چقدر یادته….
که داستان بیژن و منیژه چی بود؟
خیلی وقتها کتابی را که خواندیم، فراموش میکنیم. ممکن است چیزهایی یادمان باشد اما اتفاقهای اصلی، سرنوشت شخصیتها یا پایان داستان از یادمان رفته است.
«چقدر یادته؟» فرصتی است برای اینکه خلاصه داستان یک کتاب را مرور و حافظهتان را امتحان کنید.
بیژن و منیژه از داستانهای معروف شاهنامه است که در ادب پهلوی بوده و فردوسی آن را به نظم درآورده.
این حکایت عاشقانه هم شیرین است و هم پایان خوشی دارد. اگر تابهحال داستانش را نشنیدهاید وقتش است بروید سراغش، اگر هم فقط اسمش را شنیدهاید حالا با جزئیات داستان بیشتر آشنا شوید.
معلوم است زنهای قدیم چندان هم بیدستوپا نبودند؛ نمونهاش همین منیژه خانم که هم بیژن را دعوت میکند به خیمهاش هم یواشکی داخل کاخش میبرد!
در اغلب قصههای عاشقانه زنها بالای قلعهها زندانی میشوند و مردها پای دیوار اشک میریزند. در این یکی برعکس است، مرد میرود ته چاه و زن بالای چاه اشک میریزد.
حتی رستم هم با آنهمه یال و کوپال و زور بازو میداند که بعضی مواقع (مثل همین داستان) زور بازو مهم نیست، درایت و نقشه داشتن مهم است.
