برچسب: کتاب

فراموش کردن کتاب ها

چرا بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانیم را فراموش می‌کنیم؟

بیشتر فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را که می‌بینیم و بیشتر کتاب‌هایی را که می‌خوانیم مدتی بعد فراموش می‌کنیم. پس چرا می‌خوانیم‌شان؟ جولی بِک / Julie Beck از سردبیران ارشد مجله‌ی آتلانتیک در مقاله‌ای به این مساله پرداخته است. اینترنت به مثابه یک حافظه بیرونی چقدر در فراموش کردن‌های ما نقش داشته است؟ آیا اصلاً لازم است همه چیز را به یاد داشته باشیم؟ و اینکه چطور می‌توان بیشتر از قبل خوانده‌ها را در ذهن جاگیر کرد. بهرحال می‌دانیم که ورود اطلاعات لزوماً به تولید دانش منجر نمی‌شود. حداقل تا زمانی که اطلاعات در ذهن جاگیر نشده باشد.

چرا کتابفروش بودن سخت است؟

چه کتابی انتخاب کنم؟ این اولین سوالی است که یک کتابفروش با آن روبه‌رو می‌شود. اما چطور به این سوال پاسخ بدهد وقتی نه طرف مقابلش را می‌‌شناسد (مگر اینکه به یک تخمین شتاب‌زده با توجه به ظاهر و صحبت‌های او اکتفا کند) و نه می‌داند قبل از آن چه خوانده و نه این‌که در کتاب‌ها دنبال چیست؟ اما خب راهنمای کتابفروشی را آن‌جا گذاشته‌اند برای پاسخ دادن به همین سوال. مهدی ملکشاه در این یادداشت (و یادداشت‌های دیگری که به زودی منتشر می‌کنیم) کلنجار ذهنی یک کتابفروش را روایت می‌کند. اولین یادداشت درباره این است که به مشتری جزء از کل را پیشنهاد کند یا شوهر آهو خانم را، و اصلاً این توصیه چه معناهایی دارد.

چگونه کتاب نخوانیم

چگونه کتاب نخوانیم

چگونه کتاب نخوانیم عنوان جالبی برای یک کتاب است؛ درحقیقت انگار میخواهد بگوید اگر می‌خواهید کتابخوان نباشید هم

کتاب من و دیگری

کتاب من و دیگری

کتاب من و دیگری نگاهی است به نویسنده از ساحت‌های گوناگون، ساحت‌هایی که بخش‌های مختلفی از نویسنده و

کتاب‌خوانی

خواندن و نوشتن با توصیه های میلری

عجیب نیست هنری میلر نویسنده آمریکایی که به شکستن ساختارها هم در زندگی شخصی و هم در نوشتن شهره بود مطلبی بنویسد به اسم خواندن در توالت. اما چیزی که هنر میلر را در این نوشته نمایان می‌کند بیان مجموعه‌ای از مسائل انسان دوران مدرن و نگاهی ویژه به کتاب است، چه برای خواندن و چه نوشتن.

 

 

چگونه درباره کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم حرف بزنیم؟

شنا برخلاف جریان آب

چگونه درباره کتاب‌‌هایی که نخوانده‌‌ایم حرف بزنیم؟ از یک طرف راهنمایی برای کتاب نخواندن است و از طرف دیگر، دستورالعملی‌ست برای درست خواندن کتاب‌ها. از دید بایار فقط کتاب خواندن نیست که باعث اعتلای فرهنگ و یا دانش فرد می‌‌شود. از یک جهت اغلب مطالب خوانده شده به مرور زمان فراموش می‌‌شوند و یا فقط گزیده‌‌هایی از آن‌‌ها در ذهن می‌ماند و از طرفی دیگر، یک کتاب به تنهایی داده‌‌ی خاصی ندارد و بدون یافتن جایگاه آن کتاب در کتابخانه جمعی، خواندن و نقد آن عملی بیهوده است…

فراموش کردن کتاب ها

چرا بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانیم را فراموش می‌کنیم؟

بیشتر فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را که می‌بینیم و بیشتر کتاب‌هایی را که می‌خوانیم مدتی بعد فراموش می‌کنیم. پس چرا می‌خوانیم‌شان؟ جولی بِک / Julie Beck از سردبیران ارشد مجله‌ی آتلانتیک در مقاله‌ای به این مساله پرداخته است. اینترنت به مثابه یک حافظه بیرونی چقدر در فراموش کردن‌های ما نقش داشته است؟ آیا اصلاً لازم است همه چیز را به یاد داشته باشیم؟ و اینکه چطور می‌توان بیشتر از قبل خوانده‌ها را در ذهن جاگیر کرد. بهرحال می‌دانیم که ورود اطلاعات لزوماً به تولید دانش منجر نمی‌شود. حداقل تا زمانی که اطلاعات در ذهن جاگیر نشده باشد.

چرا کتابفروش بودن سخت است؟

چه کتابی انتخاب کنم؟ این اولین سوالی است که یک کتابفروش با آن روبه‌رو می‌شود. اما چطور به این سوال پاسخ بدهد وقتی نه طرف مقابلش را می‌‌شناسد (مگر اینکه به یک تخمین شتاب‌زده با توجه به ظاهر و صحبت‌های او اکتفا کند) و نه می‌داند قبل از آن چه خوانده و نه این‌که در کتاب‌ها دنبال چیست؟ اما خب راهنمای کتابفروشی را آن‌جا گذاشته‌اند برای پاسخ دادن به همین سوال. مهدی ملکشاه در این یادداشت (و یادداشت‌های دیگری که به زودی منتشر می‌کنیم) کلنجار ذهنی یک کتابفروش را روایت می‌کند. اولین یادداشت درباره این است که به مشتری جزء از کل را پیشنهاد کند یا شوهر آهو خانم را، و اصلاً این توصیه چه معناهایی دارد.

چگونه کتاب نخوانیم

چگونه کتاب نخوانیم

چگونه کتاب نخوانیم عنوان جالبی برای یک کتاب است؛ درحقیقت انگار میخواهد بگوید اگر می‌خواهید کتابخوان نباشید هم

کتاب من و دیگری

کتاب من و دیگری

کتاب من و دیگری نگاهی است به نویسنده از ساحت‌های گوناگون، ساحت‌هایی که بخش‌های مختلفی از نویسنده و

کتاب‌خوانی

خواندن و نوشتن با توصیه های میلری

عجیب نیست هنری میلر نویسنده آمریکایی که به شکستن ساختارها هم در زندگی شخصی و هم در نوشتن شهره بود مطلبی بنویسد به اسم خواندن در توالت. اما چیزی که هنر میلر را در این نوشته نمایان می‌کند بیان مجموعه‌ای از مسائل انسان دوران مدرن و نگاهی ویژه به کتاب است، چه برای خواندن و چه نوشتن.

 

 

چگونه درباره کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم حرف بزنیم؟

شنا برخلاف جریان آب

چگونه درباره کتاب‌‌هایی که نخوانده‌‌ایم حرف بزنیم؟ از یک طرف راهنمایی برای کتاب نخواندن است و از طرف دیگر، دستورالعملی‌ست برای درست خواندن کتاب‌ها. از دید بایار فقط کتاب خواندن نیست که باعث اعتلای فرهنگ و یا دانش فرد می‌‌شود. از یک جهت اغلب مطالب خوانده شده به مرور زمان فراموش می‌‌شوند و یا فقط گزیده‌‌هایی از آن‌‌ها در ذهن می‌ماند و از طرفی دیگر، یک کتاب به تنهایی داده‌‌ی خاصی ندارد و بدون یافتن جایگاه آن کتاب در کتابخانه جمعی، خواندن و نقد آن عملی بیهوده است…