vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

روز: 21 مرداد 1401

رها و ناهشیار می‌نویسم ، هنر جستار نویسی

برهنه و مست می‌نویسم جستار

کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم تلاشی است برای آشنا کردن خواننده با مهارتِ نوشتن از خود. وقتی این کتاب را تمام کنید، می‌دانید چطور جستار و خاطره‌ بنویسید، چطور حتی وقتی دلسرد شده‌اید از نوشتن دست نکشید و چطور نوشته‌ی خودتان را بازبینی کنید. هدف کتاب این است که کاری کند در زندگی‌تان جایی برای نوشتن باز کنید تا همان نویسنده‌ای شوید که همیشه می‌خواستید. این نوشته چکیده‌ای از مطالب کتاب است و به شما می‌گوید که در این کتاب قرار است با چه مطالبی مواجه شوید. می‌توانید مطالب را تیتروار ببینید و برای خواندن کل آن‌ها سراغ اصل کتاب بروید.

ادامه»
هوشنگ ابتهاج

یاد سایه، کار شمن

شاعر همواره نسبتی با شمن دارد. شمن‌ها حكيم، طبيب و جادوگر بودند كه ميان مردمان قبيله خويش و عالم غيب وساطت می‌كردند. شمن از ديگرسو خبر می‌داد و تاريكی ذهن عشيره را به روشنايی تبديل می‌كرد. شاعر نيز با وام گرفتن واژگان از ناكجايی مرموز توجه انسان را به چيزی جلب می‌كند كه دغدغه ابدی اوست: مرگ و نسبتش با زندگی. هر شعری، اگر كه واقعاً شعر باشد، در شاعرانگی كلماتش سرانجام به سراغ مرگ می‌رود تا آن را برای انسان تحمل‌پذير سازد و در اين مسير عشق قوی‌ترين سلاح او است. پس شعر در نهايت مواجهه عشق است با مرگ. اهالی فقدان اما مرگ را پيش از وقوعش چشيده‌اند و بلا در ميان بی‌خبری ديگران بر آنان نازل شده است.

ادامه»
رها و ناهشیار می‌نویسم ، هنر جستار نویسی

برهنه و مست می‌نویسم جستار

کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم تلاشی است برای آشنا کردن خواننده با مهارتِ نوشتن از خود. وقتی این کتاب را تمام کنید، می‌دانید چطور جستار و خاطره‌ بنویسید، چطور حتی وقتی دلسرد شده‌اید از نوشتن دست نکشید و چطور نوشته‌ی خودتان را بازبینی کنید. هدف کتاب این است که کاری کند در زندگی‌تان جایی برای نوشتن باز کنید تا همان نویسنده‌ای شوید که همیشه می‌خواستید. این نوشته چکیده‌ای از مطالب کتاب است و به شما می‌گوید که در این کتاب قرار است با چه مطالبی مواجه شوید. می‌توانید مطالب را تیتروار ببینید و برای خواندن کل آن‌ها سراغ اصل کتاب بروید.

ادامه»
هوشنگ ابتهاج

یاد سایه، کار شمن

شاعر همواره نسبتی با شمن دارد. شمن‌ها حكيم، طبيب و جادوگر بودند كه ميان مردمان قبيله خويش و عالم غيب وساطت می‌كردند. شمن از ديگرسو خبر می‌داد و تاريكی ذهن عشيره را به روشنايی تبديل می‌كرد. شاعر نيز با وام گرفتن واژگان از ناكجايی مرموز توجه انسان را به چيزی جلب می‌كند كه دغدغه ابدی اوست: مرگ و نسبتش با زندگی. هر شعری، اگر كه واقعاً شعر باشد، در شاعرانگی كلماتش سرانجام به سراغ مرگ می‌رود تا آن را برای انسان تحمل‌پذير سازد و در اين مسير عشق قوی‌ترين سلاح او است. پس شعر در نهايت مواجهه عشق است با مرگ. اهالی فقدان اما مرگ را پيش از وقوعش چشيده‌اند و بلا در ميان بی‌خبری ديگران بر آنان نازل شده است.

ادامه»