vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

بهار مسافر

بهار راشدی، دختر جوان و کوله‌گردی است که به جای زندگی روزمره، بیش از شش ماه است که در سفرهای تجربی به سر می‌برد. او با فرهنگ‌های مختلف آشنا شده و در کنار مردم محلی مشغول کار و زندگی است. چالش‌های مختلفی مانند دوچرخه‌سواری در کاتماندو و شرکت در دوره ویپاسانا را تجربه کرده که به او در شناخت خود و هنر زندگی کردن کمک کرده.

 

 

  این مقاله را ۱۱ نفر پسندیده اند

 


آگهی جهان کتاب
آگهی

بهار مسافر

روایت یک دختر ماجراجو

 

 

بهار راشدی به زودی بیست و پنج ساله می‌شود. اهل اهواز است و در مقطع کارشناسی ارشد دانشجوی استعداد درخشان بوده. در دانشگاه، نقاشی خوانده، در دبیرستان، تاریخ هنر درس داده و با کودکان هنر کار کرده. اکنون به جای معاشرت با دوستان، شرکت در مهمانی‌ها، تدریس و کار، بیش از شش ماهی است که در سفر مداوم به سر می‌برد، البته سفر از نوع تجربه‌کردن.

 

در مسیر سفر با مردم و فرهنگ‌های مختلف آشنا شده و در کنارشان کار و زندگی می‌کند. گاه کار داوطلبانه انجام می‌دهد و گاه حرفه تخصصی‌اش، نقاشی را. لحظه‌های سفرش را نقاشی کرده در بازارهای محلی در حال سفر-عبور می‌فروشد و یا سفارش می‌گیرد.

 

او علاقمند به چالش و ماجراجویی است. یکی از چالش‌هایی که برای خودش تعریف کرده، دوچرخه‌سواری مداوم طی یک شبانه‌روز در شهر کاتماندو بود. تجربه‌ای که با توجه به تمام خستگی‌ها و چالش‌ها به او احساس زنده‌بودن و رضایت داد. بارها هیچهایک۱ و کوچ‌سرفینگ۲ را تجربه کرده. نوعی تجربه درمسیر سفر که بیشتر جوانان به آن علاقمندند.

 

یکی دیگر از تجربه‌های جالبی که داشته، شرکت در دوره ویپاسانا، نه تنها به عنوان دانش‌آموز بلکه به عنوان داوطلب خدمت‌رسان بوده که در گفت‌و گوی زیر کمی با تجربه‌اش آشنا می‌شویم. ویپاسانا یکی از تجربه‌هایی است که امروزه بسیار مورد استقبال عموم به خصوص ایرانی‌ها قرار گرفته، و شرکت در دوره‌ روزه سکوت و هنر زندگی کردن است. این دوره آداب و قوانین خود را دارد. مراکز بسیاری در دنیا دایر است که خدمات مرتبط را رایگان ارائه می‌دهند. البته مراکز اصلی در هند و نپال قرار دارند.

 

 

دوست دارید در شرح بیوگرافی شما چه چیزهایی عنوان شود؟

 

حقیقتا سوال ساده اما سختی است. همیشه تصورم بر این بوده که آدم‌ها فراتر از سن و تبارشان هستند و چیزهایی مهم‌تر از این‌ها برای شناختشان وجود دارد.

 

اما برای شروع و سرنخ‌دادن، من بهارم. شخصیتم مشابه اسمم شکل گرفته. سرسبز، رنگی رنگی، علاقه‌مند به زیستن و کمک‌کردن به دیگران. به چرخه حیات امیدوارم و در جستجوی رشدم. علاقه‌مند به انسان‌ها و روابط‌‌‌شان و کنجکاو برای دیدن و کشف تجربه‌های جدید هستم.

 

 

بهار مسافر - بهار راشدی

 

به کجاها سفر کردید؟ یا سفر را از کجا شروع کردید؟

 

شانس سفرکردن به بیشتر نقاط ایران را داشتم. سفرهای خارج از کشورم شامل سفر به امارات متحده عربی، ترکیه، نپال، مالزی، تایلند، کامبوج و لائوس تا این لحظه بوده.

 

 

نظرتان درباره سفر به کشورهای همسایه چیست؟

 

از کشورهای همسایه، فعلا تجربه سفر به ترکیه را دارم.

 

درباره دیگر کشورهای همسایه تجربه‌ای ندارم جز نظر تنی چند از دوستان اروپایی‌ام که تجربه سفر به این کشورها را دارند. با توجه به روابط و اتفاقات منطقه‌ای، به نظرم تجربه سفر به عنوان یک ایرانی به این کشورها با مسافران اروپایی فرق دارد. انشالله در ماه‌های آتی که به کشورهای همسایه دیگر سفر کردم، تجربیاتم را دقیق‌تر به اشتراک می‌گزارم.

 

 

چرا سفر رفتن را شروع کردید؟ چرا سفر به جای مهمانی، پارتی، کار و جوانی کردن؟ 

 

سفر رفتن با کودکی من گره خورده. پدر من علاقه زیادی به سفر، به خصوص رانندگی‌های طولانی در شب داشت. به‌خاطردارم که بارها پدر بی‌برنامه و یهویی از خواب بیدارمان می‌کرد و می‌گفت باروبنه سفر را جمع کنیم. از طرف دیگر بچه بودم که مادرم را در تصادف جاده‌ای، در برگشت از یکی از همین سفر‌ها از دست دادم. عکس‌های چاپ شده قدیمی، بیشترین چیزهایی‌اند که از مادرم باقی مانده.

 

مادر به عکاسی علاقه داشت و بیشتر عکس‌هایی که بعد از ازدواج با پدرم داشت، عمدتا ثبت خاطرات سفرشان به شمال، مشهد، تهران و شیراز بودند. تماشای این تصاویر باعث شدند تا تصور کنم این روحیه ماجراجویی و علاقه به سفر در رگ‌هایم جاری هستند، چیزی شبیه به یادگاری از مادر همراه با اشتیاقی از پدر. با سفر و ماجراجویی احساس پیوند و نزدیکی بیشتری با مادرم دارم.

 

مهمانی و پارتی را هم تجربه کردم. در واقع هر کسی باید تجربه کند. بدون تجربه آن‌ها، دنیای واقعی را نمی‌توان به خوبی درک کرد. فکرمی‌کنم نکته‌ تمایزم در این مورد، گیرنکردن در این مرحله از زندگی بوده. یکی دو سالی معاشرت با هم‌سن و سالان را تجربه و خیلی زود عبور کردم. تجربه‌ مهمی که به دست آوردم، درک این نکته بود که این مرحله از زندگی احساس لذت و خوشی زود گذری به همراه دارد. اما من دنبال چیز بیشتری بودم.

 

 

بهار مسافر - بهار راشدی

 

چه مدتی است که در سفر هستید؟ هزینه سفر را چگونه تامین می‌کنید؟

 

در حال حاضر، مدت سفرم از شش ماه گذشته.

 

 پس‌انداز شخصی‌ام بخشی ازهزینه اولیه سفر را پوشش داد. بخشی هم با کمک خانواده تامین شد. در مسیر سفر با فروش نقاشی‌هایی که در حین سفر می‌کشم بخشی از هزینه‌های سفرم تامین می‌شود. راستش فکرمی‌کنم سوال بهتر این باشه که “چه جوری هزینه‌های سفر را مدیریت می‌کنید؟”

 

در واقع برای سفر به سبک من هزینه زیادی لازم نیست. معتقدم پول سفر همیشه جور می‌شود. اما کار مهم، مدیریت هزینه‌ سفرهاست. اگر مدیریت هزینه‌کردن را بلد نباشید، هرچقدر هم که بودجه و سرمایه اولیه داشته باشید، باز هم پول کم می‌آورید.

 

 

لطفا از تجربه ویپاسانا بگید؟ و تجربه کمک به شرکت کننده‌ها در ویپاسانا؟ 

 

در دو دوره ویپاسانا شرکت کردم.

 

دوره اول به عنوان دانش‌آموز ودوره دوم به عنوان داوطلب یا Server شرکت کردم.

 

دوره ده روزه‌ اول یکی از بهترین تجربیات زندگی‌ام بود.  ده روز دور بودن از اخبار، آدم‌ها و دنیای بیرون، ده روز روزه سکوت، تمرکز بر خود، بر لحظه، دیدن چیزها به همان صورت که هستند، گیاهخواری و پاک‌سازی کامل روح و جسم.

 

تجربه اول برایم مثل تولدی دوباره بود. انگار از تمام آلودگی‌ها به خصوص آلودگی‌های جسمی پاک شدم. با خودم مهربان‌تر شدم. سبک‌بال‌تر شدم نسبت به دنیا، انسان‌ها و مسائل مربوط زاویه دید جدیدی پیدا کردم.

 

اما تجربه دوم کمی برایم سنگین تمام شد. انجام کار فیزیکی برایم سخت و سنگین بود طوری که روی ذهن و فکرم اثر گذاشت. مرکزی که دوره دوم را گذراندم متفاوت بود و تعداد داوطلب‌ها کمتر. قوانین هم کمی فرق داشت و از طرفی از نظر روحی هم در شرایط مناسبی نبودم. همه این‎ها، دست به دست هم دادند تا این تجربه، ۱۸۰ درجه از تجربه اول متفاوت شود. درنهایت چه تلخ و چه شیرین، بخشی از ماجراجویی در سفرم بود. قرار نیست همیشه همه چیز بر طبق مراد ما باشد.

 

 

بهار مسافر - بهار راشدی

 

سفر تنهایی یا سفر گروهی؟

 

راستش را بخواهید هر دو نوع سفر خوبند. کاملا بستگی به هدف و برنامه شما از سفر کردن دارد. خودم هر دو نوع سفر را تجربه کردم.  گاهی در سفرهای تنهایی‌ با خود می‌گویم که کاش فلانی هم در آن لحظه حاضر بود تا با هم شاهد زیبایی بودیم.

 

امروزه به راحتی عکس و فیلم می‌گیریم و با دیگران به اشتراک می‌گذاریم اما لذت حضور و سهیم شدن زیبایی‌ها و احساساتِ در لحظه با دیگری، چیزی است که هیچ عکس و فیلمی به شما نمی‌دهد. از طرفی گاهی حضور دیگری باعث می‌شود سختی‌ها و ناملایمات سفر کمتر شوند، بخصوص در سفرهای بلند مدت. اما گاهی موضوع فراتر از «سفرِ مکانی » صرف است و سفر تنها بهانه‌ای برای پیمودنِ «راه» است.

 

این «راه» خیلی با سفر فرق دارد. در واقع باید تنهایی طی شود زیرا سفری به درون خود است. متاسفانه یا خوشبختانه همه ما در این نوع از سفر، تنها هستیم.

 

 

بهار مسافر - بهار راشدی

 

کمی بیشتر از سفر و سفر تنهایی بگویید.

 

مقوله سفر از نظر من دو بخش دارد. بخش اول، همان نوعی که ما همه تجربه می‌کنیم؛ در تعطیلات به سفر می‌رویم تا حال و هوایمان عوض شود، تا با فامیل و دوستان دیدار تازه کنیم. چیزهای جدید ببینیم، غذاهای جدید بخوریم، تجربه‌های جدید کسب کنیم، استراحت کنیم و غیره. این لایه اولیه و سطحی سفر است که همه ما حداقل برای یک بار هم شده آن را تجربه کردیم.

 

بخش یا لایه دوم خیلی عمیق‌تر و فلسفی‌تر می‌شود. ریشه در طریقت و طی کردن مسیر دارد که نه فقط در فرهنگ ما که در اسطوره‌هایمان هم وجود دارد. به نظرم سفر تنهایی در واقع نسخه‌ی مدرنیزه شده ایده «سفر قهرمانانه» جوزف کمپل است. همان طی طریق صوفی‌وار مثل کیمیاگر یا دانته در کتاب کمدی الهی.

 

سفر تنهایی درواقع در تعریف و تفکر من سفری به درون هست به بهانه حرکت در جغرافیاهای مختلف. زمانی که در سفر متوجه می‌شویم «مکان»ها کم‌رنگ‌تر شده و اهمیتِ حضورِ آدم‌ها پررنگ‌تر می‌شود، نقطه‌ای است که می‌توان متوجه شد که سفر درونی شروع شده.

 

به طور کلی، سفر شکل بهتری از خمیر مایه آدم‌ها می‌سازد و امکان رشد کردن بیشتر می‌دهد. این نکته در سفر تنهایی، چندبرابر می‌شود. فردی که تنها به سفر می‌رود، حتی برای یک روز، دیگر آن فردی نیست که صبح آن روز پایش را بیرون خانه گذاشت.

 

 

دغدغه سفر تنهارفتن به خصوص برای زن‌ها چیست؟

 

در پروسه رشد و بزرگ شدنم، هیچ‌وقت متوجه این تفاوت نشدم. همیشه در تلاش بودم تا فارغ از جنسیت و محدودیت‌ها، کارهایی که دوست دارم را تجربه کنم که البته تاحد ممکن انجام هم دادم. همین امر باعث شد به توانایی‌های خودم مطمئن‌تر شوم. معمولا دغدغه‌های  سفر، دغدغه‌هایی کاملا طبیعی و انسان‌گونه فارغ از هر جنسیتی است . در واقع بارها به من ثابت شده که این‌ «دغدغه‌ها» صرفا ساخته و پرداخته ذهن ما و حاصل فرهنگ و تربیت‌ خانواده و جامعه هستند.

 

 

در سفرهای تنهایی چه چیزهایی همراه دارید؟

 

وسایل ضروری و همیشگی شامل چند دست لباس، کیسه خواب، زیرانداز کیسه خواب، کیت کمک‌های اولیه، ظروف اشپزی تک نفره و سرشعله، چادر، هدلامپ (چراغ پیشانی) و کابل و باطری‌های بک‌اپ… و البته دفتر و وسایل نقاشی هم هستند.

 

البته درحال حاضر فکر میکنم بعضی‌ از لوازم بالا هم اضافی‌اند و می‌توان سبک‌تر و بی‌دغدغه‌تر سفرکرد. با توجه به نوع سفر و مدت سفر، لوازم، حجم و ابعاد کوله هم متفاوت می‌شود.

 

 

بهار مسافر - بهار راشدی

 

چگونه از تنهایی‌تان در سفر لذت می‌برید؟

 

بسته به کشور و جاهایی که سفر می‌کنم و امکانات موجود، کارهای مختلفی انجام می‌دهم. اما برای اینکه این تنهایی ملال‌آور نشود، گاهی چالش‌ یا بازی‌های ذهنی برای خود طراحی می‌کنم. مثلا چالشِ هزینه نکردن به مدت ۷ روز یا مثلا چالش ۲۴ ساعت رکاب‌زنی در شهر و یا گوگل مپ را باز می‌کنم و براساس علاقه‌‌مندی شخصی‌ام مکان‌هایی را در اطرافم مشخص و برای بازدیدشان برنامه‌ریزی می‌کنم. عمدتا در وقت آزاد نقاشی یا طراحی می‌کشم.

 

گاهی در زمان کمپ کردن در طبیعت، کل روز به‌ پیدا کردن چوب برای برپایی آتش شب و پخت‌وپز می‌گذرد. روفوی لباس‌ و شستشوی آن‌ها هم بخشی از کارهاست.

 

بعضی‌اوقات هم به کمک اپلیکیشن‌ها با دیگر مسافرهای شهر و منطقه آشنا شده و با آن‌ها معاشرت می‌کنم.

 

به طور کلی تجربه سفر تنهایی به من آموخت که یک مسافر تمام وقت مثل یک فرد شاغل تمام وقت کلی کار برای انجام دارد. آن‌قدر کار هست که جایی برای لذت نبردن نگذارد.

 

 

سفر از نوع طبیعت‎‌گردی، شهرگردی یا فرهنگی؟

 

به خاطر رشته‌ تحصیلی‌ام، ناخوداگاه درگیر فرهنگ، تاریخ و هنر هر منطقه در سفر هستم. در جستجوی فرهنگ و هنر بودن منجر به شهرگردی می‌شود.

 

چون به طبیعت و کوهستان علاقمندم و از طرفی فکر می‌کنم فرهنگِ خالص هر منطقه در روستاهای یک کشور نهفته است، تا حد ممکن در هر منطقه جغرافیایی، به روستاها سفر می‌کنم و با مردم در طبیعت یا کوهستان‌ معاشرت می‌کنم. در نپال این تجربه بسیار پررنگ بود.

 

 

بهار مسافر - بهار راشدی

 

کارهای لازم برای رسیدن به این مرحله از توانایی در زندگی چیستند؟

 

هر تجربه‌ای که تاکنون بیرون از ایران انجام دادم را حداقل یک‌بار هم شده در ایران تجربه کردم. سعی کردم همه ماجراجویی‌ها را اولین‌بار با هم‌زبان‌هایم در کشور امتحان کنم تا ارزیابی ازخودم داشته باشم که در آینده در ابعاد بزرگ‌تر و خارج از ایران غافلگیر نشوم. ایده خوبی بود که موثر بود.

 

توصیه می‌کنم هر ایده‌ای که درباره سفرکردن دارید مثل کمپ کردن، هیچهایک، کار داوطلبانه، سفر تنهایی و… را حداقل یک‌بار در ایران یا نقطه امن خودتان تجربه کنید. 

 

کوهنوردی و زبان انگلیسی دو مهارت و دانشی هستند که کمک موثری برای طی این مسیر بودند و هستند.  یادگیری مقدمات کوهنوردی در باشگاه کوهنوردی من را به ارتفاعات ساگارماتا (اورست) کشاند و به واسطه کوه، ورزش دو را نیز با دوستانم تمرین می‌کردم تا آمادگی جسمانی‌ام را حفظ کنم. مهارت راه رفتن نیز برای من اهمیت زیادی دارد و به من کمک کرده تا رویای «پرسه‌زنی در دنیا» را تحقق بخشم.

 

زبان انگلیسی را در کلاس‌ها، مدرسه و خودخوان یادگرفتم. بعد از سفر به ترکیه، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم که در ادامه با برقراری ارتباط با انگلیسی‌زبان‌ها، مطالعه، گوش‌دادن به پادکست و نوشتن خاطراتم به انگلیسی، سعی کردم سطح زبانم را حفظ کنم.

 

 

به عنوان کلام آخر دوست دارید چه چیزی بگویید؟ 

 

سفر یک فرهنگ و شیوه‌ای از زیستن است. ادبیات و الفبای خودش را دارد و مردِ راهِ خودش را می‌طلبد. دیدن شیوه زیست آدم‌ها از دور و در سفر بسیار جالب و هیجان‌انگیز است اما اگر اندکی به این نوع تجربه علاقه داریم، ابتدا باید الفبای سفر را یاد گرفته، با قواعد آن آشنا شویم و بعد راهی سفر شویم.

 

 

 

 

1) هیچهایک (Hitchhiking) نوعی شیوه طی کردن بخشی از مسیر سفر است که با درخواست از افراد، معمولاً غریبه‌ها، برای سوار شدن با ماشین یا وسیله نقلیه دیگر انجام می‌شود. این سفر معمولاً، اما نه همیشه، رایگان است.
 
2) کوچ‌سرفینگ (CouchSurfing) یک سرویس تبادل مهمان‌نوازی دوطرفه است که به کاربران امکان می‌دهد درخواست اقامت کوتاه‌مدت رایگان در خانه‌هایشان بدهند یا با افراد دیگری که به سفر علاقه‌مند هستند، تعامل داشته باشند. این سرویس از طریق وب‌سایت و اپلیکیشن موبایل قابل دسترسی است.

 

 

سفر

آگهی جهان کتاب
آگهی
 

حامی ما باشید

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *