سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

روز: 12 اسفند 1401

آناهید عاشقانه‌

یک عاشقانه‌ تاریخی

آناهید ملکه‌ی سایه‌ها بر خلاف خیلی از رمان‌های دیگر داستان فقط روی یک شخصیت و یک موقعیت تمرکز نمی‌کند؛ بلکه درآن واحد شما را به سیر و سفری در ایران باستان و تمدن‌های همسایه می‌برد و در هر فصل با یک شخصیت جدید آشنا می‌کند و در عین حال قصه عاشقانه‌ حول محور شاپور و آناهید می‌چرخد. جالب این است وقتی داستان تمام می‌شود یک عالمه سوال در ذهنتان نقش می‌بندد.

افسانه‌های این ور آب افسانه‌های ایرانی

جمع پربار افسانه‌های ایرانی

افسانه‌های ایرانی در حافظه‌ی مردم سرزمین‌های قدیمی وجود دارند، هنوز نفس می‌کشند و یا برخی از آن‌ها به فراموشی سپرده شده است. توجه به افسانه‌های یک سرزمین و مکتوب کردن و به یاد آوردن آن از اتفاقاتی است که به حیات بیشتر افسانه‌ها کمک می‌کند. از آن‌جایی که محمدرضا شمس ۱۸۰ افسانه‌ی ایرانی را از شهرهای مختلف ایران در کتابی گردآوری و بازنویسی کرده است، افسانه‌های این ور آب را برای مرور کردن این ویژگی‌ها انتخاب کردم.

سیمرغ

پدر بزرگ سیمرغ!

سیمرغ پدربزرگ من بود بازآفرینی فانتزی منطق‌الطیر عطار است که به موضوع آلودگی محیط زیست می‌پردازد. این داستان در قالب یک داستان پرکشش و خوش‌خوان، اطلاعات محیط‌ زیستی فراوانی را به نوجوانان منتقل می‌کند که به دست آوردنشان از طریق کتاب‌های علمی به اندازه‌ی خواندن این رمان برای نوجوانان جذاب نیست.

مثنوی

پنج بازنویسی باکیفیت برای کودکان از مثنوی مولوی

مثنوی معنوی در گذر زمان نشان داده بارها می‌تواند بازنویسی و به شکل‌های گوناگون برای کودکان و نوجوانان عرضه شود. نمونه‌های بازنویسی حکایت‌های مثنوی در بازار کتاب کم نیست، اما برای معرفی ادبیات کهن ایران به کودکان و نوجوانان نباید مخاطبان را دست کم گرفت. آثاری که نویسندگانِ آن صرفا با بازنویسی حکایت به شکل ساده تصور کرده‌اند که مخاطب هم با ادبیات کهن آشنا می‌شود و هم مشتاق می‌شود تا اثر اصلی را بخواند کم نیستند. در این یادداشت برای انتخاب کتاب‌هایی که بر اساس مثنوی نوشته شده‌اند، تلاش کردم تا بازنویسی‌های موفق را به معرفی کنم، هرچند فرصت نیست تا به ضعف‌های این کتاب‌ها اشاره کنم.

صدای جیغ کتاب شاهزاده سنگی و چند داستان دیگر

صدای جیغ کتاب

مها نصیف از خوانندگان و همکاران نوجوان سایت وینش، خلاصه‌ای از داستان‌های هزارویک‌شب را (برخلاف درجه‌بندی سنی کتاب که مخصوص جوان‌ها بوده، نه نوجوان‌ها) خوانده و احساسش را از خواندن داستانی مربوط به فرهنگ قدیمی به اشتراک گذاشته است. متن او سوالات جدی‌تری را در ذهن مطرح می‌کند. به راستی با مناسبات دنیای قدیم (که بعضا دیگرستیز، خشن، ضدزن یا نژادپرستانه بوده‌اند) باید چه کنیم؟ بچه‌ها چطور باید با این میراث آشنا شوند؟ دنیای جدید آن‌قدر از ارزش‌های دنیای کهن دور شده که حالا آن مناسبات باید برای نسل جدید ترجمه شوند. اما آیا باید حذف شوند؟