سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: نقد ادبی

چنین گفت وینش

چنین گفت وینش!

وقتی در سال 97 درباره ایجاد وینش فکر می‌کردیم، به اهمیت چند چیز می‌اندیشیدیم. اول جلب توجه به اهمیت مشاهده کردن و شنیدن (خواندن هم گونه‌ای از مشاهده‌گری است)، دوم بررسی و نقد آنچه مشاهده می‌شود با هدف ایجاد مکالمه، سوم دستیابی به پاسخ‌هایی که منجر به ایجاد خدمات، فکرها یا کالاهای موثر می‌شود. وینش تصمیم گرفت در جایگاه نقد کتاب‌ها و اکوسیستم مطالعه بنشیند و با نظاره از منظر فرد سوم، تحلیل خود را ارائه دهد. موضوع این نظاره‌گری کتاب‌ها، اثر آنها بر محیط، نمایشگاه‌ها و …هر آن‌چیزی است که می‌تواند به نحوی با مطالعه مرتبط باشد.

در باب خواندن هم آغوشی با

هم آغوشی با جهان کتاب

در باب خواندن مارسل پروست اثری در خور توجه در وصف زیبایی خواندن و نائل شدن به تخیل و تجربه ی زیستیِ جهان نویسندگان است که پروست در این اثر نوید سرزنده بودنِ حیات ادبیات را به خوانندگان القا می کند.

چکامه ی گذشته: مرثیه ی زوال

مرثیه برای آینده؛ نگاهی به «چکامه گذشته: مرثیه زوال»

نقدها و نوشته‌های شاپور بهیان دربارۀ ادبیات که گزیده‌ای از آن‌ها در کتاب «چکامه گذشته: مرثیه زوال» گردآوری شده، به قلم منتقدی که فعالیت شاخصی نیز در ترجمۀ متن‌های نظری داشته، قبل از هر چیز نشان‌دهندۀ همین تأثیر ترجمه در اندیشیدن به ادبیات است. این نوشته‌ها در راستای غنابخشیدن به تجربۀ خواندن، نظری به دستاورهای فکری غرب دارند و این خصوصاً برای فرهنگی با سنتی غنی و دیرینه در آفرینش ادبی، اهمیت و ضرورتی دوچندان  دارد.

سینما موبایل کتاب

در خدمت و خیانت کتاب به سینما…

21 شهریورماه روز ملی سینما نامگذاری شده. سینما با اینکه محصول نهایی خودش را به شکل تصویری ارائه می‌کند اما ارتباط تنگاتنگی با ادبیات دارد. این ارتباط  در ساده‌ترین شکل ماجرای فیلمنامه است و تاثیری که در نتیجه نهایی کار می‌گذارد، و در شکل‌های دیگر آثار داستانی هستند که برای ساخت فیلم اقتباس می‌شوند. اما اقتباس سینمایی چگونه و با چه اصولی؟

فلسفه ساموئل بکت

نقدی بر مقدمهِ‌ ترجمهِ‌ «فلسفه ساموئل بکت»

سال 1978 مجله آگزنته (Akzente) به مناسبت تولد هشتاد سالگی فیلسوف شهیر آلمانی، «هربرت مارکوزه» شماره ویژه‌ای را منتشر می‌کند. این شماره به عمده دستاوردهای فکری مارکوزه در طول دوران حرفه‌ای او می‌پردازد. تقریباً یک سال بعد، مارکوزه به عنوان آخرین فرد از نسل اول فیلسوفان نظریه انتقادی- چیزی که بعدها به مکتب فرانکفورت معروف شد- فوت می‌کند.

پژوهش های یک سگ همراه با دو نقد ادبی

پژوهش‌های یک سگ: فلسفه یا ادبیات؟

«پژوهش‌های یک سگ» داستانی است از فرانتس کافکا از زبان یک سگ. گفتیم داستان، اما این واقعاً یک سوال است که این متن آیا متنی است فلسفی یا قطعه‌ای ادبی یا یک داستان؟ سوالی که هسته‌ی اصلی نقد مفصل روبرت صافاریان را هم تشکیل می‌دهد. و شاید سوال خود کافکا هم بوده. چون این متن یکی از آن دست‌نوشته‌هایی است که کافکا وصیت کرده بود ماکس برود دوستش آن‌ها را بسوزاند. و البته ماکس برود، به نفع بشریت، به وصیت دوستش عمل نکرد. ناشر به همراه متن «پژوهش‌های یک سگ» دو مقاله نظری هم درباره آن به قلم راینر نگله و آرون شوستر به چاپ رسانده است. دومین بخش از سه بخش نقد زیر درباره این دو مقاله است.

پیرمرد و دریا

«پیرمرد و دریا» در سایه‌ وقایع زندگی همینگوی

زندگی شخصی ارنست همینگوی مطمئناً بر رمان «پیرمرد و دریا» اثر گذاشته است. شباهت بین همینگوی و سانتیاگو شخصیت رمان قابل توجه است. همینگوی ده سال بود که رمان موفقی ننوشته و سانتیاگو در طی ۸۴ روز حتی یک ماهی هم صید نکرده بود. هردو باید دوباره خودشان را ثابت می‌کردند. علاوه بر این مارلین [نیزه‌ماهی] سانتیاگو که توسط کوسه‌ها پاره می‌شود، نمادی از برخورد منتقدان با «پیرمرد و دریا» است. تنهایی همینگوی نتیجه‌ی ازدواج‌های ناموفق و طرد شدن توسط آدریانا [دختری ایتالیایی]ست، همسر سانتیاگو نیز مرده است و او تنها و منزوی است. علاوه بر این احتمالاً تجربیات منفی همینگوی با زنان او را به گونه‌ای تحت تأثیر قرار داد تا زنان را به شکلی منفی به تصویر بکشد. او احساس می‌کرد آدریانا، همسرانش یا به طور کلی زنان قدر و منزلت مردان را نمی‌دانند و این موضوع را نیز در رمان منعکس کرد.

بینامتنیت

بینامتنیت در داستان‌های کوسه، پاچه خیزک، و بخت آزمایی

نوشته‌ی حاضر به بررسی بینامتنیت در داستان‌های کوتاه «کوسه» (نوشته‌ی عدنان غریفی)، «پاچه خیزک» (نوشته‌ی صادق چوبک) و «بخت‌آزمایی» (از شرلی جکسون) ذیل سه عنوان خشم و خشونت، شماتت و کهن الگوی سپر بلا به عنوان درونمایه‌های اصلی و مشترک سه اثر می‌پردازد. سه داستانی که با درونمایه‌های شبیه به هم به خشم عمومی علیه ابژه‌ای عموماً بی‌گناه پرداخته‌اند.

چنین گفت وینش

چنین گفت وینش!

وقتی در سال 97 درباره ایجاد وینش فکر می‌کردیم، به اهمیت چند چیز می‌اندیشیدیم. اول جلب توجه به اهمیت مشاهده کردن و شنیدن (خواندن هم گونه‌ای از مشاهده‌گری است)، دوم بررسی و نقد آنچه مشاهده می‌شود با هدف ایجاد مکالمه، سوم دستیابی به پاسخ‌هایی که منجر به ایجاد خدمات، فکرها یا کالاهای موثر می‌شود. وینش تصمیم گرفت در جایگاه نقد کتاب‌ها و اکوسیستم مطالعه بنشیند و با نظاره از منظر فرد سوم، تحلیل خود را ارائه دهد. موضوع این نظاره‌گری کتاب‌ها، اثر آنها بر محیط، نمایشگاه‌ها و …هر آن‌چیزی است که می‌تواند به نحوی با مطالعه مرتبط باشد.

در باب خواندن هم آغوشی با

هم آغوشی با جهان کتاب

در باب خواندن مارسل پروست اثری در خور توجه در وصف زیبایی خواندن و نائل شدن به تخیل و تجربه ی زیستیِ جهان نویسندگان است که پروست در این اثر نوید سرزنده بودنِ حیات ادبیات را به خوانندگان القا می کند.

چکامه ی گذشته: مرثیه ی زوال

مرثیه برای آینده؛ نگاهی به «چکامه گذشته: مرثیه زوال»

نقدها و نوشته‌های شاپور بهیان دربارۀ ادبیات که گزیده‌ای از آن‌ها در کتاب «چکامه گذشته: مرثیه زوال» گردآوری شده، به قلم منتقدی که فعالیت شاخصی نیز در ترجمۀ متن‌های نظری داشته، قبل از هر چیز نشان‌دهندۀ همین تأثیر ترجمه در اندیشیدن به ادبیات است. این نوشته‌ها در راستای غنابخشیدن به تجربۀ خواندن، نظری به دستاورهای فکری غرب دارند و این خصوصاً برای فرهنگی با سنتی غنی و دیرینه در آفرینش ادبی، اهمیت و ضرورتی دوچندان  دارد.

سینما موبایل کتاب

در خدمت و خیانت کتاب به سینما…

21 شهریورماه روز ملی سینما نامگذاری شده. سینما با اینکه محصول نهایی خودش را به شکل تصویری ارائه می‌کند اما ارتباط تنگاتنگی با ادبیات دارد. این ارتباط  در ساده‌ترین شکل ماجرای فیلمنامه است و تاثیری که در نتیجه نهایی کار می‌گذارد، و در شکل‌های دیگر آثار داستانی هستند که برای ساخت فیلم اقتباس می‌شوند. اما اقتباس سینمایی چگونه و با چه اصولی؟

فلسفه ساموئل بکت

نقدی بر مقدمهِ‌ ترجمهِ‌ «فلسفه ساموئل بکت»

سال 1978 مجله آگزنته (Akzente) به مناسبت تولد هشتاد سالگی فیلسوف شهیر آلمانی، «هربرت مارکوزه» شماره ویژه‌ای را منتشر می‌کند. این شماره به عمده دستاوردهای فکری مارکوزه در طول دوران حرفه‌ای او می‌پردازد. تقریباً یک سال بعد، مارکوزه به عنوان آخرین فرد از نسل اول فیلسوفان نظریه انتقادی- چیزی که بعدها به مکتب فرانکفورت معروف شد- فوت می‌کند.

پژوهش های یک سگ همراه با دو نقد ادبی

پژوهش‌های یک سگ: فلسفه یا ادبیات؟

«پژوهش‌های یک سگ» داستانی است از فرانتس کافکا از زبان یک سگ. گفتیم داستان، اما این واقعاً یک سوال است که این متن آیا متنی است فلسفی یا قطعه‌ای ادبی یا یک داستان؟ سوالی که هسته‌ی اصلی نقد مفصل روبرت صافاریان را هم تشکیل می‌دهد. و شاید سوال خود کافکا هم بوده. چون این متن یکی از آن دست‌نوشته‌هایی است که کافکا وصیت کرده بود ماکس برود دوستش آن‌ها را بسوزاند. و البته ماکس برود، به نفع بشریت، به وصیت دوستش عمل نکرد. ناشر به همراه متن «پژوهش‌های یک سگ» دو مقاله نظری هم درباره آن به قلم راینر نگله و آرون شوستر به چاپ رسانده است. دومین بخش از سه بخش نقد زیر درباره این دو مقاله است.

پیرمرد و دریا

«پیرمرد و دریا» در سایه‌ وقایع زندگی همینگوی

زندگی شخصی ارنست همینگوی مطمئناً بر رمان «پیرمرد و دریا» اثر گذاشته است. شباهت بین همینگوی و سانتیاگو شخصیت رمان قابل توجه است. همینگوی ده سال بود که رمان موفقی ننوشته و سانتیاگو در طی ۸۴ روز حتی یک ماهی هم صید نکرده بود. هردو باید دوباره خودشان را ثابت می‌کردند. علاوه بر این مارلین [نیزه‌ماهی] سانتیاگو که توسط کوسه‌ها پاره می‌شود، نمادی از برخورد منتقدان با «پیرمرد و دریا» است. تنهایی همینگوی نتیجه‌ی ازدواج‌های ناموفق و طرد شدن توسط آدریانا [دختری ایتالیایی]ست، همسر سانتیاگو نیز مرده است و او تنها و منزوی است. علاوه بر این احتمالاً تجربیات منفی همینگوی با زنان او را به گونه‌ای تحت تأثیر قرار داد تا زنان را به شکلی منفی به تصویر بکشد. او احساس می‌کرد آدریانا، همسرانش یا به طور کلی زنان قدر و منزلت مردان را نمی‌دانند و این موضوع را نیز در رمان منعکس کرد.

بینامتنیت

بینامتنیت در داستان‌های کوسه، پاچه خیزک، و بخت آزمایی

نوشته‌ی حاضر به بررسی بینامتنیت در داستان‌های کوتاه «کوسه» (نوشته‌ی عدنان غریفی)، «پاچه خیزک» (نوشته‌ی صادق چوبک) و «بخت‌آزمایی» (از شرلی جکسون) ذیل سه عنوان خشم و خشونت، شماتت و کهن الگوی سپر بلا به عنوان درونمایه‌های اصلی و مشترک سه اثر می‌پردازد. سه داستانی که با درونمایه‌های شبیه به هم به خشم عمومی علیه ابژه‌ای عموماً بی‌گناه پرداخته‌اند.