برچسب: یوزف روت

ایوب

ایوبِ دنیای مدرن

ایوب داستان ساده و بی‌غل‌وغش مندل سینگر است؛ یک یهودی کاملاً معمولی که با مهاجرت از روسیه‌ی تزاری (شهری تخیلی و یهودی‌نشین به نام چخنوف در اروپای شرقی کنونی/مرز روسیه و لهستان) به نیویورک، تغییر می‌کند و اعتقادش به خدا هم تضعیف می‌شود. اما قرار نیست این اتفاق ادیسه‌وار با گریه توأم باشد، بلکه یوزف روت به گونه‌ای داستان را با طنز همراه می‌کند که از فاجعه‌ی آن کاسته ‌شود.

گذشتن مرگ بر جهان آندریاس پوم

اگر عصیان نکنیم علیه آنچه باور کور ما را ابزار سرکوب می‌کند، عصیان نکنیم علیه آنچه ما را مقصر اصلی دردها، رنج‌ها، شکست‌ها و ظلمی می‌داند که ناغافل در حق‌مان روا دانسته می‌شود و عصیان نکنیم علیه هیولای کوچک مغروری که در سینه‌مان دست به کمر ایستاده و با توهم برتری فردی، «ما بودن» را از ما می‌گیرد، نه تنها «پا»ی رفتنمان را از دست می‌دهیم، که مدالی هم بر سینه‌مان آویخته نخواهد ماند.

 

 

افسانه میگسار قدیس

میگسار غمگین

«افسانه میگسار قدیس» شامل داستان بلند «وزنه‌ی نادرست» و دو داستان کوتاه‌تر «افسانه‌ی میگسار قدیس» و «لویاتان» است که ماجراهایشان به خصوص درمورد «افسانه‌ی میگسار قدیس» هرچه بیشتر خواننده را به دوره‌ای از زندگی نویسنده می‌برد که در بی‌وطنی، ناامیدی و اعتیاد به الکل غرق شده بود. یوزف روت در این داستان‌ها حکایت مردانی دلتنگ و دلبسته به معجزه‌های بزرگ را با طنزی ظریف روایت می‌کند.

ایوب

ایوبِ دنیای مدرن

ایوب داستان ساده و بی‌غل‌وغش مندل سینگر است؛ یک یهودی کاملاً معمولی که با مهاجرت از روسیه‌ی تزاری (شهری تخیلی و یهودی‌نشین به نام چخنوف در اروپای شرقی کنونی/مرز روسیه و لهستان) به نیویورک، تغییر می‌کند و اعتقادش به خدا هم تضعیف می‌شود. اما قرار نیست این اتفاق ادیسه‌وار با گریه توأم باشد، بلکه یوزف روت به گونه‌ای داستان را با طنز همراه می‌کند که از فاجعه‌ی آن کاسته ‌شود.

گذشتن مرگ بر جهان آندریاس پوم

اگر عصیان نکنیم علیه آنچه باور کور ما را ابزار سرکوب می‌کند، عصیان نکنیم علیه آنچه ما را مقصر اصلی دردها، رنج‌ها، شکست‌ها و ظلمی می‌داند که ناغافل در حق‌مان روا دانسته می‌شود و عصیان نکنیم علیه هیولای کوچک مغروری که در سینه‌مان دست به کمر ایستاده و با توهم برتری فردی، «ما بودن» را از ما می‌گیرد، نه تنها «پا»ی رفتنمان را از دست می‌دهیم، که مدالی هم بر سینه‌مان آویخته نخواهد ماند.

 

 

افسانه میگسار قدیس

میگسار غمگین

«افسانه میگسار قدیس» شامل داستان بلند «وزنه‌ی نادرست» و دو داستان کوتاه‌تر «افسانه‌ی میگسار قدیس» و «لویاتان» است که ماجراهایشان به خصوص درمورد «افسانه‌ی میگسار قدیس» هرچه بیشتر خواننده را به دوره‌ای از زندگی نویسنده می‌برد که در بی‌وطنی، ناامیدی و اعتیاد به الکل غرق شده بود. یوزف روت در این داستان‌ها حکایت مردانی دلتنگ و دلبسته به معجزه‌های بزرگ را با طنزی ظریف روایت می‌کند.