
مملکت زندان
«بند محکومین» رمانی است چند لایه؛ پانزده داستانِ کوتاه تلخ که راویِ اول شخصِ غیرقابل اعتماد، در آنها قصهی پانزده شخصیتِ اصلی زندان لاکان رشت را میگوید، از جمله خودش. داستانهایی که حکایت عشقِ به ته خط رسیدهها هستند و در کنار هم داستانِ بند محکومین زندان لاکان رشت را میسازند. یک شب در بند باز میشود و دختری را درونش میاندازند. هویت دختر تا پایان رمان نه بر راوی و زندانیان و نه بر خواننده معلوم نمیشود، حتی این که واقعی بوده یا توهم زندانیان. ولی ورودش به بندِ مردانِ محکومِ عشق گمکرده، تعادل اولیهی داستان را بر هم میزند…

