ایران پهلوی دوم به روایت آشنای دور
شیر و خورشید، راه و رسم دنیا
نویسنده: نیکلا بوویه
مترجم: ناهید طباطبایی
ناشر: چشمه
نوبت چاپ: ۵
سال چاپ: ۱۴۰۲
تعداد صفحات: ۱۵۱
شابک: ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۹۰۴۸
این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند


نویسنده: مونا فاطمی نژاد «شیر و خورشید، راه و رسم دنیا» عنوان سفرنامهای از نیکولا بوویه، جهانگرد سوئیسی است که در زمانه جنبش محمد مصدق، نخستوزیر کشورمان یا دوره ملیشدن صنعت نفت، به ایران بار سفر میبندد. او این سفر را با سوار بر یک فیات توپولینو و به همراه دوستی به نام «تییری» آغاز میکند. سفر او به ایران دراصل قسمتی از مسافرتی بزرگتر است که ترکیه و پاکستان را هم در بر میگیرد. هرچند «شیر و خورشید، راه و رسم دنیا» بهکوشش و ترجمه ناهید طباطبایی فقط قسمت ایران را شامل میشود. موقع خواندن «شیر و خورشید، راه و رسم دنیا» آنچه بیش از همه جلبنظر میکند، قلم نرم و نازک و ادبی و حتی گاهی شاعرانه خود بوویه است. او موقع توصیفاتش از سفر در تلاش است تا نگاشته خود را با ذوق ادیبانه هم درهم آمیزد. خصوصاً آنکه او میکوشد تا نهتنها حاصل کارش را از تماشای ایران و نشستوبرخاست با مردمانش به تصویر بکشد که ذات سفر و زندگی را نیز توصیف کند. بوویه که خود سفرنامه ایرانش را «راه خیبر» نام میگذارد، باور دارد که سفر، آدمی را به تفکر وامیدارد و او را انسانی باتجربه و آموخته بار میآورد: «سفر احتیاج به دلیل ندارد، بلکه خودش دلیل کافی است. هر مسافر خیال میکند که سفر را خواهد ساخت، اما دیری نمیگذرد که متوجه میشود این سفر است که او را میسازد.» بیگمان هرگاه عنوان سفرنامه یک خارجی به کشورمان به زبان آید، مخاطب ایرانی کنجکاو میشود که بداند آن فرنگی درباره ما چه میگوید. سفرنامهنویس چه نگاهی به جغرافیا و تاریخ و خلقیات مردمان سرزمین ما دارد؟ «شیر و خورشید، راه و رسم دنیا» به جز تأملاتی در باب ملیشدن صنعت نفت و نگاه منفی گروهی به این مسئله، درباره عموم مردم نیز اطلاعاتی دارد که گاهی مستقیم و گاهی غیرمستقیم مطرح میشوند. مردم غریبنواز ایران غریبهنوازی مردم ایران خصوصیتی است که بوویه در سفر به نقاط مختلف ایران بهطور مستقیم دربارهاش بحث میکند. او یادآور میشود که چقدر مردم ایران برای شناخت خارجیها مشتاقاند، دقت و مداقه نشان میدهند و تلاش دارند به آنها نزدیک شوند. یکی دیگر از خصایص ایرانیان که مستقیم به آن اشاره نمیکند، اما از شرححالهایش به آن پی میبریم، فرهنگ نوشیدن چای در بین آنان است. او در سفر بارها اشاره میکند که ایرانیان و البته خودشان که مهمان مردم ایراناند، چقدر چای مینوشند. همچنین، او به چایخانههای بسیاری اشاره دارد. البته از دیگر عادات خورد و خوراک ایرانیان هم میگوید که باز هم غیرمستقیم است، مانند خوردن آلبالوپلو یا کباب یا تعارف غذا به غریبه و آشنا هرچند که سفرهشان کوچک و حقیر باشد. از مهمترین نقاطی که بوویه در ایران از نزدیک تماشا میکند، تبریز، کردستان، اصفهان، یزد و شیراز هستند. نکته در خور اعتنا اینکه او در مشاهده و توصیف خود از نواحی مختلف کشورمان، رویه یکدست و مشابهی در نگارش ندارد. برای نمونه در شیراز از خصوصیات مردمش و ابنیه استان فارس بیشتر میگوید. اما در اصفهان بیشتر اشارهای به جذابیت و گیرایی شهر دارد. دقیقتر آنکه در سفر به اولی توصیفات متعددی از کاخ «تختجمشید» دارد، اما در دومی از میدان «نقشجهان» حرفی به میان نمیآورد. هرچند با توجه به روال سفرش بسیار بعید است که آن میدان تاریخی را ندیده باشد. بیداری و خواب سفر یکی از نکات جالبتوجه اینکه اگر نگوییم بوویه پژوهشگر است، میتوان گفت جهانگردی اهل مطالعه است. بوویه نهتنها درباره وقایع روز مثل تقابل ارباب و رعیت اطلاعاتی دارد، بلکه با توصیفاتش به دفعات نشان میدهد که دوستدار تاریخ هم است. برای مثال، او در سفر به تبریز درباره هجوم مغول به این شهر یا در کرمان درباره حمله آقامحمدخان قاجار به آنجا روایاتی تاریخی دارد؛ روایاتی که از علاقه او به دیارمان ایران و مطالعه او درباب آن حکایت میکند. بوویه با همه شوقش سفرنامهای سراسر سرشته به راحتی و آسودگی ندارد، یعنی او درباره خوبی یک سفر ماجراجویانه اغراق نمیکند. بلکه گهگاه در بخشهایی از سفرنامه، بدون تعارف از خستگی و رنج سفر هم مینویسد: «از رادیو موسیقی زیبای ایرانی شنیده میشد، صدای تار، قدیمی شبیه صدای سگویا و نیز شبیه صدای خردهشیشههایی که بهنرمی فرومیریزند. اما میزبان ما آمد و رادیو را خاموش کرد و گفت که این موسیقی انسان را از فکرکردن به خدا بازمیدارد. او یک تاجر است، صمیمی، بسیار پرهیزکار و در معاملههایش بخشنده. او با من درباره سختگیریاش در تربیت پسرانش صحبت کرد، پسرانی که هنوز از زور ادب تقریباً نامرئی هستند. من بهزور گوش میدادم. یکباره حضورم در آنجا بیمعنی آمد. ملال از تهران باعث شده بود از این خانه استقبال کنیم تا دوباره راه بیفتیم و حالا، همان ملال آنجا بود، و مرا از همهچیز جدا میکرد. چیزی که ما احتیاج داشتیم یک هفته خواب بود.» سفرنامه بوویه با عنوان «شیر و خورشید، راه و رسم دنیا» میتواند اثری دلنشین برای مخاطب ایرانی باشد؛ مخاطبی که میخواهد آنچیزهایی را که خود میداند، خوب هم میداند، از زبان یک غریبه بشوند، غریبهای که کمکم آشنای دور میشود. این سفرنامه که گوشههایی از تاریخ و جامعهشناسی ایران در عصر پهلوی دوم است، بههمت نشر چشمه در ۷۶ صفحه و به سال ۱۳۹۷ شمسی انتشار یافته. ایران پهلوی دوم به روایت آشنای دور
پیشنهاد مطالعه: شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه








