محاکمه درونی آقای یوزف کا

محاکمه، نقدی شگرف بر سیستمِ قضاییِ پیچیده‌ای است که گرچه تا حدی کارآمد است، اما ضعف‌هایی نیز دارد؛ «[…] زیرا بی‌آن‌که از او [یوزف کا.] خطایی سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» آیا سیستمِ پیچیده‌ی قضا ایرادی دارد که چنین خطایی از آن سر زده؟ یا «محاکمه» تمثیلی است برای واکاویِ یک «سیستمِ» پیچیده‌ی دیگر، مثلاً روانِ انسان؟