در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا گرم‌تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می‌آرد پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر … می‌مانی و ترا ترسی شفاف فرا می‌گیرد در صمیمیت صیال فضا، خش خشی می‌شنوی کودکی می‌بینی رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او می‌پرسی خانه دوست کجاست؟

دیکته کدام کلمه در این نسخه اشتباه است؟

در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا گرم‌تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می‌آرد پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر … می‌مانی و ترا ترسی شفاف فرا می‌گیرد در صمیمیت صیال فضا، خش خشی می‌شنوی کودکی می‌بینی رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او می‌پرسی خانه دوست کجاست؟

در نسخه اصلی در …، پای فواره جاوید اساطیر کجا می‌مانیم؟

در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا گرم‌تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می‌آرد پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر … می‌مانی و ترا ترسی شفاف فرا می‌گیرد در صمیمیت صیال فضا، خش خشی می‌شنوی کودکی می‌بینی رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او می‌پرسی خانه دوست کجاست؟

در نسخه ما، یک کلمه در یکی از مصرع‌ها تغییر کرده. کدام مصرع و کدام کلمه ؟

در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا گرم‌تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می‌آرد پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر … می‌مانی و ترا ترسی شفاف فرا می‌گیرد در صمیمیت صیال فضا، خش خشی می‌شنوی کودکی می‌بینی رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او می‌پرسی خانه دوست کجاست؟

کدام کارگردان ایرانی فیلمی با همین عنوان ساخته است؟

لینک مطلب