بندد و با افتادن کوزه از پشت آنانسی، همه دانش‌­ها در جهان پراکنده می‌­شود و به دست انسان‌­ها می‌­افتد.

آنانسی، افسانه‌­ای از مردم آشانتی نیز یکی دیگر از داستان‌­های آنانسی است. قوم آشانتی، قومی هستند که در کشور غنا زندگی می‌­کنند. در این داستان شش پسر آنانسی به او کمک می­‌کنند تا از دردسر نجات پیدا کند. ماجرا از آن‌­جایی آغاز می‌­شود که یک روز آنانسی از خانه بیرون می‌­رود و راهی یک مکان دور می‌­شود، اما راهش را گم می‌­کند و در آب رودخانه می‌­افتد. از بخت بد یک ماهی او را قورت می‌د­هد، اما از بخت خوب آنانسی شش پسر دارد که هرکدام یک ویژگی جادویی دارند. اسم پسر اول مشکل­‌بین بود، یعنی او می‌­توانست مشکلات را از راه دور ببیند. برای همین هم او خیلی زود فهمید که پدرش در دردسر افتاده. او سریع پنج برادر دیگرش را خبر کرد و با هم به دنبال پدرشان رفتند. پسر دوم راه‌­ساز بود. او فوری شروع به درست کردن راهی کرد تا بتوانند زودتر به پدرشان برسند. اما وقتی پسرها به رودخانه رسیدند، پدر در آب پیدا نبود. این‌جا بود که پسر سوم، رودخانه‌­نوش، دست به کار شد. او تمام آب رودخانه را هورت کشید و ماهی بزرگی در کف رودخانه پدیدار شد. حالا نوبت پسر چهارم، پوست­‌کن، بود. او پوست ماهی را کند تا پدرشان را از شکم ماهی نجات دهند. اما آن روز انگار بخت با آنانسی یار نبود و شاهینی آنانسی را شکار کرد و به آسمان برد. پسر پنجم، سنگ‌­انداز، دست به کار شد و سنگی به سمت شاهین پرت کرد. شاهین تعادلش را از دست داد و آنانسی از بالای آسمان سقوط کرد. همه‌ی برادرها به طرف برادر ششم، بالش، برگشتند. او می‌­دانست باید چه کار کند. آنانسی پایین آمد و روی بالش افتاد. خانواده‌ی آنانسی که توانسته بودند پدرشان را نجات دهند، خوشحال و خندان به خانه برگشتند.

شب هنگام آنانسی یک گوی درخشان پیدا کرد و فکر کرد برای تشکر از پسرانش، باید این گوی را به آن‌­ها بدهد. اما کدام یکی؟ او یاد نایامه افتاد. نایامه خدای مردم آشانتی است. آنانسی از نایامه خواست تا گوی درخشان را پیش خودش نگه دارد تا آنانسی بتواند تصمیم بگیرد این گوی را به کدام یکی از پسرانش بدهد. نایامه هم گوی درخشان را نزد خودش در آسمان نگه داشت، اما آنانسی نتواست تصمیم بگیرد. حدس بزنید چه شد؟ آن گوی درخشان هنوز هم در آسمان است و ماه صدایش می‌­کنیم.

تصاویر کتاب برگرفته از نقوش آفریقایی است و در ارتباط تنگاتنگ با متن است. بعضی از حوادث داستان مانند افتادن آنانسی در رودخانه در متن گفته نشده و مخاطب با دیدن تصاویر به این نکته پی می‌­برد. تصاویر دارای رنگ­‌های تندی هستند و در عین سادگی، زیبا هستند و توجه مخاطب را به خود جلب می­‌کنند.

این کتاب برنده‌ی دیپلم افتخار کالدکات و جایزه‌ی انجمن­ کتاب­خانه‌­های آمریکا شده است و برای آشنایی کودکان با جهان افسانه‌­ها و هم­چنین آشنایی با فرهنگ ملت­‌های مختلف مناسب است. آنانسی شخصیتی انسانی دارد و کارهایش برای مخاطب کتاب، باورپذیر است. این داستان خیال‌­انگیز، از دل افسانه­‌ها برآمده و می‌­توان جادوی افسانه­‌ها را در آن دید.

 جرالد مک دمورت نویسنده و تصویرگر کتاب‌­های کودک و هم­چنین فیلم‌­ساز بود. او به افسانه‌­ها و اسطوره­‌ها علاقه داشت و در کتاب‌­هایش، داستان­‌های فولکلور از سرتاسر دنیا را بازگو و تصویرگری کرده است. او در سال ۲۰۱۲ درگذشت.

 

  این مقاله را ۶ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *