قصه های مشدی گلین خانم
نویسنده: لارنس پل الول ساتن
مترجم: سیداحمد وکیلیان
ناشر: مرکز
نوبت چاپ: ۱۵
سال چاپ: ۱۴۰۲
تعداد صفحات: ۴۸۰
شابک: ۹۷۸-۹۶۴۳۰۵۰۱۸۴
این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند
قصه های مشدی گلین خانم
کتاب قصه های مشدی گلین خانم شامل 110قصه عامیانه ایرانی است. اما ماجرا به همین سادگی که گفتیم نیست.
این داستانها از زبان زنی به نام مشدی گلین خانم روایت شدهاند. گلین خانم پیرزن عامی بوده که در سالهای پایانی قرن 12شمسی و اوایل قرن13شمسی در تهران زندگی میکرده. دوبار ازدواج کرده بوده و در بار دوم چون نمیخواسته همراه همسرش در عتبات زندگی کند، در تهران همراه فرزندش در خانهای در جنوب شهر زندگی میکند. زندگیاش با مراقبت از فرزندان خانوادههای اعیان میگذشته اما عمده شهرتش بخاطر حافظه جادوییاش در نقل قصه و حکایت بوده. خودش میگفته میتواند سراسر سال قصه بگوید بدون اینکه حتی یک قصهاش تکراری باشد.
طبیعی است که پیرزنی با روحیه قصهگویی و آن همه قصه سرگرمکننده که بلد بوده، به مجالس مختلفی دعوت میشده. در یکی از این مجالس یک بریتانیایی مشدی گلین خانم را میبیند و شیفته قصهگویی او میشود. مرد بریتانیایی تصمیم میگیرد قصههای مشدی خانم را ثبت کند، بنابراین برنامه منظمی برای دیدار او میگذارد و هربار قصههایی را که او میگوید ثبت میکند؛ البته به وسیله نوشتن روی کاغذ چون آن زمان هنوز امکان ضبط صدا وجود نداشته.
مرد انگلیسی که این کار را انجام میدهد، لارنس الول ساتن نام داشته. او سال 1943 میلادی از طرف رادیوی بریتانیا به ایران میآید و پس از مدتی با علی جواهر کلام، روزنامهنگار ایرانی آشنا میشود. ساتن اولینبار در منزل جواهرکلام، مشدی گلین خانم را میبیند و شیفته هنر قصهگویی او میشود. او طی چهارسالی که در ایران اقامت داشته صدوهفده قصه را ثبت میکند. یکسال بعداز خروج او، مشدی گلین خانم هم دار دنیا را ترک میکند.
الول ساتن که قبلا هم به عنوان کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس با ایران آشنایی داشته، به معاشرت و آشنایی با فرهنگ عامه مردم بسیار علاقهمند بوده. او چندسالی بعد از بازگشت از ایران این قصهها را در انگلستان منتشر کرد، البته برای اینکه آن را با طبع و سلیقه انگلیسیها هماهنگ سازد، تغییراتی هم در آنها داد که برای مخاطبان خواندنی شود.

بعدها دکتر اورلیش مارتسولف، ایرانشناس آلمانی و محقق فرهنگ روایی در جهان اسلام، طی پژوهشهایش درباره قصههای ایرانی، به دستنویسهای اصلی ساتن دست پیدا کرد. او گزیدهای از این قصهها را به زبان آلمانی منتشر کرد. پس از آن با همکاری آذر حسینی نیتهامر و سیداحمد وکیلیان، مجموعه کامل قصهها (فقط با حذف هشت قصه که امکان مغایرت با اعتقادات برخی از طبقات جامعه داشت) به زبان فارسی به چاپ رسید.
نکته جالب در قصهها، که مدیون ثبت وفادارانه الول ساتن است، نوشتن دقیق و عینا مطابق زبان قصهگو یعنی مشدی گلین خانم است. با خواندن هر قصه، جدا از مضمون و جذابیت و اشارات خود قصه، احساس میکنیم که مشدی گلین خانم کنارمان حضور دارد و داریم قصه را از زبان او میشنویم.
قصههای شفاهی هر کشوری، سندی از فرهنگ و باورها و اعتقادات مردم آنها هستند. قصهها به بهترین شکلی وضعیت مردم و طرز فکرشان را بیان میکنند. برای همین است که ثبت و ضبط ادبیات شفاهی عامه بهویژه قصهها، همیشه مورد توجه بوده است. و قصههای مشدی گلین خانم هم از این حیث یک نمونه بسیار جالب است. ضمن اینکه هنر قصهگویی ایرانی را نیز نشان میدهد.
بخشی از کتاب
پیشگفتار به قلم اورلیش مارتسولف:
الول ساتن اولین برخوردش را با او چنین توصیف میکند:«وقتی متوجه شد که من ذاتا آدم کم حرفی هستم شروع کرد به نقل روایت ایرانی قصه مشهور شرطبندی سکوت. بعدها کاشف به عمل آمد که مشدی گلین خانم که نوشتن و خواندن نمیداند گنجینهای تمام نشدنی از قصههای عامیانه را در ذهن دارد که با هر حال و موقعیتی جور درمیآید.»
مشدی گلین خانم در آن اوقات حدود هفتادسال داشت، و خودش هم تاریخ دقیق تولدش را نمیدانست. معلوم هم نیست که اهل کجا بود _احتمالا از اهالی شمال غرب ایران، چون با مقدمات زبان ترکی نیز آشنایی داشت. بههرحال وی از مدتها پیش در جنوب تهران زندگی میکرد.
مشدی گلین خانم قسمت اعظم عمر خود را در اینجا به سر آورده بود و قصههای وی نیز متعلق به همین جاست و اینها قصههایی است که هر کس آنها را میشناسد و هر کس آنها را میفهمد.
نویسنده معرفی: گیتی صفرزاده







