vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

تنگنا

نویسنده: لئانید آندره یف

مترجم: رضا بهرامی

ناشر: چشمه

نوبت چاپ: ۱۰

سال چاپ: ۱۴۰۴

تعداد صفحات: ۱۱۱

شابک: ‏‫‏‫‬‭۹۷۸۶۲۲۰۱۱۳۰۰۳‬

  این مقاله را ۹ نفر پسندیده اند

تنگنا حکایت یک سرگشتگی روانی 

تهیه این کتاب


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تنگنا

حکایت یک سرگشتگی روانی 

نویسنده: زهرا مرتمی

 

معرفی کتاب

تنگنا، حکایت یک سرگشتگی روانی کتابی از مجموعه برج بابل نشر چشمه اثر لئانید آندره‌یف با ترجمه رضا بهرامی است. داستانی از دل تاریکی‌های ذهن انسانی که گرفتار وسواس و جنون شده است. نویسنده در این اثر به جای پرداختن به حادثه‌های بیرونی، مخاطب را به درون ذهن یک انسان می‌برد؛ ذهنیتی که در دام اندیشه بیش ‌از حد گرفتار شده و در آستانه‌ی فروپاشی روانی است.

داستان کتاب

داستان درباره‌ی دکتر کرژنستف است که پس از به  قتل رساندن دوستش در آسایشگاه روانی تحت نظر متخصصان قرار دارد. او به وسیله هشت یادداشت از زبان خودش ما را با خود همراه می‌کند. او مدام با خود بحث می‌کند، استدلال می‌آورد، از منطق کمک می‌گیرد اما همان منطقی که باید راهگشا باشد تبدیل به زندانش می‌شود. سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا او واقعاً دیوانه است یا صرفاً دیوانگی را بازی می‌کند تا از بار مسئولیت اجتماعی شانه خالی کند؟ این ابهام از نقاط قوت داستان است.

آندره‌یف در این کتاب نشان می‌دهد، عقل بدون مهار شدن می‌تواند به اندازه جهل خطرناک باشد و اندیشه می‌تواند علیه صاحبش شورش کند. دکتر کرژنتسف باهوش است، اما همین هوش، او را به دام می‌اندازد.

این ایده که تردید و بن‌بست ذهنی انسان باعث اضطراب می‌شود بعدها در فلسفه اگزیستانسیالیستی هم تکرار شد. انسان در جهان مدرن میان آزادی و اضطراب سرگردان است. در تنگنا این اضطراب به شکل تجربه‌ی روانی و شخصی نشان داده شده است.

از این منظر، آندره‌یف با تنگنا پرسشی بنیادین مطرح می‌کند. آیا ممکن است تلاش افراطی برای فهم جهان، خودش به جنون و فروپاشی منجر شود؟

برخی مضامین داستان

جنون و واقعیت: یکی از محورهای اصلی داستان این است که مرز بین جنون و عقل تا چه حد قابل تشخیص است. آندریِف نشان می‌دهد که جنون نه فقط یک وضعیت ذهنیِ مطلق، بلکه نتیجه تراکم اضطراب‌ها، انتخاب‌ها، و مکالمات درونی است.

شمشیر دو لبه‌ی عقلانیت: آندره‌یف ایده‌ای ساده و تکان‌دهنده دارد: «انسان ممکن است از شدت فکر کردن دیوانه شود.» دکتر کرژنتسف درست در لحظه‌ای سقوط می‌کند که بیش از هر زمان دیگری مطمئن است «عقلانی و منطقی» رفتار می‌کند. اندیشه‌ای که قرار است راهنما باشد، اگر بیش از حد بزرگ شود، انسان را در تنگنا می‌اندازد.

نقاط ضعف احتمالی از نظر کاربران

بعضی خوانندگان ممکن است احساس کنند که پایان داستان خیلی مختصر است و جواب روشنی نمی‌دهد. این ابهام، اگرچه مثبت است، اما ممکن است برای کسانی که دوست دارند داستان بسته باشد، کمی آزاردهنده به نظر برسد.

ممکن است برخی شخصیت‌ها یا زمینه‌های بیرونی داستان کم‌رنگ باشند. به این خاطر که تمام تمرکز روی ذهن راوی است و تصاویر دنیای بیرون یا تعاملات اجتماعی به‌صورت پراکنده ذکر شده است.

سبک، ساختار و ژانر کتاب

داستان در قالب رمان کوتاه (نوولا) است و روایت به شکل مونولوگ درونی پیش می‌رود. یعنی داستان از دیدگاه راوی بیان شده و خواننده از این طریق وارد ذهن او می‌شود. این انتخاب، باعث می‌شود مخاطب با تردیدها و اضطراب ذهن راوی همراه شده و به‌طور مستقیم درگیر وسواس‌های ذهنی شخصیت ‌شود. صدای دکتر، تنها صدایی است که در سراسر کتاب شنیده می‌شود.

ژانر اثر را می‌توان ترکیبی از ادبیات روان‌شناختی و اکسپرسیونیسم ادبی دانست.

جایگاه اثر

کتاب نخستین بار در سال ۱۹۰۲ منتشر شد و در زمان خود تکان‌دهنده بود. حالا با گذشت بیش از یک قرن، همچنان یکی از نمونه‌های شاخص ادبیات روان‌شناختی مدرن است. بعدها این کتاب در کنار آثار داستایفسکی و کافکا به‌عنوان یکی از پیشگامان روایت روانی در قرن بیستم مطرح شد.

این کتاب به سرعت نام آندره‌یف را به‌عنوان یکی از نوآوران ادبیات روسی مطرح کرد. برخی منتقدان آن را شاهکاری در بازنمایی ذهن دانستند، برخی دیگر هم از سیاهی اثر ایراد گرفتند. همین واکنش‌های متضاد نشان می‌دهد کتاب به هدف اصلی خود که ایجاد تزلزل در ذهن خواننده است رسیده.

برخی این کتاب را در ادامه‌ی سنت داستایفسکی قرار می‌دهند. اما به نظر می‌رسد تفاوت مهمی وجود دارد. داستایفسکی بیشتر دغدغه اخلاق و ایمان داشت. اما آندره‌یف جنون را به‌صورت تجربه‌ای روان‌شناختی و فرمی می‌کاود. به‌گونه‌ای که انگار متن خودش یک پرونده‌ی بالینی است. از این نظر، تنگنا را می‌توان پیش‌درآمدی برای ادبیات اکسپرسیونیستی دانست.

کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

اگر به ادبیات روان‌شناختی، فلسفی و تاریک علاقه دارید یا تجربه‌ی خواندن یک ذهن در حال فروپاشی برایتان جذاب است، تنگنا برای شماست. اما اگر دنبال داستانی پرحادثه یا روایتی خوش‌بینانه هستید، احتمالا این کتاب انتخاب مناسبی نخواهد بود.

معرفی نویسنده

لئانید نیکلایویچ آندره‌یف (۱۸۷۱–۱۹۱۹) نویسنده‌ای است لقب‌های متعددی دارد، او را «داستایفسکی قرن بیستم»، «پدر اکسپرسیونیسم روسی» و «ادگار آلن پو ادبیات روسیه» نامیده‌اند. پدرش کارمند بود و به الکل اعتیاد داشت و مادرش از خانواده‌‌ اشرافی‌های سابق لهستان بود. تجربه‌های تلخ زندگی شخصی‌اش، از جمله مرگ همسر اول و چندین تلاش ناموفق برای خودکشی، بعدها فضای تاریک و اندوه‌بار آثارش را شکل دادند. او سرانجام در فنلاند زمانی که فقط چهل‌وهشت سال داشت درگذشت.

راه آندره‌یف به ادبیات با انتشار داستان‌های کوتاه در روزنامه‌ها آغاز شد، اما آشنایی با ماکسیم گورکی نقطه عطف زندگی هنری او بود. حمایت و تشویق گورکی، این نویسنده جوان را به یکی از صداهای برجسته ادبیات روسیه در آغاز قرن بیستم بدل کرد.

با وجود مضمون‌های تیره و تلخ آثارش، آندره‌یف در زندگی اجتماعی چهره‌ای کاریزماتیک و پرجلوه داشت. حضور فعال او در محافل روشنفکری مسکو و سن‌پترزبورگ، همراه با پرتره‌هایی که نقاشان برجسته از او ترسیم کردند، تصویری ماندگار از نویسنده‌ای با ظاهر آراسته و نگاهی غمناک بر جای گذاشته است.

بریده‌ها‌ی کتاب

«غیراجتماعی بودن نسبی من می‌تواند به مردم‌گریزی تعبیر شود، مشخصه‌ای که البته نشانه‌ی عقل سلیمی است که تنهایی و خلوت با خودش و کتاب‌هایش را به معاشرت‌های بیهوده و گفت‌وگوهای پوچ ترجیح می‌دهد.»

«تظاهر به جنون کردم تا قتل کنم، یا به خاطر جنون مرتکب قتل شدم؟»

 

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *