برچسب: یهودیان

آیشمن در اورشلیم گزارشی در باب ابتذال

میهمان ناخوانده در اورشلیم

هانا آرنت در سرتاسر کتاب آیشمن در اورشلیم، جز یکبار و آن هم به موجزترین شکل ممکن در پایان فصل پانزدهم، به عبارتی که در زیرتیتر کتاب بر روی جلد ذکر کرده بود، ابتذال شر، برنمی‌گردد. خودش سال‌ها بعد گفته بود اگر دوباره قصد نوشتن می‌کرد از آن زیرتیتر صرف‌نظر می‌کرد. ریشه‌شناسی لفظ banal در انگلیسی -که از banel فرانسوی قرون وسطایی به معنای چیزی اشتراکی و همگانی در حیطه قدرت فئودال وام گرفته شده بود- به درک بهتر مفهوم زیرتیتر کمک می‌کند. «ابتذال» در اینجا به معنای حقیر یا بی‌اهمیت بودن نیست بلکه به معنای همگانی بودن است.

فرانتس کافکا و آنچه از او باقی ماند

فرانتس کافکا (۱۹۲۴-۱۸۸۳) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم میلادی است. او به نزدیک‌ترین دوست خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثارش را پس از مرگش ترجیحاً نخوانده بسوزاند. ماکس برود اما از این خواسته سرپیچی کرد و امروز بیشتر آثار کافکا در دسترس ماست. پرآوازه‌ترین آثار کافکا، داستان بلند «مسخ»، رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند. علاوه بر این سه اثر، در این پرونده ما به نقد و معرفی امریکای ناتمام او هم پرداخته‌ایم. درباره‌ی زبان، زادگاه و سبک او مقالاتی نوشته‌ایم، اصطلاح «کافکایی» را تشریح کرده‌ایم و  نقد و معرفی کتاب‌هایی را هم برای شناخت هرچه بهتر او و نوشته‌هایش برایتان گردآورده‌ایم. پرونده‌ی «کافکا» را در وینش بخوانید و برایمان از کافکاخوانی‌های خودتان در بخش کامنت‌ها بنویسید.

مجسمه کافکا

نوشتن به آلمانی در کانون ناسیونالیزم چک

امروز وقتی بازدیدکنندگان و توریست‌ها را به دیدن بناهایی در پراگ می‌برند که به نحوی به کافکا مربوط می‌شوند، در این باره که او به چه زبانی می‌نوشت، کمتر صحبتی به میان می‌آورند. او یک یهودی بود که در پراگ به دنیا آمد اما داستان‌ها و رمان‌ها و حتی نامه‌های خود را (جز موارد استثنایی اندک) نه به زبان چک می‌نوشت و نه به زبان عبری، بلکه به آلمانی می‌نوشت. تا‌ به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا؟

آدم‌هایی مثل بقیه

راوی داستان‌ها که همان هارون یا پرویز یشایایی باشد، در یکی از داستان‌ها خود را به یکی از کاراکترهای قصه چنین معرفی می‌کند: « … من در یک خانواده‌ی یهودی متولد شده‌ام، اعتقادات و سنت‌های یهودی‌گری را دوست دارم و فرایض مذهبی‌ام را در حد اعتدال رعایت می‌کنم. یهودی بودن برایم مثل رنگ پوستم می‌ماند، نمی‌توانم یا نمی‌خواهم عوضش کنم. اما قبل از همه‌ی این‌ها به انسان بودن فکر می‌کنم … » این روحیه و این رویکرد انسانی به هویت دینی و قومی، در سراسر کتاب حضور دارد. حتی با قدر اغماض می‌توان گفت که کتاب برای تشریح چنین رویکری نوشته شده است.

آیشمن در اورشلیم گزارشی در باب ابتذال

میهمان ناخوانده در اورشلیم

هانا آرنت در سرتاسر کتاب آیشمن در اورشلیم، جز یکبار و آن هم به موجزترین شکل ممکن در پایان فصل پانزدهم، به عبارتی که در زیرتیتر کتاب بر روی جلد ذکر کرده بود، ابتذال شر، برنمی‌گردد. خودش سال‌ها بعد گفته بود اگر دوباره قصد نوشتن می‌کرد از آن زیرتیتر صرف‌نظر می‌کرد. ریشه‌شناسی لفظ banal در انگلیسی -که از banel فرانسوی قرون وسطایی به معنای چیزی اشتراکی و همگانی در حیطه قدرت فئودال وام گرفته شده بود- به درک بهتر مفهوم زیرتیتر کمک می‌کند. «ابتذال» در اینجا به معنای حقیر یا بی‌اهمیت بودن نیست بلکه به معنای همگانی بودن است.

فرانتس کافکا و آنچه از او باقی ماند

فرانتس کافکا (۱۹۲۴-۱۸۸۳) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم میلادی است. او به نزدیک‌ترین دوست خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثارش را پس از مرگش ترجیحاً نخوانده بسوزاند. ماکس برود اما از این خواسته سرپیچی کرد و امروز بیشتر آثار کافکا در دسترس ماست. پرآوازه‌ترین آثار کافکا، داستان بلند «مسخ»، رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند. علاوه بر این سه اثر، در این پرونده ما به نقد و معرفی امریکای ناتمام او هم پرداخته‌ایم. درباره‌ی زبان، زادگاه و سبک او مقالاتی نوشته‌ایم، اصطلاح «کافکایی» را تشریح کرده‌ایم و  نقد و معرفی کتاب‌هایی را هم برای شناخت هرچه بهتر او و نوشته‌هایش برایتان گردآورده‌ایم. پرونده‌ی «کافکا» را در وینش بخوانید و برایمان از کافکاخوانی‌های خودتان در بخش کامنت‌ها بنویسید.

مجسمه کافکا

نوشتن به آلمانی در کانون ناسیونالیزم چک

امروز وقتی بازدیدکنندگان و توریست‌ها را به دیدن بناهایی در پراگ می‌برند که به نحوی به کافکا مربوط می‌شوند، در این باره که او به چه زبانی می‌نوشت، کمتر صحبتی به میان می‌آورند. او یک یهودی بود که در پراگ به دنیا آمد اما داستان‌ها و رمان‌ها و حتی نامه‌های خود را (جز موارد استثنایی اندک) نه به زبان چک می‌نوشت و نه به زبان عبری، بلکه به آلمانی می‌نوشت. تا‌ به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا؟

آدم‌هایی مثل بقیه

راوی داستان‌ها که همان هارون یا پرویز یشایایی باشد، در یکی از داستان‌ها خود را به یکی از کاراکترهای قصه چنین معرفی می‌کند: « … من در یک خانواده‌ی یهودی متولد شده‌ام، اعتقادات و سنت‌های یهودی‌گری را دوست دارم و فرایض مذهبی‌ام را در حد اعتدال رعایت می‌کنم. یهودی بودن برایم مثل رنگ پوستم می‌ماند، نمی‌توانم یا نمی‌خواهم عوضش کنم. اما قبل از همه‌ی این‌ها به انسان بودن فکر می‌کنم … » این روحیه و این رویکرد انسانی به هویت دینی و قومی، در سراسر کتاب حضور دارد. حتی با قدر اغماض می‌توان گفت که کتاب برای تشریح چنین رویکری نوشته شده است.