vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

اگر نقطه‌ها حذف شوند

کتاب نقطه‌ها نوشتهٔ سنان انطون روایت دانشجویی است که در دوران استیلای حزب بعث عراق و در زمان جنگ عراق با ایران به جرم مخالفت با صدام زندانی شده است. موضوع داستان مربوط به بازسازی و بازخوانی یادداشت‌های او در دوران هول‌انگیز زندان است که در میان اسناد و مدارک سازمان امنیت ملی بغداد پیدا شده است.

 

نقطه ها (اعجام)

نویسنده: سنان انطون

مترجم: مسعود یوسف حصیرچین

ناشر: همان

نوبت چاپ: ۳

سال چاپ: ۱۴۰۲

تعداد صفحات: ۱۲۰

شابک: ۹۷۸۶۰۰۹۹۶۷۵۳۷

 

  این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند

 

تهیه این کتاب


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

اگر نقطه‌ها حذف شوند

 

 

کتاب اعجام روایتی دیگر از جنگ ایران و عراق است. داستان اعجام چشم‌اندازی از چگونگی کارکرد سرکوب و ارعاب در عراقِ صدام حسین و روایتی غم‌انگیز از مردمی است که کوچک‌ترین مسائل زندگی‌‌شان زیرِ نظرِ دیکتاتور و رژیم سرکوبگرش بوده است. واقعیت‌هایی وحشتناک از اختناق، ظلم، ستم و سخت‌گیری‌های حزب بعث بر مردم عراق که بیشتر به کابوس شبیه است تا واقعیت.


صدام به لحاظ روحیه دیکتاتوری و قدرت‌طلبی‌اش همیشه با مردم کشورش در ستیز و کشمکش بوده و در پنهان‌ترین زوایای زندگی‌ مردم نفوذ داشته است. او در دو جبهه می‌جنگیده، در یک جبهه با ایران و در جبهه دیگر علیه مردم کشورش بوده است.


«فلاح نقاش مستعدی بود اما کارش مشکلی داشت که علی‌رغم تلاش‌های بسیارش و شهادت افراد زیادی به استعداد هنری‌اش، مانع از برگزاری نمایشگاه می‌شد: نمی‌پذیرفت که پرتره‌ای از رئیس قائد در صدر نمایشگاهش باشد در حالی که تمام هنرمندان جدید مجبور بودند از این سنت پیروی کنند».


نویسنده تغییر شخصیت‌ آدم‌ها در یک حکومت دیکتاتوری و تمامیت‌خواه را نشان داده است، آن عده از مردم ضعیف ‌النفس که به اقتضای موقعیت و مصلحت‌شان، تن به دورویی و تقلب می‌دهند شرافت‌شان را زیرپا می‌گذارند و تغییر رویه می‌دهند.


«به ما آموخته‌اند و عادت کرده‌ایم که همهٔ «انقلاب‌‌ها»یمان ماه تموز را برای به ثمر نشستن برمی‌گزینند. به ما آموخته‌اند و عادت کرده‌ایم که این وقایع متداول را «انقلاب» بنامیم، در حالی که در واقع زخم‌های ننگین و شرمگاه‌های تاریخ‌مان هستند.

یک مشت سادیست آفتاب‌زده می‌شوند و خودشان را ناجی اعلام می‌کنند. بعد شروع می‌کنند به شکنجهٔ مردم و از آنان مثل قاطر سواری گرفتن، به خصوص پس از این که متوجه می‌شوند این کار ساده‌تر، و شاید لذت‌بخش‌تر، از تحقق وعده‌ها و شعارهایشان است. بعد گروه دیگری خواهد آمد تا گروه اول را سرنگون کند و با خودش شلاق‌ها و زنجیرهایی از جنس دیگر و البته بلندتر و کارآتر خواهد آورد».


کتاب نقطه‌ها نوشتهٔ سنان انطون روایت دانشجویی است که در دوران استیلای حزب بعث عراق و در زمان جنگ عراق با ایران به جرم مخالفت با صدام زندانی شده است. موضوع داستان مربوط به بازسازی و بازخوانی یادداشت‌های او در دوران هول‌انگیز زندان است که در میان اسناد و مدارک سازمان امنیت ملی بغداد پیدا شده است. رمان اعجام با نامهٔ محرمانه ‌و کوتاهی آغاز می‌شود. نامه‌ای از وزارت کشور مبنی بر این که از کارمندی خبره تقاضا شده تا فرآیند اعجام را بر یادداشت‌های دست‌نویس و بدون نقطه یک زندانی انجام داده و گزارش آن را به سازمان بفرستند.


عنوان اصلی کتاب به نام اعجام به معنای عمل افزودن نقطه به حروف الفبای عربی برای تغییر ارزش آوایی است. اگر نقطه‌ها حذف شوند کلمات می‌توانند مبهم یا نامناسب با زمینه خود شوند.


در متن‌هایی که دانشجوی زندانی، گفته‌های رئیس و قائد را به تمسخر گرفته و به صورت مبهم و رازآلود نوشته شده، مأمور امنیتی ویرایش‌کننده متن، اصل واژه‌هایی را که او تغییر داده، برای سازمان امنیت عراق اصلاح می‌کند.

برای مثال، در متن بدون نقطه، به جای کلمه «بعثی» که به معنی فردی که عضو حزب بعث هست کلمه «بعصی» نوشته شده یا به جای جشن دموکراسی از عبارت جعل دموکراسی استفاده شده است. نویسنده پس از هر روایت جمله‌ای تکراری می‌نویسد: بیدار شدم و خودم را آنجا/ اینجا یافتم.


در این داستان خاطرات دانشجوی زندانی از دوران مدرسه، دانشگاه تا داستان‌های عاشقانه‌اش با دختری به نام رایج در بغداد و دوران سخت زندان و رفتار غیر انسانی زندان‌بانان با او روایت شده است.


در رمان اعجام دانشجوی زندانی قصد ادامه تحصیل دارد ولی با شروع جنگ و دستورات ظالمانهٔ صدام، همهٔ امیدش بر باد می‌رود. او هرچند به خاطر مشکل جسمی از خدمت سربازی معاف می‌شود، امّا به خاطر نوشته‌ها، شعرها و صحبت‌هایش در دانشگاه و جمع دانشجویان دربارهٔ سیاستِ اختناق و فشار حزب بعث زندانی می‌شود و بیشتر از خدمت سربازی، مورد اذیت و آزار و شکنجهٔ روحی قرار می‌گیرد. بازجو و شکنجه‌گر او بارها به او تجاوز می‌کند تا آنجا که از لحاظ روحی فرو می‌ریزد.


در ادامهٔ داستان، پس از کودتا و سقوط دیکتاتور، گروهی به نام «عراق آزاد» قدرت را به دست می‌گیرند و برای دانشجوی زندانی قرار عفو صادر و از زندان آزاد می‌شود.


«تصویر رو‌به‌روی ادارهٔ امنیت را با رنگ سفید مخدوش کرده بودند و یکی روی سر رئیس قائد شاخ کشیده بود. لبخند زدم و نفس عمیقی کشیدم. چند بار رویای چنین روزی را دیده بودم؟ به این می‌اندیشیدم که حالا کجاست؟ هنوز هم آن لبخند احمقانه را بر لب داشت؟ با او چه خواهند کرد؟»


در تمام مدت جنگ، فعالیت‌های پروپاگاندایی حکومت صدام برای جلب حمایت مردم و ترغیب آنان برای شرکت در جنگ، با پخش اخبار جعلی و دروغین از طریق رسانه‌های حکومتی و با استفاده از شیوه‌های پست و گمراه‌کننده همراه بود تا بتواند پشتیبانی مردم را داشته باشد. نشر اخباری همچون تقدیر از پدری که فرزندش را به خاطر فرار از سربازی کشته بود، تأثیر هیجانی بر اذهان می‌گذاشت و مردم در مقابل چنین فداکاری‌های احساس دین به وطن‌شان می‌کردند. تقدیر از دانشجویانی که مأمور حزب در دانشگاه بودند نیز یکی از کارهای کثیف حزب بعث بود.


در جایی از کتاب مادربزرگ دانشجوی زندانی می‌گوید که غیرنظامی‌ها باید برای حمایت از جنگ چشم‌هایشان را اهداء کنند. «بیا و خودت ببین. یه نفر از وزارت کشور توی تلویزیون گفت غیرنظامی‌ها باید برای حمایت از جنگ، چشم‌هاشونرو اهدا کنن. گفت از مدرسه‌ها به عنوان مراکز جمع‌آوری استفاده می‌شده … پول خواستن، دادیم. طلا خواستن، دادیم. اما این یکی دیگه خیلی زیادیه. خدا همه‌شون رو بفرسته جهنم! این چه دوره زمونه‌ایه توش زندگی می‌کنیم؟»


در واقع شاید حزب بعث چنین چیزی را نخواسته باشد، امّا آنچه که صدام با مردم کشورش انجام می‌دهد، دست کمی از این خواسته ندارد.


حتی وقتی جنگ ایران و عراق به پایان می‌رسد، سرکوبگری و سبعیت صدام ادامه پیدا می‌کند و همچنان به سیاست سرکوب خود ادامه می‌دهد. زیاده‌خواهی صدام تمامی ندارد، حکمرانی مستبدانه‌‌اش امر را بر او مشتبه می‌کند، به کویت حمله می‌کند و مردم کشورش را درگیر هزینه‌های جنگی نافرجام می‌کند.


نویسنده برای توصیف چگونگی به قدرت رسیدن حاکمان سرزمین خود جوکی تعریف می‌کند با این مضمون که مردی نزد روانپزشک می‌رود و می‌گوید که تحمل زندگی این دنیا را ندارد و پزشک دارویی برایش تجویز می‌کند که پنجاه سال بخوابد و وقتی جهان تغییر کرد از خواب بیدار شود. آن مرد دارو را می‌خورد و وقتی بعد از پنجاه سال از خواب بیدار می‌شود، متوجه می‌شود که هیچ‌چیز تغییر نکرده و نوه رئیس حزب حاکم کشور است.


رمان اعجام در چاپ انگلیسی‌اش یک نام فرعی با نامِ «راپسودی عراقی» دارد.


«راپسودی» یک اصطلاح موسیقی است و به قطعه‌ای از یک آهنگ یا کل یک آهنگ اشاره می‌کند که فرمی نامتعارف و پیچیده و در‌عین‌حال به شدت احساسات برانگیز و حماسی شبیه رمان اعجام دارد.


نقطه‌ها (اعجام) با ترجمهٔ مسعود یوسف حصیرچین توسط نشر همان در ۱۲۰ صفحه منتشر شده است.


در رمان اعجام، همچون سایر ادبیات عرب، به ماجراهای عاشقانه نیز پرداخته شده است.

 


دربارهٔ نویسنده

 

سِنان انطون متولد ۱۹۶۷ در بغداد، شاعر، رمان‌نویس و دانشور عراقی مسیحی است. او در سال ۱۹۹۱ به آمریکا مهاجرت کرد و دکترای ادبیات عرب خود را از دانشگاه هاروارد گرفت. آثار او به سیزده زبان زنده دنیا ترجمه شده‌اند و جوایز گوناگونی دریافت کرده‌اند. رمان مریما از نویسنده در فهرست کوتاه جایزهٔ بوکر عربی سال ۲۰۱۳ قرار گرفت. رمان‌های رفع ابهام، مریما، وحدُها شجرة‌الرُمان، فهرس و دو دیوان شعر منشوری خیس از جنگ و شبی در همه شهرها از آثار نویسنده هستند. او هم‌اکنون استادیار دانشگاه نیویورک است و در آن جا ادبیات و فرهنگ عرب تدریس می‌کند.


مضمون رمان‌های سنان انطون در مورد بی‌پناهی انسان در میانهٔ جنگ، نفی خشونت، فرقه‌گرایی و … است که همه در بستر حوادث عراق پس از اشغال و خشونت‌های پس از آن اتفاق می‌افتد.

 

 

پیشنهاد مطالعه: نخل‌هایی که سربریدند

دوگیتی آگهی
آگهی
برسام آگهی
آگهی
 

حامی ما باشید

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *