برچسب: یادداشت‌های یک کتابفروش

یادداشت‌های یک کتابفروش

چه کتابی برای خواندن به مراجعین پیشنهاد کنم؟ کتاب‌ها را طبق چه ترتیبی بچینم؟ به سوال‌های غریبِ مشتریان عجیب چه جوابی بدهم؟ این‌ها و خیلی بیش از این‌ها دغدغه‌های روزانه یک کتابفروش در شغلش است. مهدی ملکشاه در یک مجموعه یادداشت به همین بهانه در شغلش و در کار کتاب غور کرده است. پرونده این هفته ما مجموعه چهار یادداشت او برای وینش است که با عنوان کلی «یادداشت‌های یک کتابفروش» گرد آورده‌ایم.

یادداشت‌های یک کتابفروش

یونگ و فرویدتان کجاست؟

کتابفروش، مثل یک مامور تعیین قیمت، مشخص می‌کند کدام کتاب‌ها در قفسه‌های بالایی (که دست کسی بهشان نمی‌رسد) باشند و کدام کتاب‌ها در قفسه‌های پایینی (که فقط آدم‌هایی که انگیزه و توان خم شدن دارند بهشان دسترسی خواهند داشت) و کدام کتاب‌ها در قفسه‌های هم‌سطح ارتفاع چشم انسان (که مثل املاک مرغوب می‌مانند) و کدام‌ها در ویترین یا روی میز تازه‌ها (این‌ها سوگلی هستند). اما واقعاً کتاب‌ها را طبق چه قاعده‌ای می‌چینند؟ کتابفروش تنها چندثانیه فرصت دارد به این سوال پاسخ دهد. مهدی ملکشاه فکرهای این چندثانیه‌اش را در این یادداشت نوشته.

چرا کتابفروش بودن سخت است؟

چه کتابی انتخاب کنم؟ این اولین سوالی است که یک کتابفروش با آن روبه‌رو می‌شود. اما چطور به این سوال پاسخ بدهد وقتی نه طرف مقابلش را می‌‌شناسد (مگر اینکه به یک تخمین شتاب‌زده با توجه به ظاهر و صحبت‌های او اکتفا کند) و نه می‌داند قبل از آن چه خوانده و نه این‌که در کتاب‌ها دنبال چیست؟ اما خب راهنمای کتابفروشی را آن‌جا گذاشته‌اند برای پاسخ دادن به همین سوال. مهدی ملکشاه در این یادداشت (و یادداشت‌های دیگری که به زودی منتشر می‌کنیم) کلنجار ذهنی یک کتابفروش را روایت می‌کند. اولین یادداشت درباره این است که به مشتری جزء از کل را پیشنهاد کند یا شوهر آهو خانم را، و اصلاً این توصیه چه معناهایی دارد.

یادداشت‌های یک کتابفروش

چه کتابی برای خواندن به مراجعین پیشنهاد کنم؟ کتاب‌ها را طبق چه ترتیبی بچینم؟ به سوال‌های غریبِ مشتریان عجیب چه جوابی بدهم؟ این‌ها و خیلی بیش از این‌ها دغدغه‌های روزانه یک کتابفروش در شغلش است. مهدی ملکشاه در یک مجموعه یادداشت به همین بهانه در شغلش و در کار کتاب غور کرده است. پرونده این هفته ما مجموعه چهار یادداشت او برای وینش است که با عنوان کلی «یادداشت‌های یک کتابفروش» گرد آورده‌ایم.

یادداشت‌های یک کتابفروش

یونگ و فرویدتان کجاست؟

کتابفروش، مثل یک مامور تعیین قیمت، مشخص می‌کند کدام کتاب‌ها در قفسه‌های بالایی (که دست کسی بهشان نمی‌رسد) باشند و کدام کتاب‌ها در قفسه‌های پایینی (که فقط آدم‌هایی که انگیزه و توان خم شدن دارند بهشان دسترسی خواهند داشت) و کدام کتاب‌ها در قفسه‌های هم‌سطح ارتفاع چشم انسان (که مثل املاک مرغوب می‌مانند) و کدام‌ها در ویترین یا روی میز تازه‌ها (این‌ها سوگلی هستند). اما واقعاً کتاب‌ها را طبق چه قاعده‌ای می‌چینند؟ کتابفروش تنها چندثانیه فرصت دارد به این سوال پاسخ دهد. مهدی ملکشاه فکرهای این چندثانیه‌اش را در این یادداشت نوشته.

چرا کتابفروش بودن سخت است؟

چه کتابی انتخاب کنم؟ این اولین سوالی است که یک کتابفروش با آن روبه‌رو می‌شود. اما چطور به این سوال پاسخ بدهد وقتی نه طرف مقابلش را می‌‌شناسد (مگر اینکه به یک تخمین شتاب‌زده با توجه به ظاهر و صحبت‌های او اکتفا کند) و نه می‌داند قبل از آن چه خوانده و نه این‌که در کتاب‌ها دنبال چیست؟ اما خب راهنمای کتابفروشی را آن‌جا گذاشته‌اند برای پاسخ دادن به همین سوال. مهدی ملکشاه در این یادداشت (و یادداشت‌های دیگری که به زودی منتشر می‌کنیم) کلنجار ذهنی یک کتابفروش را روایت می‌کند. اولین یادداشت درباره این است که به مشتری جزء از کل را پیشنهاد کند یا شوهر آهو خانم را، و اصلاً این توصیه چه معناهایی دارد.