سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: گولاگ

درباره‌ی مجمع الجزایر گولاگ

دشمنِ خلق. در شوروی استالینی این نام اگر روی کسی گذاشته می‌شد زندگی‌اش عملاً به پایان رسیده بود. دشمنان خلق را یا اعدام می‌کردند یا به اردوگاه‌های کار اجباری می‌فرستادند که دست کمی از اعدام نداشت و نوعی مرگ تدریجی و دردآور بود. در شوروی خیلی‌ها را در طول سه دهه به اردوگاه کار اجباری فرستادند. اما مشکل دیکتاتور وقتی است که یکی از جان به دربردگانش زبان داشته باشد. قلمی که با آن آنچه را بر او و هم‌زندان‌هایش گذشته برای بقیه مردم، برای آیندگان و برای خارج از کشور روایت کند. الکساندر سولژنیتسین چنین کسی بود و این کار را با نگارش کتاب «مجمع الجزایر گولاگ» کرد.

مجمع الجزایر گولاگ، روایت سولژنیتسین از اردوگاه کار اجباری

مجمع الجزایر گولاگ، روایت سولژنیتسین از اردوگاه کار اجباری

کسی به داخل اردوگاه‌های کار اجباری شوروی استالینی راه نداشت. آن‌ها که زندان‌بان بودند، مامورِ لابد معذورِ حکومت بودند و آن‌ها که بازداشت شده و به این اردوگاه‌ها اعزام می‌شدند اغلب زنده بیرون نمی‌آمدند. آن‌هایی که جان سالم به در بردند هم سکوت می‌گزیدند چون نمی‌خواستند دوباره به چنان جایی برگردند. اما یک نفر، یک نویسنده، به نام الکساندر سولژنیتسین تصمیم گرفت آن‌چه را خودش و هم‌قطارانش تجربه کردند مستند کند و به گوش جهانیان برساند. به این ترتیب کتاب «مجمع الجزایر گولاگ» نوشته شد. کتابی که دنیا را تکان داد.

اگر حافظه یاری کند

برودسکی دلتنگ

اگر حافظه یاری کند، چهار جستار است با محوریت فراموشی و به‌یادآوردن. به طور دقیق‌تر دو جستار از چهار متن داخل کتاب را نویسنده درباره‌ی خودش و به‌یاد آوردن وطن در سال‌های تبعید نوشته و دو جستار دیگر را با محوریت دو شخصیت ادبی (نادژدا ماندلشتام و آندری پلاتونوف) درباره‌ی وضعیت ادبیات روسی شکل داده است. جوزف برودسکی این جستارها را به زبان انگلیسی می‌نویسد تا به‌قول خودش، وطن، والدین و خاطراتش را از انقیاد زبان روسی نجات بدهد.

درباره‌ی مجمع الجزایر گولاگ

دشمنِ خلق. در شوروی استالینی این نام اگر روی کسی گذاشته می‌شد زندگی‌اش عملاً به پایان رسیده بود. دشمنان خلق را یا اعدام می‌کردند یا به اردوگاه‌های کار اجباری می‌فرستادند که دست کمی از اعدام نداشت و نوعی مرگ تدریجی و دردآور بود. در شوروی خیلی‌ها را در طول سه دهه به اردوگاه کار اجباری فرستادند. اما مشکل دیکتاتور وقتی است که یکی از جان به دربردگانش زبان داشته باشد. قلمی که با آن آنچه را بر او و هم‌زندان‌هایش گذشته برای بقیه مردم، برای آیندگان و برای خارج از کشور روایت کند. الکساندر سولژنیتسین چنین کسی بود و این کار را با نگارش کتاب «مجمع الجزایر گولاگ» کرد.

مجمع الجزایر گولاگ، روایت سولژنیتسین از اردوگاه کار اجباری

مجمع الجزایر گولاگ، روایت سولژنیتسین از اردوگاه کار اجباری

کسی به داخل اردوگاه‌های کار اجباری شوروی استالینی راه نداشت. آن‌ها که زندان‌بان بودند، مامورِ لابد معذورِ حکومت بودند و آن‌ها که بازداشت شده و به این اردوگاه‌ها اعزام می‌شدند اغلب زنده بیرون نمی‌آمدند. آن‌هایی که جان سالم به در بردند هم سکوت می‌گزیدند چون نمی‌خواستند دوباره به چنان جایی برگردند. اما یک نفر، یک نویسنده، به نام الکساندر سولژنیتسین تصمیم گرفت آن‌چه را خودش و هم‌قطارانش تجربه کردند مستند کند و به گوش جهانیان برساند. به این ترتیب کتاب «مجمع الجزایر گولاگ» نوشته شد. کتابی که دنیا را تکان داد.

اگر حافظه یاری کند

برودسکی دلتنگ

اگر حافظه یاری کند، چهار جستار است با محوریت فراموشی و به‌یادآوردن. به طور دقیق‌تر دو جستار از چهار متن داخل کتاب را نویسنده درباره‌ی خودش و به‌یاد آوردن وطن در سال‌های تبعید نوشته و دو جستار دیگر را با محوریت دو شخصیت ادبی (نادژدا ماندلشتام و آندری پلاتونوف) درباره‌ی وضعیت ادبیات روسی شکل داده است. جوزف برودسکی این جستارها را به زبان انگلیسی می‌نویسد تا به‌قول خودش، وطن، والدین و خاطراتش را از انقیاد زبان روسی نجات بدهد.