کانگ در جایی از فصل آخر کتاب مینویسد: «…گهگاه از دست دانشجویان چپگرای دانشگاه عصبانی میشدم. آنها همیشه سعی میکردند توجه مرا به کمبودها و نقایص حکومتی کرهی جنوبی معطوف کنند. آنها میگفتند شمال هر عیبی داشته باشد حداقل از مفاسد سرمایهداری و نبرد پایانناپذیر و بیرحمانهاش برای کسب سود بیشتردر امان مانده است! … تنها حرفی که به دانشجویان چپگرا میزدم این بود: «اگر خیلی دوستدار حکومت کره شمالی هستید، خوب تشریف ببرید شمال! چند روز که آنجا بمانید آنوقت بعید میدانم مثل حالا خطاهای کیمایلسونگ را توجیه کنید.»