نوجوانی در زمانهی ناآرام
این مقاله را ۶ نفر پسندیده اند
ادبیات کودک و نوجوان ظرفیت بالایی برای پرداختن به آسیبهای اجتماعی دارد و میتواند بستر خوبی برای طرح و ریشهیابی این گونه موضوعات باشد. ناگفته نماند که نقش میانجیها مانند والدین و آموزگاران در گزینش و هدایت خوانش این آثار از اهمیت بالایی برخوردار است. امروزه نوجوانان، علاوه بر تنش در خانواده، مدرسه و جامعه با لایههای پیچیدهتری از آسیبهای اجتماعی مثل طلاق، خشونت، اعتیاد و رفتارهای نابهنجار مواجهاند. از سوی دیگر، نوجوانان در جهانی رشد میکنند که امنیت روانی آن پیوسته در معرض تهدید است. تجربهی اخبار نگرانکننده، تصاویر خشونتبار و زیستن در فضایی آکنده از آشوب و تنشهای جمعی، خواهناخواه بر احساس امنیت، امید و آیندهنگری آنان سایه میاندازد. این فشارهای بیرونی، حتی زمانی که بهطور مستقیم متوجه کودک یا نوجوان نیست، میتواند به شکل اضطراب، انزوا، پرخاشگری یا بیتفاوتی بروز پیدا کند و آسیبهای اجتماعی را عمیقتر و پیچیدهتر سازد. نوجوانی بحرانیترین و حساسترین مرحلهی رشد است. تغییرات فیزیکی و روانی در این دوران، نوجوانان را در معرض انواع آسیبهای اجتماعی قرار میدهد. شناخت و مقابله با این آسیبها برای حفظ سلامت جسمی و روانی نوجوانان ضروری است. رمانهای نوجوان از طریق بازتاب واقعیتهای زندگی و شخصیتهایی که نوجوانان میتوانند با آنها همذاتپنداری کنند به آنها کمک میکنند تا بتوانند احساساتشان را بیان کنند. این آثار هم در خانه باب گفتوگو را باز میکنند و هم در محیطهای آموزشی فضای امنی برای طرح مسائل حساس ایجاد میکنند. در ادامه به کتابهایی با محوریت این موضوعات میپردازیم. تا به حال با کودکان خیابانی مواجهه داشتهاید؟ چه چیزی در آنها بیش از همه توجهتان را جلب کرده است؟ کودکان خیابانی افرادیاند که شهر آنها را بلعیده و به حاشیه رانده. زندگی در خیابان نمودی از نابرابری، فقر و بیتوجهی اجتماعی است و نشان میدهد چه بار سنگینی بر دوش کودکانی است که باید در جهانی بزرگسالانه و بیرحم، برای زنده ماندن، مبارزه کنند. رمان آسفالتیها داستان همین کودکان است. خشم، زبان زخمهای کهنهای است که سر باز میکنند. والدین آزارگر پیش از آنکه ترسناک باشند، زخمیاند؛ و این زخمهای نادیدهگرفتهشده باعث میشود کودکان تاوان رنجهای درمان نشدهی بزرگترها را بدهند. وقتی کودکی مورد خشونت خانگی قرار میگیرد، در حقیقت چرخهی خشم ادامه پیدا میکند و رنج از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. آیا قرار است این چرخه ادامه پیدا کند؟ چه کسی این زنجیره را میشکند؟ رمان دردسرساز داستان نوجوان خشمگینی است که مرتکب جرم شده و روند اصلاح و بهبودی را طی میکند. اعتیاد در سنین نوجوانی ممکن است از سر میل به تجربه و هیجان باشد اما گاهی به خاطر ناتوانی درونی و روان آسیب دیده است. نکتهی مهم این است که نباید اعتیاد نوجوانان را به سرکشی صرف فروکاست؛ اغلب این رفتار محصول تجربههای تروماتیک، فقدان محبت و خشونت خانگی است. او مقصر مطلق نیست؛ باید او را درک کنیم و راهی برای حمایت از او پیدا کنیم. رمان زیر نور ماه شیشهای به این موضوع پرداخته. کودکانی که در معرض خشونت خانگی قرار میگیرند، پیش از آنکه زبان اعتراض پیدا کنند، یاد میگیرند سکوت کنند و خود را مقصر بدانند. برخورد صرفاً تنبیهی با والد آزارگر، بدون توجه به ریشههای خشونت، چرخه را متوقف نمیکند. آموزش والدگری، حمایت روانی و ایجاد شبکههای حمایتی برای کودک و خانواده، نقش اساسی در شکستن این چرخه دارند. رمان فعلا خوبم در همین رابطه است. بیثباتی خانوادگی، ازدواج مجدد والدین و حضور ناتنیها میتواند حس تعلق و مالکیت عاطفی را در نوجوان تضعیف کند و او را به انزوا، بیاعتمادی و جستوجوی محبت در جای دیگری سوق دهد. در مواردی، نوجوانان با رفتارهای پرخطر، فرارهای مکرر یا قطع ارتباط با والدین، تلاش میکنند با این خلأ مقابله کنند. عباس ناصری در رمان امید فرار کرد به این موضوع پرداخته. شما چه کتابهای داستانی دیگری در رابطه با آسیبهای اجتماعی نوجوانان میشناسید؟ برایمان بنویسید. نوجوانینوجوانی در زمانهی ناآرام










2 دیدگاه در “نوجوانی در زمانهی ناآرام”
چه پرونده به جایی ممنون آن خانم تدینی
داستان تو هرگز نخواهی کشت اثر آنتوان زبول ، داستان درگیری و ارتباط دو نوجوان در کشاکش جنگ