تن آدمی شریف است
جنگ، تقابل، اعمال قدرت، کشتار، نسلکشی و … اینها همه مقولات سختی است که بشر به عنوان یک حیوان خونریز از زمانهای بسیار قدیم، زمانی که به شکل قبیلههای گردآورنده-شکارچی زندگی میکردند تا قرن بیست و یکم که مجهز به هوش مصنوعی و انواع جنگافزارها شده، همیشه در حال توسل به آنها است. قدرت یکی از جذاب ترین موضوعات برای نوع بشر است و مرتب شکلها و مظاهر پیچیدهتری به خود میگیرد.
آیا بشر محکوم به خونریزی است؟ آیا نسبت انسان با کشتار جبر است؟ آیا انسان مختار نیست تا خشونت کمتری اعمال کند و این سرنوشت اوست؟ آیا همانگونه که احتمالا انسان خردمند مسئول انقراض خویشاوندان خود مثلا نئاندرتالها بوده، چارهای جز غلبه بر همهی هستندگان و تصرف حق حیات آنها و تخصیص کل هستی به خود ندارد؟ آیا انسان خردمند نمیتواند این توان و قدرت سیطره بر طبیعت را متوجه درون خود کند و به جای استیلا بر محیط، بر خود مسلط شود؟
رسد اندر مقام ملهمه نفس
بیابد عقل دور از واهمه نفس
در آن منزل که حاصل گشت کامش
به معنی مطمئنه گشت نامش*
از ابتدای قرن نوزدهم و با تجمع قدرت و ثروتی که استعمار همراه با زایش مدرنیته به وجود آورد، زورآزماییهای سه جریان مدرنیته؛ جریانهای سوسیالیستی، سرمایهداری و ناسیونالیستی شروع شد. مدرنیته با خود رفاه و تولیدات متنوع رویایی به وجود آورد و کیفیت و سبک زندگی آدمها را به شکل باورنکردنی متحول کرد ولی این سکه روی دیگری هم داشت، کشتارها، جنگها و مشکلات محیط زیستی.
در این پرونده به بهانه 24 آوریل، سالگرد نخستین نسلکشی قرن بیستم، به سراغ چند کتاب دربارهی فجایع تقریبا معاصر بشری که بعد از مدرنیته در جهان روی دادهاند میرویم و همین طور یادآور میشویم که «حیات مهم است»؛ حق حیات تمام موجودات زنده؛ و ما انسانها که شاید به عنوان خطرناکترین نوع موجودات زنده که همواره سایر موجودات و حتی همنوعان خود را تهدید کرده، لازم است به خطرات مهلکی که اقداماتمان برای خودمان و دیگران دارد آگاه شویم.
بیایید از جنگ دارفور شروع کنیم که با وجود فجیع بودن، کتابهای کمتری در مورد آن نوشته شده. راستی به نظر شما نوشتن کتابهایی از این جنس مهم است و اثری بیشتر از غصهدار کردن خوانندهها دارد؟ آیا این روایتها برای ما که در میانه میدان مناقشات کنونی، زندگی عجیب و سورئالمان را میگذرانیم جذابیت دارد؟
بعضی وقتها یادمان میرود که نقاط تاریک مدرنیته را ببینیم. چطور میتوان تا این حد به فرهنگ مصرفگرایی اولویت داد ولی روی دیگر آن یعنی بیشمصرفی و بهویژه فشاری که به زیرساختها میآورد را ندید؟ آسیب به محیط زیست، بیشبرداشت از مواد اولیه و تولیدهایی با صدمات بالا. این اتفاق از بیش از دویست سال پیش شروع شده و رفتهرفته شتاب گرفته است. آیا این نتایج از ابتدا قابل مشاهده نبوده؟ آیا میشد از وقوع آن ممانعت کرد؟
شاید برخی ادعا کنند که چنین خشونتی مختص جهان غرب است اما اینگونه نیست. در بلوک شرق در زمانی که جهان درگیر جنگ سرد بود یا زمانی که شوروی به عنوان یکی از رهبران بلوک شرق در صدر بخشی از جهان نشسته بود باز آش همین بود و کاسه همین.
زمان خیلی زیادی از نسلکشی ایزدیها در کوه سنجار به دست داعش نگذشته. چیزی که عمیقا برای من باورپذیر نبود. مگر میشود دم گوشمان در قرن بیست و یکم شاهد کشتار، بردهداری به سبک هزاران سال پیش و انواع سواستفادهها باشیم و کاری از دست ما ساخته نباشد. واقعا واقعیت دارد؟!
و البته ارمنیان هم یکی از قربانیان جدی این اعمال قدرتها و خشونتورزیها بودهاند. با توجه به آنچه که در مورد فجایع در بالا گفته شده است، ما ناچاریم به آگاهی. شاید کسی در میان ما بتواند مرهمی بر این چشم آزمند بشر بیابد و مهاری برای تشنگی درندهخویی انسانها بزند. خواندن در مورد این فجایع و نسلکشیها شروع آگاهی است تا شاید در آینده به اقدامات اصلاحی و انسانی منجر شود.
کتاب سالهای نفرینشده روایت نسلکشی ارمنیها در 24 آوریل است.
اگر تا اینجای مقاله پیش آمدهاید از اینکه نقش معلم اخلاق را ایفا کردهایم از شما عذر میخواهیم. اما برای عبور از این لحظههای تاریک و تلخ چه داریم؟ جایی که گویا هیچ منطق و توجیهی کاربرد ندارد اما همچنان باید به زندگی ادامه داد! شعر یکی از راههای نجات است. در پروندهی «شعر در برابر ظلمت» اشعاری بخوانید از شاعران ارمنی. هنرمندانی که با شعرشان، عبور از لحظههای سخت را ممکن کردند.
*شعر از کتاب کنزالحقایق، بخش در تحقیق مراتب نفس، نوشتهی شیخ محمود شبستری، برگرفته از سایت گنجور











یک دیدگاه در “تن آدمی شریف است”
بسیار موضوع مهمی است مرسی که بهش پرداختین