
برای روزهایی که دیگر بازنمیگردند
اتفاقات نمایشنامهی «خرده نان» در اتاق کوچک یک آپارتمان ساده، از پایان شامی دونفره تا آمادهشدن برای خواب به درازا میکشد. راهی از میز غذاخوری تا تختخوابیدن! طبق صحنهای کلیشهای که برای همه ما آشنا است، بعد از شامخوردن، مرد یعنی شوپه عقب میکشد تا خستگی خوردن در کند! و زن یعنی شوپت ظرفها را یکییکی به آشپزخانه میبرد. حتی حرفهایی که بعد از این انتخابِ نقش، بین شوپه و شوپت رد و بدل (تقسیم) میشود، مأنوس است تا اینکه مرد و زن به ژرفنای گذشتهها و حسرتهایشان وارد میشوند.
