vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

سینماگر شهر نقره

نویسنده: محمدآصف سلطان زاده

ناشر: آمو

  این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند

سینماگر شهر نقره (1)


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

«سینماگر شهر نقره» به جرئت یکی از بهترین رمان‌های محمدآصف سلطان‌زاده است. رمانی در مورد مواجهه‌ی یک عاشق سینما در کابل اواسط دهه‌ی هفتاد با طالبان و طالبانی‌ها. ایده‌ی مرکزی محمدآصف سلطان‌زاده در این کتاب این است که اگر نیروهای خارجی در افغانستان دخالت نکنند، حتی طالبان دگم هم اصلاح می‌شوند و این سرزمین رو به بهبودی می‌رود، اما امان از دخالت خارجی‌ها در افغانستان… ایده‌ای که او در کتاب «زمین زهری» هم آن را با زیبایی هر چه تمام‌تر روایت می‌کند.

کتاب از نظر تکنیکی بسیار قوی است و از آن کتاب‌ها است که فرم در آن نقشی اساسی ایفا می‌کنند. اما هنر سلطان‌زاده این است که این فرم را کامل در خدمت محتوا به کار بسته. قصه در مورد مردی ست به نام آصف که در دهه‌ی ۷۰ در شهر کابل یک ویدئو کلوپ دارد. دو تا دستگاه پخش فیلم وی اچ اس دارد و یک تلویزیون و تعدادی فیلم سینمایی. یک مغازه دارد و فیلم‌ها را در فضای تاریک مغازه برای مشتریان در تلویزیون به نمایش می‌گذارد. اول در کابل مغازه دارد.

بعد که طالبان مسلط می‌شود به شهرهای دورتر و کوچک‌تر افغانستان فرار می‌کند و آخرسر در شهر نقره گرفتار طالبان می‌شود. طالبان که عکس و فیلم را حرام می‌دانند و او بین مغازه‌دارهای شهر متهم ردیف اول برای اعدام شدن است. اما مولوی ای که برای صدور حکم اعدامش می‌آید به او یک فرصت می‌دهد تا به او یکی از فیلم‌هایش را نمایش بدهد. آصف می‌گردد و فیلمی پیدا می‌کند که در آن زن نباشد و خلاف قواعد اسلام و شریعت نباشد. بدین ترتیب خودش را یک روز از اعدام نجات می‌دهد.

از این جا به بعد رمان ساختاری هزار و یک شبی پیدا می‌کند و حیات آصف وابسته می‌شود به فیلم‌هایی که برای مولوی نمایش می‌دهد… هر فیلمی که او نشان می‌دهد و مخالف قواعد شریعت نیست و مورد پسند مولوی و سربازانش قرار می‌گیرد یک روز به زندگی‌اش اضافه می‌کند. او منابع زیادی هم در اختیار ندارد و در ادامه کار به جایی می‌رسد که او شخصا با ویدئوهای خام تکه‌های مختلف فیلم‌های مهم تاریخ سینما را به هم می‌چسباند تا عصر آن روز فیلمی برای نمایش به طالبان و مولوی‌ها داشته باشد و زندگی‌اش را نجات دهد.

در حقیقت همان‌طور که رمان جلو می‌رود و هر فیلم یک روز به زندگی او می‌افزاید، در عین حال طالبان هم با دیدن فیلم‌ها به تدریج دچار رشد شخصیتی می‌شوند و سربازان پایان کتاب آن سربازان دگم ابتدای کتاب نیستند…


چند تا دست‌انداز روایتی دارد این کتاب. اما این قدر فرم و قصه جذاب است که من آن‌ها را نادیده می‌گیرم و آن را شاهکار می نامم. نگاهی هم که آصف‌زاده در این رمان نسبت به طالبان توسعه‌ می‌دهد با نگاه آه و واویلای رسانه‌ای بسیار متفاوت است. کتابی است که هم شناختی عمیق از طالبان به دست می‌دهد هم شناختی عمیق نسبت به این که با طالبان چه می‌شود کرد…

 

سینماگر شهر نقره

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *