سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: نژادپرستی

اوگرشیچ البته که عصبانی هستم ناسیونالیسم

فشار ناسیونالیسم و ابهام هویتی در جمهوری کرواسی

تجربه‌ی زن نویسنده‌ای در کرواسیِ بعد از تجزیه‌ی جمهوری فدرال یوگسلاوی؛ تجربه در افتادن با اوج‌گیری احساسات ناسیونالیستی تند در جمهوری‌های تازه تاسیس بعد از فروپاشی که در نهایت دوبراوکا اوگرشیچ را وادار به ترک وطن کرد. مقالاتی که در این کتاب گرد آمده‌اند درک ملموس‌تری از جمهوری‌های پسایوگسلاوی به دست می‌دهند.

چرا نمی‌توانیم منتظر بمانیم؟

مارتین لوتر کینگ؛ صبور و ناشکیبا

از بروز شهامت تا رسیدن به برابری کامل، بیشتر از صدسال فاصله است. از روزی که سیاه‌پوستان از بردگی سفیدپوست‌ها آزاد شدند، تا روزی که رزا پارکس را در دادگاه به جرم صندلی ندادن به مسافر سفیدپوست اتوبوس متهم کردند، نزدیک به یک قرن می‌گذشت و باز هم تبعیض نژادی بین سیاه و سفید بی‌داد می‌کرد. سال‌ها جنگ و دشمنی، مصالحه و مدارا کاری از پیش نبرده بود. بنابراین مارتین لوتر کینگ فریاد زد: «دیگر نمی‌توانیم منتظر بمانیم!»

کلبه عمو تام

«کلبه عمو تام»، محرک جنگی که برده‌ داری را نابود کرد

آبراهام لینکلن گفته بود: «کسی که احساسات عمومی را شکل می‌دهد از کسی که قوانین را وضع می‌کند، برتر است.» او وقتی هریت بیچر استو این نیوانگلندی ریزه‌میزه را دید گفته بود: «آیا این همان زن کوچکی است که این جنگ بزرگ را به راه انداخت؟» داستان «کلبه عمو تام» اما در متقاعدسازی آمریکایی‌ها نسبت به زشت بودن برده‌داری نقش شگرفی داشت. آنت گوردون رید در این مقاله بررسی می‌کند که کتاب هریت بیچر استو چطور باعث تسریع وقوع جنگ داخلی آمریکا شد. این مقاله در تاریخ 6 ژوئن 2011 در نیویورکر منتشر شده است.

درخت آرزوها درختی

داستان درختی که حرف زد

درخت‌ها عاشق قصه جمع‌کردن‌اند. درست مثل سنجاب‌ها که بلوط جمع می‌کنند، آن‌ها هم قصه جمع می‌کنند. اما قانون مهمی بین درخت‌ها و حیوانات وجود دارد که باعث می‌شود ما انسان‌ها نتوانیم این قصه‌ها را بشنویم؛ آن‌ها نباید با انسان‌ها حرف بزنند. اما وقتی درخت آرزوها باشی و پای یک آرزوی خیلی‌خیلی مهم هم در میان باشد ، باید قانون را بشکنی و شروع به حرف زدن کنی.

بدن خانه

اهمیتِ یافتن خانه در بدن خود

روپی کاور نویسنده و شاعر هندی‌الاصل کانادایی در تازه‌ترین کتابش –بدن‌ خانه– نمای نزدیکی از سفر ذهن و بدن خود و تجربیاتش به عنوان یک زن جوان مهاجر ارائه می‌دهد. بدن-خانه ادای احترام به رشد عاطفیِ نه‌تنها یک فرد بلکه یک جامعه است. در اصل، راهنمای تأمل‌برانگیزی است که از خوانندگان می‌خواهد به گذشته و حال و آینده‌ی زندگی‌شان نگاه کنند به امید رشد و آموختن از تجربه‌های گذشته و مشاهده‌ی توانایی‌های خود.

کتابهای ممنوعه مارگارت میچل

کتابهای ممنوعه؛ آیا باید «برباد رفته» را حذف کرد؟

با بالا گرفتن اعتراضات ضد تبعیض نژادی در آمریکا و شهرهای بزرگ غرب، دامنه‌ی بازنگری‌ها به فیلم‌ها، کتاب‌ها و مجسمه‌ها هم رسید. از جمله فیلم حذف «بربادرفته» که البته بعد از مدتی همراه با یک توضیح تاریخی درباره زمینه‌های شکل‌گیری اتفاقات داستان دوباره به پخش اینترنتی بازگشت. اما آیا باید «بربادرفته» و سایر آثاری که در گذشته به وجود آمده‌اند و با استانداردهای تثبیت‌شده زندگی امروز مطابقت ندارند را حذف کرد؟ آیا اصولا بربادرفته وجوه نژادپرستانه دارد؟

ملاقات کاکاسیاه

به من نگو کاکاسیاه!

ملاقات در سال ۱۹۹۵ منتشر شده و ‌راوی بیشتر داستان‌ها سوم‌شخص است. همه‌ی ماجراها در محله‌های فقیرنشین رخ می‌دهند. داستان‌هایی از خانواده‌های زجرکشیده که تقریباً امید به زندگی را از دست داده‌اند و در پی یافتن راهی برای فرار از زندگی هستند. درحقیقت این کتاب خاطرات دوران کودکی و نوجوانی نویسنده است که در قالب هشت داستان کوتاه خواننده را با زندگیِ توأم با ترس‌ و مشقتِ او آشنا می‌کند.

اوگرشیچ البته که عصبانی هستم ناسیونالیسم

فشار ناسیونالیسم و ابهام هویتی در جمهوری کرواسی

تجربه‌ی زن نویسنده‌ای در کرواسیِ بعد از تجزیه‌ی جمهوری فدرال یوگسلاوی؛ تجربه در افتادن با اوج‌گیری احساسات ناسیونالیستی تند در جمهوری‌های تازه تاسیس بعد از فروپاشی که در نهایت دوبراوکا اوگرشیچ را وادار به ترک وطن کرد. مقالاتی که در این کتاب گرد آمده‌اند درک ملموس‌تری از جمهوری‌های پسایوگسلاوی به دست می‌دهند.

چرا نمی‌توانیم منتظر بمانیم؟

مارتین لوتر کینگ؛ صبور و ناشکیبا

از بروز شهامت تا رسیدن به برابری کامل، بیشتر از صدسال فاصله است. از روزی که سیاه‌پوستان از بردگی سفیدپوست‌ها آزاد شدند، تا روزی که رزا پارکس را در دادگاه به جرم صندلی ندادن به مسافر سفیدپوست اتوبوس متهم کردند، نزدیک به یک قرن می‌گذشت و باز هم تبعیض نژادی بین سیاه و سفید بی‌داد می‌کرد. سال‌ها جنگ و دشمنی، مصالحه و مدارا کاری از پیش نبرده بود. بنابراین مارتین لوتر کینگ فریاد زد: «دیگر نمی‌توانیم منتظر بمانیم!»

کلبه عمو تام

«کلبه عمو تام»، محرک جنگی که برده‌ داری را نابود کرد

آبراهام لینکلن گفته بود: «کسی که احساسات عمومی را شکل می‌دهد از کسی که قوانین را وضع می‌کند، برتر است.» او وقتی هریت بیچر استو این نیوانگلندی ریزه‌میزه را دید گفته بود: «آیا این همان زن کوچکی است که این جنگ بزرگ را به راه انداخت؟» داستان «کلبه عمو تام» اما در متقاعدسازی آمریکایی‌ها نسبت به زشت بودن برده‌داری نقش شگرفی داشت. آنت گوردون رید در این مقاله بررسی می‌کند که کتاب هریت بیچر استو چطور باعث تسریع وقوع جنگ داخلی آمریکا شد. این مقاله در تاریخ 6 ژوئن 2011 در نیویورکر منتشر شده است.

درخت آرزوها درختی

داستان درختی که حرف زد

درخت‌ها عاشق قصه جمع‌کردن‌اند. درست مثل سنجاب‌ها که بلوط جمع می‌کنند، آن‌ها هم قصه جمع می‌کنند. اما قانون مهمی بین درخت‌ها و حیوانات وجود دارد که باعث می‌شود ما انسان‌ها نتوانیم این قصه‌ها را بشنویم؛ آن‌ها نباید با انسان‌ها حرف بزنند. اما وقتی درخت آرزوها باشی و پای یک آرزوی خیلی‌خیلی مهم هم در میان باشد ، باید قانون را بشکنی و شروع به حرف زدن کنی.

بدن خانه

اهمیتِ یافتن خانه در بدن خود

روپی کاور نویسنده و شاعر هندی‌الاصل کانادایی در تازه‌ترین کتابش –بدن‌ خانه– نمای نزدیکی از سفر ذهن و بدن خود و تجربیاتش به عنوان یک زن جوان مهاجر ارائه می‌دهد. بدن-خانه ادای احترام به رشد عاطفیِ نه‌تنها یک فرد بلکه یک جامعه است. در اصل، راهنمای تأمل‌برانگیزی است که از خوانندگان می‌خواهد به گذشته و حال و آینده‌ی زندگی‌شان نگاه کنند به امید رشد و آموختن از تجربه‌های گذشته و مشاهده‌ی توانایی‌های خود.

کتابهای ممنوعه مارگارت میچل

کتابهای ممنوعه؛ آیا باید «برباد رفته» را حذف کرد؟

با بالا گرفتن اعتراضات ضد تبعیض نژادی در آمریکا و شهرهای بزرگ غرب، دامنه‌ی بازنگری‌ها به فیلم‌ها، کتاب‌ها و مجسمه‌ها هم رسید. از جمله فیلم حذف «بربادرفته» که البته بعد از مدتی همراه با یک توضیح تاریخی درباره زمینه‌های شکل‌گیری اتفاقات داستان دوباره به پخش اینترنتی بازگشت. اما آیا باید «بربادرفته» و سایر آثاری که در گذشته به وجود آمده‌اند و با استانداردهای تثبیت‌شده زندگی امروز مطابقت ندارند را حذف کرد؟ آیا اصولا بربادرفته وجوه نژادپرستانه دارد؟

ملاقات کاکاسیاه

به من نگو کاکاسیاه!

ملاقات در سال ۱۹۹۵ منتشر شده و ‌راوی بیشتر داستان‌ها سوم‌شخص است. همه‌ی ماجراها در محله‌های فقیرنشین رخ می‌دهند. داستان‌هایی از خانواده‌های زجرکشیده که تقریباً امید به زندگی را از دست داده‌اند و در پی یافتن راهی برای فرار از زندگی هستند. درحقیقت این کتاب خاطرات دوران کودکی و نوجوانی نویسنده است که در قالب هشت داستان کوتاه خواننده را با زندگیِ توأم با ترس‌ و مشقتِ او آشنا می‌کند.