همهی مردان مگره
این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند


در ادبیات پلیسی قرن بیستم، آثار ژرژ سیمنون، نویسندی بلژیکی، جایگاهی ممتاز دارند. برخلاف الگوهای متداول در رمانهای معمایی، که اغلب کارآگاهمحورند و در آنها قهرمان اصلی معمولاً نابغهای منزوی و بیارتباط با محیط پیرامون است (مانند شرلوک هولمز یا هرکول پوآرو)، مگره شخصیتی یگانه نیست. او شخصیتی عمیقاً اجتماعی است و در مرکز شبکهای از روابط انسانی و حرفهای با همکاران خود عمل میکند. همکاران او ــ بازرسان وفادار و متفاوتش ــ بخشی جداییناپذیر از جهان سیمنون هستند. خوانندگان رمانهای سربازرس مگره با این نامها آشنایند. هر یک از آنها نماد یک خصلت شخصی یا ویژگی حرفهای هستند. لوکا: نماد نظم و تعادل حرفهای بازرس لوکا از نخستین رمانهای مگره، همراه همیشگی اوست. در روایتها، او به عنوان فردی آرام، دقیق و خونسرد معرفی میشود. حضورش به روایت ثبات و اعتبار میبخشد. در رمان مگره دام میگسترد لوکا در عملیات دامگستری نقش کلیدی دارد و به عنوان بازوی اجرایی مگره عمل میکند. او نه قهرمان است و نه جاهطلب؛ بلکه پلیسی است که وجدان کاری جایگزین غرور شخصیاش شده است. ژانویه: نماد قانون و نظم اداری بازرس ژانویه دربرخی از رمانهای سیمنون حضور فعال دارد. او به مثابه نماد نسل میانهی پلیس فرانسه تصویر میشود: دقیق، منظم، و اندکی سرد. سیمنون از طریق ژانویه نشان میدهد که دستگاه پلیسی مدرن در حال گذار از رابطهی انسانی به ساختاری بوروکراتیک است. لاپوانت: نماد شور جوانی و ایمان به عدالت بازرس لاپوانت چهرهای جوانتر و پرانرژیتر است. او اغلب با شور و اشتیاق وارد صحنه میشود و از مگره همچون پدری معنوی یاد میکند. در مگره و مرد مرده، لاپوانت نهتنها به دنبال حل معمای پرونده، بلکه بهدنبال درک عاطفی قربانی است. از منظر ساختار روایی، لاپوانت نوعی تداوم عاطفی در رمانها ایجاد میکند و نشان میدهد که پلیس بودن در دنیای سیمنون تنها یک شغل نیست، بلکه نوعی رسالت انسانی است. تورنس: سیمای انسانی و سنّتی پلیس بازرس تورنس در نخستین رمانهای مگره حضور دارد و بعدها جای خود را به نسلهای جوانتر میدهد. او مهربان و اندکی سادهدل است؛ اما در عین حال یادآور نوعی پلیس مردمی و صمیمی است که در حال ناپدید شدن است. در روایتهای متأخر، تورنس نمادی از دگرگونی اجتماعی است: گذار از پلیس سنّتی دهۀ 1930 به پلیس مدرن اداری. همکاران مگره در مجموع کارکردی دوگانه دارند: نخست، واقعگرایی ساختاری که به رمانها وجه مستندگونه میدهد، و دوم، بازتاب چندبُعدی از شخصیت خود مگره. لوکا، ژانویه، لاپوانت و تورنس هر یک بخشی از هستی درونی مگره را نمایندگی میکنند: عقل، نظم، احساس، و وفاداری. سیمنون با خلق این همکاران، الگوی فردمحور رمان پلیسی را دگرگون کرد و به پلیس چهرهای انسانی و جمعی بخشید. در دنیای مگره، عدالت نه با نبوغ فردی بلکه با همدلی و همکاری تحقق مییابد. از این رو، همکاران مگره نه صرفاً ابزار روایت، بلکه حاملان ارزشهای اخلاقی و اجتماعیاند. همهی مردان مگره
منتشرشده در جهان کتاب
پیشنهاد مطالعه: 103 جلوهی مگره




